تبلیغات از منظر تاریخ


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

، روزنامه‌نگاری، علوم‌سیاسی، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و هم‌چنین به صورت بین‌رشته‌ای مورد مطالعه قرارگرفته است. مطالعه تبلیغات از دیدگاه تاریخی بدین معنا است که روش‌های مبلغان را به صورت وقایع تاریخی و وقایع متعاقب آن‌ها را به صورت تأثیرات احتمالی تبلیغات بررسی کنیم. انجام این‌گونه مطالعات از منظر روزنامه‌نگاری یعنی فهم چگونگی «مدیریت خبر» و یا اطلاعات دستکاری شده، اعمالی که به واسطه آن‌ها جنبه‌های مثبت یک نهاد مورد تأکید قرار گرفته و جنبه‌های منفی آن نادیده انگاشته می‌شوند تا نهاد مذکور آن‌گونه که مطلوب است نشان داده شود.بررسی تبلیغات در پرتو علوم‌سیاسی به معنای تحلیل عقیده مبلغان، هم‌چنین تحلیل چگونگی انتشار و تأثیر آن بر افکارعمومی است. رویکرد جامعه‌شناختی به تبلیغات به معنای بررسی جنبش‌های اجتماعی و تبلیغات متقابلی است که در جهت مخالفت با تبلیغات دیگر انجام می‌شوند. در روان‌شناسی به بررسی تأثیر تبلیغات بر افراد پرداخته می‌شود. برخی از محققان دانشگاهی تبلیغات را به عنوان اندیشه و عمل طبیعی و ذاتی فرهنگ توده‌وار می‌شناسند. مطالعه تبلیغات به عنوان منبع تغذیه عقیده یکی از جدید‌ترین الگوهایی است که در آن بسیاری از این رشته‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند. در این حوزه به بررسی چگونگی ایجاد معناهای جدید به سود عقیده مسلط توسط رسانه‌های جمعی پرداخته می‌شود. پژوهش‌های قوم نگارانه نشان می‌دهند آیا مخاطبانِ تبلیغات، معناهای عقیدتی را می‌پذیرند یا آن‌ها را انکار می‌کنند.

در این مقاله به بررسی تبلیغات به عنوان یکی از اشکال ارتباطات خواهیم پرداخت. نوع دیگر ارتباط یعنی «اقناع» نیز مورد بررسی قرار خواهد گرفت. واژه‌های تبلیغات و اقناع بارها در آثار مربوط به تبلیغات به جای یکدیگر به کار رفته‌اند. راهبردهای حوزه اقناع در تبلیغات نیز به کار برده می‌شوند اما هدف این دو متفاوت است. اتخاذ رویکرد ارتباطی در مطالعه تبلیغات ما را قادر می‌سازد که متغیر‌های ارتباطی آن را جدا کنیم، تا رابطه بین پیام و متن را مشخص کنیم، به بررسی قصدمندی بپردازیم، واکنش‌ها و مسئولیت‌های مخاطبان را بسنجیم و نحوه توسعه ارتباطات تبلیغی را به عنوان یک فرایند ردیابی کنیم.

ما معتقدیم که ارزیابی تبلیغات در متن کنونی باید از هرگونه تعریف ارزشی به دور باشد. اهداف ما عبارتند از: 1) فراهم کردن یک ارزیابی خلاصه از تبلیغات و اقناع، 2)بررسی نقش تبلیغات به عنوان یکی از جنبه‌های مطالعات ارتباطی، و 3) بررسی تبلیغات به عنوان بخشی از نظام‌های اجتماعی، مذهبی و سیاسی در گردونه تاریخ و در زمان معاصر.

تعریف تبلیغات

تبلیغات، به زبانی کاملاً بی‌طرفانه، به معنای انتشار و یا پیشبرد یک عقیده خاص است. تبلیغات در زبان لاتین به معنای «انتشار دادن» یا «پخش کردن» است. در سال 1622 میلادی، واتیکان «مجمع مقدس تبلیغ ایمان در کلیسای کاتولیک رم» را تأسیس کرد. در آن زمان هدف از تبلیغات در کلیسای کاتولیک رم اشاعه ایمان به دنیای جدید و مخالفت با پروتستانیسم بود.

به همین دلیل واژه تبلیغات خاصیت خنثی بودن خود را از دست داد. در استفاده‌های بعدی از این واژه بار معنایی تحقیرآمیزی بدان اضافه شد. وقتی عنوان تبلیغات روی پیامی‌ گذارده می‌شود یعنی آن پیام منفی و نادرست است. لغت‌هایی که بلافاصله به عنوان هم معنی‌های تبلیغات شناخته شدند عبارت بودند از: دروغ، تحریف، نیرنگ، دستکاری، کنترل ذهن، جنگ افزار روانی، شستشوی مغزی و اغراق. با مثالی میزان مخالفت در برابر واژه تبلیغات را نشان می‌دهیم. زمانی‌که جان‌فورد‌، کارگردان افسانه‌ای، به عنوان دریابان نیروی دریایی آمریکا و رئیس شاخه عکسبرداری جنگی دفتر خدمات راهبردی در جنگ جهانی دوم به خدمت مشغول بود، ویراستارش، رابرت‌پریش‌، از وی پرسید: «آیا فیلم وی با عنوان نبرد نیمه راه‌، فیلمی‌تبلیغاتی بود؟» فورد بعد از مکثی طولانی چنین جواب داده بود: «تا زمانی‌که تحت فرماندهی من هستید هیچ‌گاه حق ندارید بار دیگر این لغت را نزد من بیان کنید». فورد واقعاً از نبرد نیمه راه فیلم گرفته بود اما در قسمت‌هایی از فیلم تصاویری از خانواده‌ای قرار داده شده بود که به صورت تلویحی نشان می‌داد حمله به این خانواده حمله به تمام خانواده‌های آمریکایی است. هدف فورد از طراحی این فیلم اقناع مردم آمریکا برای تقویت قاطعیت و ایمان‌شان در زمان جنگ بود، اما با این ایده که فیلم وی نوعی تلقین فکری سیاسی است به شدت مخالفت می‌کرد. طبق تعاریف ما فیلم نبرد نیمه راه یک فیلم تبلیغاتی سفید بود؛ زیرا فریب‌آمیز و یا غلط نبود، منبع فیلم نیز شناخته شده بود، اما این فیلم به ادراک بیننده شکل می‌بخشید و نیت فیلم‌ساز یعنی بدنام کردن دشمن و تشویق میهن‌پرستی آمریکایی را به پیش می‌برد.

مفاهیمی‌چون دستکاری جانبدارانه و یا مدیریت اخبار واژه‌هایی هستند که اشاره به تبلیغات داشته و امروزه فراگیر شده‌اند. این واژه‌ها به یک راهبرد هماهنگ برای کاهش اطلاعات منفی و مطلوب‌سازی اخباری اطلاق می‌شوند که ممکن است برای منافع شخصی مضر باشد. اسپین اغلب در اشاره به دستکاری اطلاعات سیاسی استفاده می‌شود. بنابراین، زمانی‌که منشیان مطبوعاتی و یا کارکنان روابط عمومی‌اخبار را دستکاری می‌کنند از آن‌ها به «دکتر اسپین» یا مشاوران دستکاری اطلاعات تعبیر می‌شود. علاوه بر این، با توجه به همراهی تبلیغات با تاکتیک‌های غیراخلاقی، مضر و غیرمنصفانه معمولاً آن را به صورت «اقناع سازمان‌یافته» نیز تعریف می‌کنند. همان‌گونه که در ادامه این فصل خواهیم دید تبلیغ با اقناع فرق دارد اما هر کجا به سخنانی مشکوک بر می‌خوریم از واژه تبلیغ برای توصیف آن استفاده می‌شود. معتقد است تبلیغات، نوعی اقناع جمعی سازمان‌دهی شده با نیتی پنهانی و استدلالی ضعیف و یا ناموجه است: «تبلیغات عبارت از بازنمایی فعالیت سازمان‌ها و گروه‌های بزرگ است تا افکارعمومی‌ را، در جهت دست‌یابی به منافعی خاص، به خود جلب کنند. در این کار مجموعه‌ای هماهنگ از استنتاج‌های بسته بندی شده و جذاب در مورد پدیده مورد نظر به کار گرفته می‌شود تا هدف و نیت واقعی این اقناع و هم‌چنین ضعف استدلال منطقی آن پنهان نگه داشته شود

زمانی‌که واژه تبلیغات بر هدف تأکید دارد، در این حالت با کنترل همراه بوده و عبارت است از تلاشی عامدانه در جهت برقراری موازنه‌ای از قدرت که به نفع تبلیغ‌کننده باشد. تلاش عامدانه ارتباط نزدیکی با یک هدف و عقیده نهادی [رسمی] آشکار دارد. در حقیقت هدف تبلیغات این است که یک عقیده و هدف مرتبط به آن را به مخاطبان منتقل کند. تبلیغ‌کنندگان ممکن است عبارت باشند از: سازمانی دولتی که سعی دارد موج وسیعی از احساسات میهن‌پرستانه در حمایت از جنگ ایجاد کند، گروهی پیکارجو که پیروانش را دعوت به جهاد می‌کند، رهبری نظامی‌که سعی دارد دشمنانش را با اغراق در مورد قدرت ارتش خود بترساند، شرکتی که می‌خواهد وجهه‌ای معتبر از خود ارائه کند تا در نظر مشتریانش مشروع جلوه نماید، یا شرکتی که سعی دارد رقیب خود را بدنام سازد تا محصولاتش دیگر رقیبی نداشته باشند. با یک برنامه دقیق و از پیش طراحی شده نمادها دستکاری می‌شوند و سپس به وسیله این نمادها، منظور و هدف خاصی به مخاطب منتقل می‌شود. هدف تبلیغات این است که نگرش‌ها یا رفتارهای مخاطب تغییر یابند یا تقویت شوند.

محققان تعاریف متفاوتی برای تبلیغات ارائه کرده‌اند. ژاک الول  (1965: xv) تبلیغات را به عنوان یک فن به تنهایی در نظر می‌گیرد (عمدتاً یک نوع دستکاری روانی)، که در جوامع صنعتی «نتایج عینی مشخصی» دارد، چه این تکنیک‌ها توسط کمونیست‌ها یا نازی‌ها استفاده شوند و چه توسط سازمان‌های دموکراتیک غربی. وی تبلیغات را پدیده‌ای جامعه شناختی می‌داند نه چیزی که توسط افرادی با نیات مشخص تولید و یا ساخته می‌شود. اِلول ادعا می‌کند که تقریباً تمام پیام‌های جهت‌دار در جامعه، تبلیغاتی هستند، حتی اگر این جهت‌گیری‌ها ناخودآگاه باشند. وی هم‌چنین بر قدرت و قوه انتشار تبلیغات تأکید کرده و معتقد است از آن‌جایی که تبلیغات دارای تأثیرات لحظه‌ای و آنی است، در نتیجه درک تاریخی فرد را از بین برده و قوه تعمق انتقادی را از وی سلب می‌کند. با این حال الول معتقد است که مردم به تبلیغات نیاز دارند زیرا در جامعه توده‌وار زندگی می‌کنند. وی می‌گوید: «تبلیغات ما را قادر می‌سازد که در حوادث مهمی مانند انتخابات، جشن‌ها و یادبودها شرکت کنیم». به نظر وی حقیقت، تبلیغات را از «اشکال اخلاقی» جدا نمی‌سازد زیرا تبلیغات از حقیقت، نیمه حقیقت و حقیقت محدود استفاده می‌کند. لئونارد دوب در سال 1948 تبلیغات را چنین تعریف کرد: «تلاش برای تأثیرگذاردن بر اشخاص و یا کنترل رفتار افراد در مورد اهدافی که غیرعلمی ‌بوده و یا از بار ارزشی قابل تردیدی در جامعه و در زمانی خاص برخوردار هستند». وی در مقاله‌ای به سال 1989 نوشت: «تعریف قطعی تبلیغات نه ممکن و نه مطلوب است». دوب به علت پیچیدگی مسائل مربوط به رفتار اجتماعی و تفاوت‌های زمانی و فرهنگی از ارائه تعریف برای واژه تبلیغات اجتناب کرد.

هم «الول» و هم «دوب» ایده‌های بنیادینی برای مطالعه تبلیغات ارائه کردند. اما از یک طرف گستردگی تعاریف الول و از طرف دیگر مقاومت دوب در مقابل ارائه تعریف، برخی مشکلات را پدید ‌آوردند. زیرا به نظر ما برای تحلیل تبلیغات ابتدا باید آن را تعریف کنیم. تعریف، شاخصه‌های تبلیغات را نمایان می‌کند و به ما برای تشخیص آن یاری می‌رساند.

در سال 2001 دو روان‌شناس به نام‌های آنتونی پراتکانیس و الیوت آرونسون کتابی در مورد تبلیغات به رشته تحریر در آوردند تا در مورد ابزار و فرایندهای روان‌شناختی تبلیغات به مردم آمریکا اطلاعات بدهند و مردم نیز بدانند چگونه «تأثیر تبلیغات را خنثی سازند». به نظر آن‌ها تبلیغات نوعی سوء‌استفاده از اقناع بوده و چیزی بیش از فریب زیرکانه است. این دو روان‌شناس در مجموعه‌ای از مطالعات موردی که در کتاب‌شان چاپ شده برخی تاکتیک‌های تبلیغات را توضیح داده‌اند که عبارتند از: پنهان سازی اطلاعات مهم، توسل به ابزار غیرمستند، استفاده از مجموعۀ ایده‌های بدون معنی و دیگر راهبرد‌هایی که از منظر اخلاقی مورد سؤال هستند. آن‌ها تبلیغات را چنین تعریف می‌کنند: «تأثیر گذاردن و یا تلقین کردن به توده‌ها از طریق دستکاری در نمادها و روان‌شناسی افراد»، بنابراین بر ارتباطات کلامی ‌و غیرکلامی‌و هم‌چنین بر جذب مخاطب تأکید می‌کنند.

برخی دیگر از محققان بر کیفیت ارتباطی تبلیغات تأکید کرده‌اند. لئوبوگارت (1995) در تحقیقی که در مورد آژانس اطلاعات آمریکا انجام داده است، بر تبلیغ‌کننده به عنوان فرستنده پیام تمرکز می‌کند:

تبلیغات هنری است که استعداد ویژه‌ای می‌خواهد. این هنر کاری علمی ‌و یا مکانیکی نیست. تأثیر گذاردن بر حالات اشخاص نیازمند تجربه، دانش و غریزه «قضاوت در مورد این است که بهترین استدلال برای مخاطبان چیست». هیچ دستورالعملی نمی‌تواند تبلیغ‌کننده را راهنمایی کند. وی باید «صاحب ذهنی قوی، نبوغ، حساسیت، ودانشی وسیع باشد تا بداند مخاطبانش چگونه فکر می‌کنند و چطور واکنش نشان می‌دهند.» (نوشته‌های داخل گیومه از نسخه اصلی تحقیقی شش جلدی است که در مورد آژانس اطلاعات آمریکا انجام گرفته و در سال 1954 چاپ شده است. کتاب بوگارت خلاصه این اثر است. خلاصه این تحقیق در سال 1976 چاپ شد و مقدمه آن در سال 1995 مورد بازبینی قرار گرفت).

محققان، تبلیغات را در نهاد‌های خاصی مطالعه کرده‌اند. آلکس کَری (1997) تبلیغات در جهان شرکت‌ها را چنین تعریف کرده است: «ارتباطاتی که در آن‌ها شکل و محتوای پیام به نحوی طراحی شده‌اند که مخاطبان مورد نظر را وادار سازند حالات و عقایدی را بپذیرند که قبلاً توسط حامیان شرکت انتخاب شده‌اند». نوام چامسکی، در مقدمه‌ای که برای مجموعه مقالات کری نوشته، چنین می‌گوید: «کری معتقد است که قرن بیست و یکم دارای سه شاخصه است که به لحاظ سیاسی نیز اهمیت فراوانی دارند: رشد دموکراسی، رشد قدرت شرکت‌ها، و رشد تبلیغات شرکت‌ها به منظور حفظ قدرت شرکت‌ها در مقابل دموکراسی». کری می‌نویسد: «تبلیغات کسب و کار و روابط عمومی‌نوعی از فعالیت تبلیغاتی‌اند که در مردم‌سالاری‌‌ها رایج هستند... می‌توان گفت که موفقیت تبلیغات کسب‌وکار در اقناع ما به این‌که آزاد از تبلیغات هستیم یکی از بارزترین دستاوردهای تبلیغات در قرن بیستم است».

شون جی. پاری‌ـ‌گیلز (2002)، که تولیدات تبلیغاتی جنگ سرد در زمان ترومن و آیزنهاور رؤسای جمهور آمریکا را مطالعه کرده، تبلیغات را چنین تعریف می‌کند: «پیام‌هایی که دارای راهبردهای خاصی هستند و توسط یک نهاد برای توده‌های مردم ارسال می‌شوند تا عکس‌العملی را که به نفع منبع ارسال پیام است، تولید نمایند»  به گفته وی:

ترومن و آیزنهاور اولین رؤسای جمهوری بودند که تبلیغات را به عنوان یک نهاد رسمی‌در زمان صلح به کار گرفتند. در «جنگ کلمات» تبلیغات به عنوان یکی از مؤلفه‌های اصلی عملیات در سیاست خارجی دولت عمل می‌کرد. فهمیدن تأثیر تبلیغات مترادف است با فهم ابزاری که از طریق آن‌ها پیام‌های آمریکا در جنگ سرد تولید می‌شدند و هم‌چنین فهم تأثیری که این راهبرد‌ها روی بنیان‌های عقیدتی جنگ سرد گذاشتند.

به نظر برتراند تیثه و تیم ثرتون (2000) تبلیغات بخشی از سنت تاریخی دادخواهی و متقاعد کردن بوده است و بنابراین:

شکلی از زبان سیاسی است. با این حال، تبلیغات همیشه در حول مجموعه‌ای از حقایق بیان می‌شود و نمودی از یک منطق خاص را بازتاب می‌دهد. هدف تبلیغ متقاعد کردن، مجذوب ساختن و مغلوب کردن است؛ بنابراین باید متقاعد‌کننده، معتبر و حقیقی باشد... شکل‌گیری واژه تبلیغات نشان دهنده روشی است که جامعه سیاسی، براساس آن در مورد نحوه انتقال پیام‌های سیاسی قضاوت می‌کند. تبلیغات همان‌گونه که روش‌های اجتماع را تعریف می‌کند آن‌ها را گسترش نیز می‌دهد.

ترنس اچ.‌کوالتر (1962) بر لزوم سازگاری مخاطبان تأکید می‌کند: «برای این‌که تبلیغات مؤثر باشد باید دیده شود، به خاطر سپرده شود، فهمیده شود و براساس آن عمل گردد... تبلیغات باید با نیاز‌های ویژه، موقعیت و مخاطبان هدف، انطباق و سازگاری داشته باشد». تأثیرگذاردن بر حالات، پیش‌بینی واکنش‌های مخاطبان، سازگاری با موقعیتِ مخاطبان، هم‌چنین دیده شدن، به خاطر سپرده شدن، و عمل کردن براساس آن از عناصر مهم فرایند ارتباطی هستند.

پراتکانیس و ترنر (1996) کارکرد تبلیغات را بدین صورت تعریف کرده‌اند: «تلاش در جهت کشاندن مخاطب به طرف یک نقطه نظر از پیش تعیین شده، توسط تصاویر و شعارهای ساده، که تفکر را از طریق بازی با تعصبات و عواطف دور می‌زنند.» آن‌ها تبلیغات را از اقناع، براساس نوع نیتی که برای طراحی پیام به کار رفته تفکیک کردند. طبق گفته آن‌ها، اقناع براساس «گفت‌وگو، بحث و بررسی دقیق گزینه‌ها» صورت می‌پذیرد تا «به راه‌حل‌های بهتر برای مسائل پیچیده» دست یافته شود. در حالی‌که «تبلیغات عبارت است از هدایت افکار و دستکاری اندیشه‌های عامه مردم توسط نخبگان». کومز و نیمو (1993) تبلیغ را چنین تعریف می‌کنند: «نوعی ارتباط ضروری و حتمی» و «شکلی اصلی از گفتمان عمومی». آن‌ها تبلیغ را به صورت «استادانه‌ای از تمام اشکال مدرن سخنان فریب‌آمیز» تعریف می‌کنند، یعنی «استفاده از افسون و نیرنگ». رویکرد آن‌ها مانند الول است زیرا آن‌ها نیز می‌گویند: «حجم و پیچیدگی تبلیغات مدرن بسیار وسیع و در حال رشد است، چنان که ما نیز آن را چیزی طبیعی می‌دانیم و بنابراین تفکیک بین این‌که چه چیز تبلیغ است و چه چیز نیست هم اکنون بسیار مشکل شده است». اگرچه توجه اصلی آن‌ها بر تبلیغات سیاسی متمرکز است اما درباره آگهی‌های تجاری و بازاریابی نیز مطالعه کرده‌اند. در کلیات و جزئیات تمام این تعاریف تفاوت‌هایی دیده می‌شود، برخی از آن‌ها شامل قضاوت‌های ارزشی هستند و در برخی دیگر تبلیغات به مثابه اقناع انگاشته می‌شود، اما تقریباً در تمام این تعاریف تبلیغات به عنوان نوعی از ارتباطات در نظر گرفته شده است.

 

تبلیغ در لغت


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

تبلیغ در لغت از ریشة (بلغ) بمعنی رسیدن و تبلیغ از باب تفعیل به معنی رساندن چیزی است. مولف کتاب العین درذیل لغت بلغ می نویسد:" بلغته تبلیغا فی الرساله و نحوها" یعنی واژه تبلیغ به معنای رساندن نامه یا غیر آن به کار برده می شود .(العین ،خلیل بن احمد فراهیدی، جلد اول صفحه 190)

همچنین در جای دیگر در تعریف این لغت می خوانیم: رسانیدن ، وصل کردن ، رسانیدن عقاید دینی یا غیر آنها با وسایل ممکنه .[ لغت نامه دهخدا، علی اکبر دهخدا ]

تبلیغ واژة عربی است كه معادل واژة «Propaganda» انگلیسی قرار دارد و هم چنین در عربی معادل‌های دیگری هم دارد از قبیل اعلام، دعایه، دعوت، اعلان و....[ دانشنامة جهان،‌حداد عادل و دیگران ج 6/ ص 448/ بنیاد دایره المعارف اسلامی]

تبلیغ در اصطلاح

   در اصطلاح تعاریف مختلفی برای تبلیغ ذکر شده است که علی رغم تفاوت های ظاهری همگی در اصل به یک معنی اشاره دارند چرا که در تمامی آنها از عناصر مشترکی نظیر رساندن، تاثیر ، مخاطب و... استفاده شده است .

برخی از این تعریفات بدین شرح است:

تبلیغ ، رساندن پیام است ، با استفاده از ابزار مناسب و موثر .[ قرآن و تبلیغ ، محسن قرائتی ، مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن ، تهران ، نوبت چهارم، بهار 1385 . ص 26.]

 تبلیغ، رساندن مجموعه اطلاعاتی به مخاطب به منظور اقناع و برانگیختن احساسات او به سود یا بر ضد یك موضوع است. [دانشنامة جهان،‌حداد عادل و دیگران ج 6/ ص 448/ بنیاد دایره المعارف اسلامی]

تبلیغ در بهترین و اصولی ‌ترین شکل آن یک فعالیت آموزشی است که به منظور نشر دانش و آگاهی های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و نشر ارزش و سجایای اخلاقی صورت می ‌گیرد.[ محمدحسن زورق، مبانی تبلیغ، ص 18 ]

در مجموع می توان تبلیغات را نوعی تلاش کم و بیش منتظم و جامع برای تحت نفوذ و تاثیر قراردادن عقاید ، نگرشها و یا اعمال دیگران با استعانت از نمادها کلمات ، اشارات ، موسیقی ، فیلم و ... تعریف کرد . [سیره تبلیغی پیامبر اکرم (ص) ، اصغر افتخاری ، نشر سازمان تبلیغات اسلامی ، تهران ، چاپ اول :1377. ص 25]

 

تلبیغ چهره به چهره در لغت و اصطلاح

تلبیغ چهره به چهره در لغت

    با توجه به آنچه که در تعریف لغوی تبلیغ گذشت تعریف لغوی تبلیغ چهره به چهره نیز مشخص می شود چرا که قید"چهره به چهره " عاری از هرنوع پیچیدگی در لغت است .بنا بر این هر نوع تبلیغی که در آن مخاطب و مبلغ به صورت رو در رو با هم مواجه شوند می تواند لغتا  تبلیغ چهره به چهره نامیده شود. 

تبلیغ چهره به چهره در اصطلاح

  تبلیغ چهره به چهره در اصطلاح به آن نوع تبلیغی اطلاق می شود که در آن مبلغ و مخاطب به صورت رو در رو و سینه به سینه با هم در ارتباط بوده وسایر ارکان یک فرایند تبلیغی نظیر پیام ،پیام دهنده ،پیام گیرنده و اثرگذاری را نیز در بر دارد همچنین خود نیز با توجه به قالب های مختلف ارائه محتوا به اقسام گوناگونی تقسیم می شود .

   استفاده از اصطلاح تبلیغ چهره به چهره  در ادبیات تبلیغ و مبلغان قدمت چندان زیادی ندارد ولی این بدان معنی نیست که گذشتگان ما با این نوع تبلیغ در عمل نیز بیگانه بوده اند بلکه بسیاری از فعالیت های تبلیغی آنها دقیقا با تعریفی که ما از این نوع تبلیغ داریم سازگار بوده است با این تفاوت که این فعالیت ها تحت عنوان تبلیغ چهره به چهره نبوده و معمولا تحت عناوینی مانند منبر ،خطابه،وعظ ، ارشاد و نصیحت و... انجام می گرفته است . از این رو می توان اصطلاح تبلیغ چهره به چهره را اصطلاحی جدید دانست علی رغم آن که مسمی آن از دیرباز و در عمل مورد استفاده قرار می گرفته و مطلبی نو محسوب نمی شود.

اقسام تبلیغ چهره به چهره

فرد با فرد(مشاوره، مناظره، گفتگو و...)

 فرد با جمع(منبر،سخنرانی، کنفرانس و...)

جمع با فرد(امر به معروف و نهی از منکرو...)

جمع با جمع(نظیر مناظرات سپاه اسلام و کفر و...)

   هر یک از اقسام چهار گانه فوق خود می تواند مصادیق متعددی را شامل گردد که البته همگی

                تئوری های ارتباطات اقناعی


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} چکیده:
در این مقاله به دنبال بیان کردن تئوری های اقناعی هستیم. در این راستا ابتدا به تعریف ارتباطات اقناعی، تفاوت آن با واژگانی همانند تبلیغ، ویژگی های ارتباطات اقناعی، تاریخچه متقاعدسازی و رابطه بین فرایند اقناع و نگرش ها در افراد می پردازیم. از آنجایی که تغییر نگرش لازمه رخ دادن اقناع است، طرح های تغییر نگرش (طرح فراگیری، طرح سازگاری شناختی، طرح عملکردی و طرح ادراکی) معرفی می شوند. سپس بر مبنای طرح های تغییر نگرش، طرح های پایه ای اقناع (طرح های محرک – پاسخ، شناختی، انگیزشی، اجتماعی و شخصیتی) بررسی می شوند. سپس مشهورترین نظریه های متقاعدسازی یعنی مدل کوشش درخور و مدل استشهادی – نظام دار معرفی می شوند. و در نهایت رابطه بین رسانه ها و فرایند اقناع و نقش رسانه ها در افکار عمومی توضیح داده می شود.

واژگان کلیدی:
ارتباطات، اقناع، نگرش، رسانه، افکار عمومی، نظریه های متقاعدسازی، طرح های تغییر نگرش، طرح های پایه ای اقناع.

مقدمه:
ارتباطات سنگ پایة اولیه تمدن بشری است. هر قدر که جامعه از سادگی به سوی بغرنجی پیش می رود و پیچیده تر می شود، ارتباطات انسانی نیز اشکال پیچیده تری به خود می گیرد. ارتباطات در سال های اخیر، به ویژه پس از
سال های 1950 در غرب مورد توجه وافر علما و دست اندرکاران رشته های مختلف علمی از روان شناسی و
جامعه شناسی گرفته تا مدیریت و علوم کامپیوتر قرار گرفته است. در این میان ارتباطات اقناعی جایگاهی ویژه را به خود اختصاص داده است. ارتباطات اقناعی وقتی که در یک سطح کلان مورد توجه قرار می گیرد، بحث افکار عمومی را به ذهن متبادر می کند. امروزه کمتر کسی است که از اهمیت فرایند اقناع و نقشی که رسانه های جمعی در این میان و در جهت شکل دادن به افکار عمومی ایفا می کنند آگاه نباشد. با توجه به اهمیت این بحث در این مقاله به معرفی مشهورترین تئوری های اقناعی و نقش رسانه ها در شکل دادن به افکار عمومی می پردازیم.
ارتباطات:ارسطو فیلسوف یونانی شاید اولین دانشمندی باشد که 2300 سال پیش نخستین بار در زمینه ارتباطات سخن گفت. وی در تعریف ارتباط می نویسد: «ارتباط عبارت است از جست و جو برای دست یافتن به کلیه وسایل و امکانات موجود برای ترغیب و اقناع دیگران» (محسنیان راد، 1385، 43).
شاید بسیاری از تعریف هایی که برای ارتباط ارائه شده است، تا حدودی از تعریف ارسطو سرچشمه گرفته باشد. به عنوان نمونه ویلبر شرام در کتاب فراگرد و تاثیر ارتباط جمعی می گوید: «در فراگرد ارتباط به طور کلی ما
می خواهیم با گیرنده پیام خود در یک مورد و مسئله معین همانندی (اشتراک فکر) ایجاد کنیم» (محسنیان راد، 1385، 43).
میلر در تعریف ارتباط می نویسد: «ارتباط هنگامی روی می دهد که یک منبع پیام، علایمی را از طریق کانال به
دریافت کننده ای که مقصد محسوب می شود ارسال کند» (محسنیان راد، 1385، 47).
در فرهنگ لغات وبستر برای عمل ارتباط برقرار کردن از معادل هایی نظیر رساندن، بخشیدن، انتقال دادن و ... استفاده شده است (محسنیان راد، 1385، 41).
برخی بر این عقیده اند که کلمه ارتباطات از لغت لاتین Communicate مشتق شده است که این لغت خود در زبان لاتین به معنای (To make common) یا عمومی کردن و یا به عبارت دیگر در معرض عموم قراردادن است (فرهنگی، 1378، 6).
آنچه در جریان ارتباط مطرح می شود اطلاعات است. اطلاعات سازمان یافته ای که تحت عنوان پیام در قالب یکی از اشکال ارتباط کلامی یا غیرکلامی تعریف می شود. ارتباط حداقل به سه عنصر احتیاج دارد که عبارتند از: منبع، پیام و مقصد (دادگران، 1385، 23). ارتباط بین این سه عنصر در شکلی خلاصه به صورت زیر است، هر چند که اشکال پیچیده تر و کامل تری نیز برای بیان این رابطه وجود دارد. (اسدی، 1371، 103)


ادامه نوشته

کاربرد نظریه های ارتباطات: اقناع و تبلیغ


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

هر یک از ما در طول بیست و چهار ساعت شبانه روز در معرض شدید پیام های اقناعی تجاری و سیاسی هستیم. رادیو، تلویزیون، روزنامه، مجله، اینترنت و بوردهای تبلیغاتی موجود در معابر و خیابان ها هر یک به طور سازمان یافته با پیام های اقناعی خود مانند تیرهایی ذهن ما را نشانه گرفته و سعی در جذب ما دارند.

نامزد سیاسی که مبادرت به خرید آگهی های روزنامه می کند یا سازمان بهداری که از طریق رادیو افراد را به ترک سیگار تشویق می کند. همه به نوعی از طریق پیام های ارتباط جمعی تلاش می کنند تا تغییراتی در اشخاص به وجود آوردند (تانکارد 1381).

  تعریف اقناع:

اقناع فرایندی ارتباطی است که هدف آن نفوذ گیرنده پیام است، به این معنی که یک پیام ترغیبی یک نظر یا رفتار را به شکلی داوطلبانه به گیرنده ارایه می دهد و انتظار می رود که این پیام در مخاطب یا گیرنده پیام موثر واقع شود.

تعریف دیگری که برای اقناع ذکر شده، این است که: اقناع فرایندی است که از خلال آن می کوشیم تا نگرش دیگران را تغییر دهیم و به تعبیر ساده تر به مفهوم کوشش برای تغییر نگرشی است(کیا، سعیدی، 1383).

در دایره المعارف اینترنتی و یکی پدیا اقناع به عنوان شکلی از نفوذ معرفی شده است. منظور از اقناع فرایند هدایت مردم به سوی پذیرش یک عقیده نگرش یا عمل است به وسیله وسایل عقلانی و نمادین که ممکن است منطقی هم نباشد و بیشتر از طریق توسل به جذابیت ها صورت می گیرد. به جای آنکه از زور و قدرت استفاده شود.

نفوذ و اقناع از مفاهیمی هستند که بسیار به یکدیگر نزدیکند. در نفوذ هر زمان که منبعی تعمداً تلاش کند تا افکار، احساسات و رفتار گیرنده را تغییر دهد. نفوذ روی می دهد. اقناع را می توان حالت خاصی از نفوذ دانست. وقتی منبعی آگاهانه از ارتباطات استفاده و سعی کند نگرش مخاطب را تغییر دهد، در این حالت، اقناع روی می دهد، نفوذ و اقناع حاکی از تغییرات عامدانه هستند اما در عمل با هم متفاوتند زیرا اقناع به ارتباط (پیام های شفاهی و غیر شفاهی) نیازمند است و به دنبال تغییر نگرش است اما نفوذ می تواند بدون ارتباط هم روی دهد و موجب تغییرات رفتاری (خارجی) شود، بدون آنکه تغییر نگرش (درونی) ایجاد کند. نگرش ارزیابی شخص از یک موضوع فکری است. هر شخصی یک معیار ارزیابی (خوب و بد) می سازد و درباره ی موضوعات طبق آنها قضاوت می کند.

 پروپاگاندا (تبلیغات)

در سال های اخیر، تبلیغات سیاسی یا پروپاگاندا به صورت جزیی از ارتباطات درآمده است. طی هفتاد سال گذشته در سطح جهان صدها کتاب و مقاله جنبه های گوناگون تبلیغات را بررسی کرده اند. با شروع مطالعات در مورد اقناع و ترغیب در چند دهه گذشته این بررسی ها جایگاه مشخص تری در تحقیقات ارتباطات یافتند. با گسترش تکنولوژی های ارتباطی جدید و افزایش کانال های پخش اطلاعات، فعالیت های تبلیغات نیز آشکارا افزایش یافتند.

مفهوم پروپاگاندا در حوزه نظریه های مرتبط به اقناع از اهمیت زیادی برخوردار است و تعاریف متعددی برای آن ذکر شده است. لاسول در سال 1937 تبلیغات را این گونه تعریف شده است: تبلیغات در کلی ترین معنی، فن اثر گذاری بر عمل انسانی از راه دستکاری نمودگرها است که ممکن است گفتاری، نوشتاری، تصویری یا موسیقایی باشد (تانکارد 1381) فرهنگ لغت اکسفورد (2002) واژه پروپاگاندا را شامل ایده ها و بیاناتی می داند که امکان نادرستی و مبالغه در آنها وجود داشته و به هدف کسب حمایت برای یک رهبر سیاسی، یک حزب و غیره استفاده می شود.

الوان (1370) انواع پروپاگاندا را به شرح زیر بررسی کرده و بر چهار نوع تبلیغ تاکید دارد:

1)تبلیغات سیاسی و جامعه شناس

2) تبلیغات آشوب گرانه و جذب کننده

3) تبلیغات عمودی و افقی

4) تبلیغات عقلانی و غیر عقلانی

 

اقناع و متقاعد سازی


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

      بخش اول: تعریف :                                     

 

" لطفا اینجا پارک نکنید " و تصویر یک جرثقیل به هنگام حمل خودرو

این یک پیام اقناعی است که با تکیه بر جبر و فشار و آمیزه ای از شرطی سازی منجر به تغییر  رفتار در مخاطب می شود و او را مجبور می کند تا طبق هدف و منظور پیام گذار رفتار نماید.

چنینی کوششی چنانچه با تکیه بر استدلال منطقی و ایجاد شناخت در مخاطبان باشد، "متقاعد سازی" (اقناع) نام می گیرد و اگر با برانگیختن عواطف و هیجانات توام باشد "ترغیب" است.

ما در این بخش از سه مفهوم که از درون واژه انگلیسی "persuasion" استخراج شده است، تنها به بیان و بررسی وتحقیق در مفهوم متقاعدسازی و عناصر تشکیل دهنده آن خواهیم پرداخت.

ادامه نوشته


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

اقناع فرآيندي است از خلال آن مي كوشيم تا نگرش ديگران راتغيير دهيم. اقناع از طريق توسل به جذابيتها صورت مي گيرد به جاي آنكه از زور و قدرت استفاده شود و  فرآيندي است كه با توسل به تعقل و احساس در قالب مهارتهاي كلامي و غيركلامي و رسانه اي ذهنيت افراد را غالبا جهت تغيير رفتار و وادار كردن آنها به عمل معيني تحت تاثير قرار مي دهد اين فرآيند هر چند دربردارنده ويژگي روان شناختي آزادي است و ترغيب شونده احساس مي كند موافق ميل خود، اهداف و رهنمودهاي تعيين شده را انجام مي دهد اما در واقع متضمن نوعي فشار رواني است كه در مسير ترغيب ميان منطق و استدلال به هيجانها متوسل مي شود  در واقع اقناع حد وسط ميان منطق، استدلال، تهديد و تنبيه به شمار مي رود. سه دستورالعمل براي اقناع ضروري است:

1-      مجذوب كردن

2-      آموختن (عرضه پيام با استدلال)

3-      منقلب كردن (مخاطبان را از احساس انباشته كردن)

تبلیغات وروانشناسی


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

قناع و تبليغ

تعريف تبليغ : آگاهي دادن و اطلاع رساني است نسبت به يك موضوع خاص در جهت جذب مخاطب مبناي آگاهي دادن و اطلاع رساني با مبتني بر 2 فاكتور باشد

1-   سياستها و تفكرات سازمان تبليغات  كننده

2-   هماهنگي و همخواني اين تفكرات با محيط مخاطبين از نظر پذيرش ( محيط فرهنگي و اجتماعي )

جايگاه تبليغات با روانشناسي در چند نكته اصلي تعريف مي شود :

1)     بيان موضوعي كه ميتواند از طريق رسانه هاي تبليغاتي براي مخاطب جذاب باشد

2)     بيان موضوعي كه ميتواند باعث پيوند بين تفكرات سازمان و مخاطب باشد

3)     بيان موضوعي كه ميتواند باعث ايجاد انگيزه در مخاطب در راستاي پيگيري سازمان تبليغ كننده گردد

4)     بيان موضوعي كه ميتواند باعث ايجاد اعتماد بعد از پايان دوره تبليغات در ذهن مخاطب گردد

5)     بيان موضوعي كه مي تواند باعث تكرار اعتماد در  ذهن مخاطب از طريق تكرار مراجعه به سازمان تبلغ كننده خواهد شد

ادامه نوشته

اقناع و نگرش


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

هر یک از ما در طول بیست و چهار ساعت شبانه روز در معرض شدید پیام های اقناعی تجاری و سیاسی هستیم. رادیو، تلویزیون، روزنامه، مجله، اینترنت و بوردهای تبلیغاتی موجود در معابر و خیابان ها هر یک به طور سازمان یافته با پیام های اقناعی خود مانند تیرهایی ذهن ما را نشانه گرفته و سعی در جذب ما دارند.

 

هدف این مقاله پرداختن به نظریات و مباحثی است که در زمینه اقتاع و تبلیغ وجود دارد. در این مقاله ضمن ارایه تعاریفی برای اقناع و تبلیغات و نگرش، به بیان تفاوت اقناع با تبلیغات خواهیم پرداخت. سپس برای تفکیک تجاری از تبلیغات سیاسی (پروپاگاندا) به طور جامع به طرح بررسی مباحث و تکنیک های پروپاگاندا پرداخته خواهد شد. در بخش پایانی این مقاله نیز نظریاتی که در زمینه اقناع در سطح خرد و کلان وجود دارد، مورد بحث و اشاره قرار می گیرند

 

مقدمه

اگر به محیطی که در آن زندگی می کنیم، با دقت نظری بیافکنیم تلاش های اقناعی را به راحتی مشاهده می کنیم: در واقع اقناع به بخش جدایی ناپذیر زندگی ما تبدیل شده است. آگهی دهنده ای که از ارتباطات جمعی برای فروش کالاهای خود استفاده می کند، دست به اقناع می زند. نامزد سیاسی که مبادرت به خرید آگهی های روزنامه می کند یا سازمان بهداری که از طریق رادیو افراد را به ترک سیگار تشویق می کند. همه به نوعی از طریق پیام های ارتباط جمعی تلاش می کنند تا تغییراتی در اشخاص به وجود آوردند

هدف اصلی این مقاله پرداختن به نظریه ها و مباحث ارتباطاتی است که در زمینه اقناع وجود دارند. ما در ابتدا به مفاهیمی چون اقناع، نگرش و تبلیغات خواهیم پرداخت و سعی می کنیم برای هر یک تعریفی روشن ارایه دهیم. سپس ضمن معرفی انواع تبلیغات سیاسی، به شناخته شده ترین تکنیک های به کار رفته در حوزه ی تبلیغات به طور عام و تبلیغات سیاسی به طور خاص اشاره می شود برای ملموس و روشن بودن مطالب، مثال هایی کاربردی استفاده را پروپاگاندا طی دو قرن گذشته در سطح جهان آورده می شود.

از آنجا که در بسیاری از مواقع اقناع و تبلیغ به اشتباه به جای دیگر به کار می روند. بخش دیگری از مقاله به مقایسه این دو و تفکیک آنها از یکدیگر پرداخته و نظریه های عمده ای که در باب اقناع و تغییر نگرش وجود دارند، ذکر کرده ایم، وارد شدن به مبحث مخاطب و ترغیب کننده و کنش و واکنش های متفاوت آن دو نسبت به یکدیگر و پیام های اقناعی جزو مباحث پایانی مقاله است. در نهایت به منظور ملموس تر بودن بحث اقناع و تبلیغات انجام شده در ایران در حوزه اقناع، دو پایان نامه مورد بررسی قرار گرفته اند که خلاصه ای آنها ارایه می گردد.

ادامه نوشته

شناخت تبلیغات


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

مقدمه

يكي از مباحث حساس، ظريف و پردامنه، تأثيرگذار و گاه دگرگون­ساز در روابط فردي و اجتماعي تبليغات است، تبليغات را بايد شناخت، گرچه اشراف بر همه زوايا و رمز و رازهايش چندان ساده و آسان نيست. اما اقتضائات زندگي آدم­ها كه فضاي پرغوغا و تلاطم تبليغي است طلب ميكند تا هر كس به فراخور امكاناتش اين معجون وسوسه­انگيز را بياموزد بشناسد وگرنه در قبال تشعشعات گوناگون و بي­وقفه آن بلادفاع و منفعل مانده و چه بسا كه بعضاً به گمراهي و كج فهمي و زيان كشيده شود.

تبليغات داراي ريشه و سابقه­اي ديرينه به اندازه تاريخ است تبليغات در ابتدا و در آغاز زندگي اجتماعي آدمي با گونه­ها و ابزارهاي مختلف ارتباطي همچون صدا و بيان و بعداً نوشتار آميخته بوده است تلاش­هايي كه براي ترغيب ديگران به انجام دادن يا امتناع ورزيدن از عمل و كاري معمول مي­گرديده تبليغ بوده است اين امتزاج و هم­پوشاني با انواع ابرازها و تمهيدات ارتباطي تا هم­اكنون نيز به اشكال و انواع مختلف ادامه دارد و گاه اطلاع­رساني و تبليغ آنچنان با هم تركيب و آميخته مي­گردند كه تشخيص آنها چندان آسان نخواهد بود .

بنابراين در قرون اخير تبليغ و تبليغات بعنوان يك مقوله و مبحث ارتباطي با مشخصه­ها و معيارها
شناسه­هايي مورد بررسي و مطالعه قرار گرفته است. بنابراين تبليغات در تمام شئونات زندگي بشر و از ابتدا تاكنون وجود داشته و دارد و تا انسان به موجوديت خود ادامه ميدهد تبليغات نيز جريان خواهد داشت. 

واژه­هـای کلیدی

تبلیغات- اطلاع­رسـانی- پیـام- اطلاعات

ادامه نوشته

اقناع چیست


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

اقناع چیست

كوشش آگاهانه يك فرد يا سازمان، براي تغيير نگرش، باور، ارزش‌ها يا ديدگاه‌هاي فرد يا گروهي ديگر را اقناع مي‌گويند.[1]

اقناع فرايندي است كه با توسل به تعقل و احساس در قالب مهارت‌هاي كلامي و غيركلامي و رسانه‌اي، ذهنيّت افراد را غالباً جهت تغيير رفتار و وادار كردن آن‌ها به عمل معيني، تحت تأثير قرار مي‌دهد.

اين فرايند هرچند در بردارنده‌ی ويژگي روان‌شناختي آزادي است و ترغيب‌شونده احساس مي‌كند، موافق ميل خود، اهداف و رهنمودهاي تعيين‌شده را انجام مي‌دهد، اما در واقع متضمن نوعي از فشار رواني است؛ که در مسير ترغيب، ميان منطق و استدلال منطقي به هيجان‌ها متوسل مي‌شود. در واقع، اقناع حد واسط ميان منطق و استدلال و تهديد و تنبيه به‌شمار مي‌رود.[2]

سوفسطائيان كه گروهي از معلمان سيّار بودند، اولين كساني هستند، كه به ايراد سخنراني و نگاشتن كتاب در مورد اقناع پرداختند. آنان كه به‌سبب نظرهاي خود، درباره نقش اقناع در جامعه به‌شهرت رسيدند، در كتاب‌هاي خود به شرح شيوه‌هاي معمول در ارائه ادلّه كلي و تكنيك‌هائي كه مي‌توان براي اهداف اقناع به‌كار برد، مي‌پرداختند. سوفسطائيان كه قائل بودند، هيچ حقيقت مطلق و وسيله‌اي اعم از وحي الهي يا شهود، براي نيل به حقيقت وجود ندارد و معيارها، تنها به‌دست انسان ساخته شده و همواره محل بحث است، اقناع را براي كشف بهترين نحوه‌ی عمل، ضروري معرفي كردند و بر آن شدند كه به‌وسيله‌ی مجادله و مباحثه، بسياري از جوانب موضوع را مي‌توان آشكار و فوايد و مضارّ يك عمل را با وضوح بيشتر مشاهده نمود. در هيمن راستا، آن‌ها مورد انتقاد افلاطون قرار گرفتند. در واقع افلاطون پيشكسوت تفاسير انتقادآميز در مورد اقناع شد.

در حدود سال 323، ارسطو نظر سوفسطائيان و استاد خود افلاطون را در اوّلين كتاب جامع اقناع، به‌نام "معاني و بيان" با يكديگر وفق داد و به‌عنوان اولين كسي كه تئوري جامعي براي اقناع وضع كرد، شناخته شد. وي برخلاف سوفسطائيان كه اقناع را درجهت كشف حقايق مهم، ضروري مي‌دانستند، يگانه راه به‌دست آوردن دانش را تعقّل دانست؛ اما با اعتقاد براين مطلب که همگان قابليّت تعقل درباره‌ی تمامي مسائل را ندارند، برآن شد كه اقناع، براي انتقال حقايق، به افراد بي‌مايه كه توان تعقل ندارند، لازم است؛ تا حقيقت چنان به آنها منتقل شود، كه به نتيجه‌ی صحيح نايل آيند.


 

ادامه نوشته

هر يك از ما در طول بيست و چهار ساعت شبانه‌روز در معرض شديد پيام‌هاي اقناعي تجاري و سياسي هستيم. راديو، تلويزيون، روزنامه، مجله، اينترنت و بوردهاي تبليغاتي موجود در معابر و خيابان‌ها هر يك به طور سازمان‌يافته با پيام‌هاي اقناعي خود مانند تيرهايي ذهن ما را نشانه گرفته و سعي در جذب ما به سوي خودشان هستند. لذا به منظور اجتناب از انفعال و تسليم محض به آنها و در عوض تلاش براي تبديل شدن به مخاطبي فعال، آشنايي با نظريات و تكنيك‌هاي مختلف اقناع و تبليغ در دنياي امروز نه تنها مناسب و به جا بلكه بسيار ضروري به نظر مي‌رسد.
مفاهيم تبليغ ، اقناع و ترغيب
تبليغ
رساندن پيام به ديگري از طريق انواع كانالهاي ارتباطي به منظور ايجاد دگرگوني در بينش و رفتار فرد گيرنده با پرداخت هزينه
تبليغات در كلي‌ترين معني، فن اثر گذاري بر عمل انساني از راه دستكاري شاخص ها است كه ممكن است گفتاري، نوشتاري، تصويري يا حالات موسيقي باشد. البته واژه پروپاگاندا يا تبليغات سياسي شامل ايده‌ها و بياناتي است  كه امكان نادرستي و مبالغه در آنها وجود داشته و به هدف كسب حمايت براي يك رهبر سياسي، يك حزب و غيره استفاده مي‌شود.
اقناع
اقناع به مفهوم قانع و راضي كردن افراد جهت گرايش به موضوعي خاص عمدتاً بعنوان روشي براي تاثيرگذاري و جهت دهي ذهني افرادي خاص بويژه نخبگان انجام مي شود .
اقناع بهترين نوع تبليغ است كه عمدتاً با روش ارتباطات چهره به چهره انجام مي شود.
واژه اقناع در شكل مناسب به معناي دخل و تصرف در نمادهاست كه براي انجام عمل از سوي ديگران طراحي شده است. در واقع توسل به تعقل و احساس به خاطر حصول نوعي رضايت رواني در شخص صورت مي‌گيرد كه اقناع شده است.
ترغيب
به معني اشاعه يك تفكر و اقدام عملي براي يك فعاليت است
ترغيب فرايندي پيچيده مداوم و داراي كنش متقابل است كه در آن يك فرستنده و يك گيرنده با نمادهاي شفاهي يا غير شفاهي به هم پيوند مي‌يابند كه از طريق آنها ترغيب كننده مي كوشد. در ترغيب شونده نفوذ كند تا تغييري را در نگرش يا رفتار بپذيرد. ترغيب يك فرايند دو سويه است كه در آن هر دو گروه يا هر دو طرف به يك پيام رويداد نزديك مي‌شوند و آن را براي كوششي به منظور پاسخگويي به نيازها به كار مي‌برند، در نتيجه مخاطب هرگز منفعل انگاشته نمي‌شود، او يك مخاطب فعال است كه ترغيب كننده­اي را مي‌جويد كه به نيازهاي او پاسخ گويد و آن ديگري يك ترغيب كننده فعال است كه مي‌داند بايد به نيازهاي مخاطب توجه كند و با اتخاذ يك پيام و هدف معين به نيازهايش پاسخ دهد

در قياس بين حالات فوق بطور كلي مي توان گفت :
الف) هر كدام از روشهاي تاثير گذاري به ياري نوعي خاص از ارتباطات بهتر انجام مي گيرد . به عبارتي ديگر
اقناع :ارتباطات چهره به چهره    ترغيب : مطبوعات + رهبران فكري        تبليغ : رسانه هاي ديداري و شنيداري
ب) اقناع به مراتب زمان برتر، تاثير گذارتر و هزينه‌برتر از ديگر روشهاست و تبليغ زمان كمتري لازم دارد ماندگاري تاثير آن كم است و هزينه آن نسبت به سرانه تعداد افراد كاهش مي يابد.
ج) حيطه افراد جامعه در روشهاي اقناع، ترغيب و تبليغ به ترتيب نخبگان، اقليت هاي هوشيار و اكثريت جامعه هستند.
در ادامه مبحث تفاوت اقناع ، تبليغ و ترغيب مي توان به موارد ذيل نيز اشاره كرد:
هنگامي كه در يك رابطه اقناعي، اقناع كننده امتيازات چندان مشخصي به دست نياورده باشد و انگيزهاي او با علايق شخص يا گروه ديگر مناسب و همخواني ندارد، معمولاً از واژه تبليغ استفاده مي‌شود،
البته تفاوت بين اقناع و تبليغات ناچيز است، زيرا هر دوي آنها براي رسيدن به اهداف به ابزارهاي ارتباطي تكيه دارند.
برخي محققان معتقدهستند: هنگامي كه قضاوت شخصي اين باشد كه عملي كه هدف آن تلاش اقناعي است؛ به نفع اقناع گر است ولي كاملاً به نفع اقناع شونده نيست، اين گونه تلاش‌هاي اقناعي تبليغات ناميده مي‌شود. از نظر آنها اقناع و تبليغات يكي هستند، تنها زماني كه شخص احساس كند منبع اقناع منتفع نمي‌شود ولي گيرنده پيام سود مي‌برد. مي‌توان عمل يا پيامي را تبليغات ناميد.
مطالعات زيادي براي ارزيابي نظريه‌هاي اقناع صورت گرفته است. بر اساس مطالعه‌اي كه توسط هاولند بر روي ارتش آمريكا براي آزمايش پيام‌هاي يك سويه و دو سويه انجام شد. نتايج نشان دهنده اين موضوع بود كه پيام‌هاي يك طرفه در افرادي كه در ابتدا موافق پيام بودند، بيشترين تاثير را دارد. اما پيام‌هاي دو طرفه در اشخاصي تاثير زيادي دارد كه در ابتدا مخالف پيام بودند، همچنين نتايج اين تحقيق نشان دهنده اين موضوع بود كه پيام‌هاي يكطرفه در افرادي كه تحصيلات كمتري دارند، تاثير گذاري است و پيام‌هاي دو طرفه در افرادي كه تحصيلات بالاتري دارند، داراي بيشترين ميزان تاثير گذاري است.
از اقناع و ترغيب به ميزان زيادي براي اعمال نفوذ گسترده و كنترل رفتار توده‌ها با استفاده از وسايل ارتباط جمعي استفاده مي‌شود . اما اگر كمي دقت كنيم، مي‌توانيم موارد مختلف كاربرد اقناع را در زدگي روزمره خود ببينيم. ما روزانه در معرض بمباران كلامي و بسياري از اين دست كوشش‌ها براي اقناع يا تغيير نگرش قرار گرفته‌ايم. از قبيل تبليغات سياسي (پروپاگاندا) در روزنامه‌ها، مجلات و رسانه‌هاي همگاني، آگهي‌‌هاي تجاري، سخنراني‌هاي سياسي و غيره

روانشناسي در تبليغات
يكي از تخصص هايي كه يك كارشناس تبليغات نيازمند آنست، روانشناسي است.
در واقع بهتر است كه هر كارشناس امور تبليغاتي در روانشناسي هم سررشته داشته باشد يا به عبارت بهتراو بايد هر چه بيشتر در اين زمينه بداند.
آموختن مفاهيم مشخص واثبات شده منجر به بازخوردهاي مشخص و قطعي مي شود، و بالطبع استفاده از چنين راه وروشهايي موجب افزايش ميزان بازدهي و اجتناب از اشتباهات گاها جبران ناپذير ميگردد.
طبيعت و فطرت انسان لايتغير و ابدي است.غالب رفتارهايي كه از انسان امروز سراغ داريم اساساً چندان تفاوتي با انسان زمان سزار ندارد، لهذا اصول وقوانين روانشناسي هم ثابت و بادوام هستند.
 ما درمي يابيم كه به عنوان مثال حس كنجكاوي يكي از قدرتمندترين مشوقهاي بشر در راه اكتشافات بزرگ بوده وهست كه.ما آن را در موقع لزوم و توانايي بخدمت ميگيريم.
تجربه نشان ميدهد كه قيمت ارزان نميتواند بعنوان يك راه حل موفق هميشگي ويك عامل جذب به حساب آيد.برخي مردم به نوعي افراط گر هستند وبيشترخواستار يك خريد خوب هستند تا قيمت ارزان. آنها ميخواهند احساس كنند كه بهترينها را ميخورند وبهترين نوع لباسها را ميپوشند.
ما ميدانيم كه مردم بيشتر بر اساس قيمت قضاوت ميكنند زيرا مطمئنا بسياري از مردم به ديد كارشناسانه به كالايي كه ميخواهند بخرند نگاه نميكنند.در گالري ملي انگلستان نقاشي اي هست كه در كاتالوگي قيمت آن هفتصد وپنجاه هزار دلار ذكر شده است مردم اكثرا در ابتدا با يك نگاه اجمالي و كوتاه از كنار آن عبور ميكنند اما آنها پس از آنكه كمي جلوتر كاتالوگ را دريافت مي كنند واز قيمت نقاشي آگاهي مي يابند بازميگردند و به دور نقاشي حلقه ميزنند.
 يك سال در آستانه فرا رسيدن عيد پاك يكي از فروشگاههاي زنجيره اي يك كلاه هزار دلاري را براي فروش تبليغ ميكرد شايد نتيجه اينچنين قيمتي آن شد كه سيل بانواني كه مي خواستند اين كلاه را ببينند جاي سوزن انداختن در آن فروشگاه باقي نگذاشت.ما عموما اين عامل را در روانشناسي تبليغات به كار ميبنديم.هنگاميكه ما ميخواهيم يك فرمول جديد وارزشمند را تبليغ كنيم اگر فقط بگوييم كه ما اين فرمول جديد را پيدا كرده ايم.چندان مورد توجه نخواهد بود اما آنگاه كه اين حقيقت را بازگو كنيم كه ما براي رسيدن به اين فرمول صد هزار دلار هزينه كرده ايم ثروت و احترام جالب توجهي براي آن محصول دست وپا شده است.
بسياري از كالاها به همراه گارانتي و ضمانتنامه فروخته ميشوند.اينچنين عموماٌ فروختن گارانتي در همين حد متوقف ميماند .اما يك شركت فرصتي را بواسطه پيشكش گواهي گارانتي كه بوسيله فروشنده امضا مي شود ايجاد كرده است،فروشنده هم طبق نوشته  موافق با برگرداندن هزينه است در صورتيكه درخواست شود. يعني بجاي اينكه خريدار احساس كند كه با يك فروشنده غريبه در يك جاي ديگر در حال معامله است ميداند كه فروشنده اي كه در همسايگي اوست نسبت به خدمات پس از فروش آن پاسخگو است وبا فراغ بال بيشتر اقدام به خريد مينمايد.اين طرح و نظام فروش در اغلب اوقات سبب تاثير گذاري هر چه بيشتر ميشود.
بسياري براي تبليغ كالاي خود ميگويند " كالا را بخريد در صورتيكه پس از يك هفته از عملكرد آن راضي نبوديد پول شما را پس خواهيم داد" اما پس از مدتي عده اي متقاعد شدند كه كالاها را بدون اينكه پولي پرداخت شود بفرستند اگر پس از يك هفته مشتري راضي بود پول آنرا پرداخت كند.اين شيوه در بسياري اوقات موثرتر افتاد.
در حال حاضر اجناس بيشماري به اين طريق و به شرط تاييد فروخته ميشود.و ما متوجه شديم كه اكثر مردم در اين امر امين و درستكار هستند و ضررها در مقابل سود عايده بسيار ناچيز است.
يك كارشناس تبليغات يك سري كتاب را براي تجار ارائه كرد .اما تبليغات وي چندان مفيد فايده واقع نشد ،او براي مشورت به سراغ يك كارشناس ديگر رفت. تبليغات تاثيرگذار بودند و شيوه ارائه هم بسيار جذاب به نظر ميرسيد.اما نفر دوم گفت" اجازه بده يك ويژگي جديد كه من آن را اثرگذار ميپندارم را به كار اضافه كنيم يعني اسم خريدارها را هم با حروف مطلا بروي هر كتاب درج كنيم اين كار انجام شد و با يك تغيير كوچك ديگر آنها توانستند چندين هزار از آن نوع كتاب را بفروش برسانند.
بخاطر پيچيدگي هاي عجيب و غريب در روانشناسي انسان آن اسامي مطلا قيمت كتابها را نيز تا حد قابل توجهي بالا برد.
فردي نامه اي فرستاده بود مبني بر اينكه او كتابي با جلد چرم با نام شخص كه بر روي آن حك شده دارد و براي تقاضاهاي تكميل شده خواهد فرستاد.فرم تقاضانامه هم به پيوست ارسال شده بود ويكسري اطلاعات خاص در آن پرسيده شده بود.
معلوم شدكه تقريباهمه افراد آن فرم را آماده كرده واطلاعات خواسته شده را تحويل داده بودند. وقتي شخص بداند كه يك چيز متعلق به اوست (چيزي كه نامش هم بر روي آن حك شده است) تلاش خواهد كرد تا آن را بدست آورد.حتي اگر آن چيز چندان گرانبها هم نباشد.
 به همين صورت تجربه نشان ميدهد كه هداياي تبليغاتي كه محدود به يك دسته يا قشر خاص شود بسيار از هدايايي كه بصورت عمومي اهدا مي شود تاثيرگذارتر است
براي مثال هدايايي كه به سربازان قديمي مي دهند يا اعضاي يك گروه يا فرقه يا هديه به هيئت رئيسه يا …
آنهايي كه سزاوار مزاياي ويژه اي هستند راه طولاني اي را خواهند پيمود تا آن مزيتها را از دست ندهند.
يك كارشناس تبليغات رنج بسياري از جانشينها ميكشيد.او عنوان ميكرد :" مراقب جايگزينها و علي البدل ها باشيد"، "مطمئن شويد كه اين برند را خريده ايد" .آنها درخواستهايي خود پسندانه هستند.سپس اودر عناوين تبليغ خود "رقباي ما را امتحان كنيد" ، را هم اضافه ميكرد. او دعوت به مقايسه ميكرد ونشان مي داد كه از مقايسه هيچ هراسي ندارد.اين وضعيت را اصلاح ميكرد.خريداران مراقب بودند كه برندي راانتخاب كنند كه سازندگان آن ميتوانستند جرات مقايسه ومقابله با رفبا را به خود بدهند.يك معيار بسيار خوب براي ميزان تاثير ذهني وجود دارد.پنج كالاي كاملا شبيه هم را و پنج نفر كه ممكن است هر كدام از آنها را انتخاب كند بنويسيد.اشاره كنيد به يكسري مشخصات قابل توجه در هر كدام و اينكه هركسي كدام را خواهد يافت.هر پنج نفر همان كالا را انتخاب خواهند كرد.
اگر مردم را با تاثيرات روحي ميتوان خوش يا ناخوش احوال كرد، آنهارا به همين طريق ميتوان به طرفداري از يك برند واداشت ، و درگاهي مواقع هم تنها راه موفقيت همين است.
دو شركت يكسان، لباس زنانه قسطي عرضه ميكردند، طبيعتا درخواستها مربوط به دختران فقيري بود كه ميخواستند ظاهر بهتري داشته باشند.يكي از آن شركتها با آنها با شيوه اي رك وراست و آشكار برخورد ميكرد. اما ديگري خانمي رابا رفتار مادرانه و باوقار وبا توانايي و استعداد بالا متصدي فروش كرده بود.آنها چهره او را در تبليغات استفاده ميكردند.امضاي او پاي همه تبليغات ونامه ها بود .او براي اين دختران همانند يك دوست مينوشت وخودش هم بخوبي ميدانست اين كه دختري در آن سن نتواند بهترين لباس مورد نظرش را بپوشد برايش چه معنايي را دارد.او تمام جستجو و تلاش خود را براي تهيه و توليد بهترين لباسهاي فصول ميكرد.و اينچنين بود كه ميتوانست اينطور عمل كند ،البته با كمك مرداني در پشت صحنه ماجرا.
اينها مراحل و دوره هاي پايان ناپذير روانشناسي هستند.برخي مردم آنها را بطور غريزي ميدانند . بسياري از آنها توسط تجربه آموخته شده است.اما ما بسياري از آنها را از ديگران ميآموزيم. وقتي ما با يك نمونه مشخص برخورد ميكنيم آنرا يادداشت ميكنيم براي وقتي كه فرصت مناسب براي استفاده از آن پيش آيد.
اين مسائل بسيار مهم هستند.موقعيتهاي مساوي توسط راههاي مختلف است كه ممكن است نتايج متفاوت به بار آورد .
عوامل موثر در  روانشناسي تبليغات 
1- تلفيق پذيري
بر آمادگي تحريك افراد به واكنش شديد عاطفي در برابر يك رويداد خاص اطلاق ميگردد و در وضعيتهايي كه دچار هيجان شده و از نظر عاطفي بر انگيخته شده باشند شدت تلفيق پذيري بيشتر است  و موضوعي است اكتسابي كه از دوران كودكي تحت تاثير فرايند جامعه پذيري و شيوه هاي ترتيبي والدين و ديگران به تدريج واكنش هايي كه موافق ميل و نظر آنان  بر حسب ساختار شخصيتي و رواني انسانها متفاوت بوده و در واقع هماهنگ ارزشها و هنجارهاي اجتماعي شكل پيدا ميكند
2- هم چشمي گروهي
افراد به دليل هم چشمي زود تر تحت تاثير گرفته و بدون اراده به طور غير منطقي به تقليد از ديگران كارها را انجام داده و ناخودآگاه بستگي و پيوستگي خود را با گروه ها نشان ميدهند و در واقع گرفتار شدن انساني را در انبوه خلق است
3- تداعي معاني و انتقال
در اثر تكرار تبليغات در خصوص موضوع خاص نوعي احساس خوش بيني و خوب در مخاطب ايجاد و نوعي ترغيب جهت خريد و استفاده از آن موضوع يا كالاي خاص ايجاد ميشود
4- مغز شويي
مغز شويي فرايند يا تكنيكي است براي تاثير گذاري در فرد تا آنكه فرد چيزهايي را قبلا باطل م يدانشت به عنوان واقعيت قبول و بر عكس چيزهايي را  كه قبول داشته دروغ بپندارد و غالبا فشار و هيجان انجام مي گيرند نه تنبيه بدني

تبليغ از نگاه رفتاري ، ادراكي
از نگاه رفتاري تبليغات اينگونه تعريف شده است: تلاش براي ارائه آموزه‌ها، ايده‌ها، دلايل، شواهد يا ادعاها از طريق رسانه‌هاي ارتباطي براي تقويت هدفي يا مبارزه با هدف ضد آن.
تفاوت تبليغات و آموزش
ـ صاحب نظران عمدتاً ترجيح مي‌دهند كه واژه آموزش را به انتقال فنون مثل خواندن ونوشتن و مهارتهاي فكري و بدني محدود سازد و تبليغات را فنوني مي‌داند كه بوسيله آن تمايلات ارزشي ( تنفر يا علاقه به شخصي، گروهي، سياسي و مكتبي ) شكل مي‌گيرد. آنها معتقداند كه در هر حال در اصطلاح كنوني هر نوع انتقال نگرشهاي ارزشي سنتي را عموماً آموزش گويند در حالي كه واژه تبليغات به اشاعه نگرشهاي واژگون كننده و مورد ايراد ويا تنها نگرشهاي تازه اطلاق مي‌شود.
ـ از نظر دوب آموزش اشاعه دانش يا مهارتي است كه خصلت علمي داشته يا بجاي بقاي انسان در جامعه در دوره خاصي ضرورت دارد. تبليغات برعكس، نوعي تلاش در جهت تحت تاثير قرار دادن شخصيتها و كنترل آنها در جهت ورزشهاي غير علمي يا ترديدآميز در جامعه در زمان خاصي است.
ـ نويسندگان ديگر هم به اين دوگانگي آموزش ـ تبليغات به مثابه تقابل دو نوع ارزش نگاه مي‌كنند. تبليغات مي‌خواهد ذهن را به جاي آنكه باز كند ببندد تبليغاتچي مي‌خواهد شما كاري بكنيد كه او مي‌خواهد، در حاليكه آموزش مي‌خواهد كه شما كاري را به ميل خود انجام دهيد.
تفاوت تبليغ با تعميم
تبليغ به معني رساندن پيام گيرنده پيام است بنا به تعريف اين مبلغ است كه سراغ جامعه پيام گيرندگانش مي‌رود و براي رساندن پيامش به گوش پيام گيرندگان هر گونه مشكلي را تحمل مي‌كند در حاليكه معلم و مدرس چنين وظيفه‌اي را براي خويش قائل نيستند بلكه برعكس اين شاگرد است كه سراغ استاد مي‌رود و از او مي‌آموزد. اين تفاوت اساسي بين تبليغات و تعليمات عرصه ارائه آموزه‌ها به توده مردم است. عناصر ارتباط در تعليمات و تبليغات: علاوه بر 3 عنصر پيام، گيرنده پيام، فرستنده پيام كه در هر ارتباط اعم از تعليمات وجود دارد.، در تبليغات عنصر چهارمي نيز دخيل است و آن، عنصر انگيزش اجتماعي بوسيله تنفيذ پيام در بستر يك حركت تبليغي است به عبارت ديگر در تبليغات مسئله تعميق و تنقيذ پيام در جامعه پيام گيرندگان ودر نتيجه بسيج افكار عمومي نيز مطرح است كه تحت عنوان انگيزش و تنفيذ، قابل توجه و بررسي است.
نقش های مختلف ارتباطي تبلیغات
امروزه تبلیغات امری بسیار مهم در ارتباطات سیاسی, مذهبی و اقتصادی است, اگرچه که از دیرباز تا پایان جنگ جهانی دوم , تبلیغات خزنده و پنهان بود اما بعد از آن بسیار مهم شد .
آیزنهاور رئیس جمهور آمریکا در 17 دسامبر 1955 اعلام کرد بزرگترین جنگی که پیش رو داریم جنگ تسخیر اذهان انسانها است. از این رو بعد از جنگ جهانی دوم هر روز بر ارزش تبلیغات افزوده شد تا آنجا که امروز از نبرد تبلیغاتی سخن به میان می آید . در واقع به موازات کاهش استعمار کهن و افزایش روند استعمار نو و حرکت از نبرد فیزیکی به سمت نبرد فکری و رواج دیپلماسی و اهمیت یافتن افکار عمومی , تبلیغات نیز از اهمیت و عمق بیشتری پیدا کرده است .
نقش بازاریابی
تبلیغات یکی از ابزارهای مهم است که بوسیله آن مي توان موضع و جايگاه متفاوت و بالاتري را براي محصولات ، خدمات و سازمانهای تجاری ايجاد كرد . يعني از كانال تبليغات تلاش مي گردد جهت حفظ و يا افزايش سهم بازار و يا نفوذ در بازار به نحوي كه امكان ايجاد يك تصوير مناسب از شركت و محصولات آن در بازار هدف ميسر باشد و در نهايت رسيدن به جايگاه دلخواه . همانند قياس محصولات كمپاني خودروسازي بنز و يا كمپاني صوت و تصوير سوني در قياس با محصولات شركتهاي ديگر
نقش اقتصادی
تبلیغات قادر است کالا و خدمات را چنان با صرفه و مفيد نشان دهد كه آنرا در قیمت بالاتری از کالاهای مشابه بفروش برساند و باعث جلب و جذب مشتري گردد . به عبارتي مزايا و امتيازات كالا و خدمات را با ارزش تر از محدوديت ها و يا قيمت آن نشان مي دهد .همانند تبليغات براي استفاده از مكمل هاي سوخت خودرو و يا ترغيب جهت سرمايه گذاري در بانك ها
نقش اجتماعی
تبلیغات باعث آگاهی جوامع و اقشار مختلف مردم از پيامدهاي مثبت و عواقب ناشي از بي اعتنايي به پدیده هاي جديد و يا شرايط فعلي مي گردد و در واقع یک نوع آموزش و يادآوري عمومی را در بر دارد . 
همانند تبليغات براي صرفه جويي در مصرف آب و برق و يا پيام هاي آموزشي راهنمايي و رانندگي
نقش هنری
تبلیغات منعکس کننده حس زیبایی شناسی در خریداران می گردد به نحوی که بر اخذ تصمیم نهایی خريدار تاثير مستقيم و بسزائي دارد . به عبارت ديگر تبليغات همانند يك فيلم كوتاه ، يك تابلو نقاشي ، يك موسيقي ماندگار ، يك چهره دوست داشتني ، يك نشانه و ... است كه با برانگيختن احساسات و عواطف و حتي حس عقلايي و منطقي افراد مي تواند مخاطبان را به سمت خود جلب و جذب نمايد . همانند تبليغات براي پوشاك و يا دكوراسيون منزل
برخي از اصول يا شرايط تبليغات در دنياي جديد
1.   اصل نيت مبلغ
به عقيده دوب در تبليغات عمدي، مبلغ به هدف خاص خود توجه دارد و حال آنكه در تبليغات غير عمدي مبلغ براي آثار اجتماعي اعمال خود ارزشي قائل نيست، در واقع اين اصل با تعريف دوب كه تبليغات را «اقدام منظم و مستمر» نظارت بر وضعهاي رفتار مي‌شمارد، مغاير است.
2.   اصل اداراك حسي
مبلغ وضع محرك را از زمينه‌اي كه ممكن است سبب انحراف دقت شود، ‌بيرون آورده برجستگي مي‌دهد يعني مي‌خواهد پيام او اداراك شود و سعي مي‌كند به آن ارزش تحريكي بخشد بطوريكه اين ارزش تحريكي پيام را از زمينه كلي تأثيرات حسي كه در آن لحظه در پيرامون شخص وجود دارد بيرون بكشد و برجستگي دهد و براي رسيدن به اين هدف مي‌توان رسيدن به اين هدف مي‌توان روشهاي گوناگوني بكار برد. مثلاً ممكن است از وضع‌هاي رفتاري اضافي كه هيچ رابطه‌اي با فعل نهائي ندارد استمداد كرد. اين كاري است كه تهيه كننده آگهي‌هاي تجاري انجام مي‌دهد. مثلاً براي اينكه محركي بهتر اداراك شود مي‌توان آن را چندين بار تكرار كرد چنانچه گوينده راديو نام كالائي را كه مي‌خواهد تبليغ كند دائما تكرار مي‌كند، به علاوه مي‌توان اصل ساده كردن را بكار برد. بر طبق اين اصل محرك را طوري ساده مي‌كنند كه براي اينكه ميزان فروش فلان كالا را بالا ببرند نكات علمي مربوط بنوع ويتامين‌‌ها را باعبارتي ساده بيان مي‌كنند. اين روشها را مي‌توان در تبلغات سياسي نيز مانند تبليغات تجاري بكار برد.
3.   اصل نوع تبليغات
مبلغ مي‌تواند هر كدام از انواع تبليغات دين را با هم يا جداگانه بكار برد: تبليغات علني، تبليغاتي كه بعداً علني خواهد شد و تبليغات پشت پرده يا در لباس ديگر. در مورد اول، مستقيماً از تلقين استفاده مي‌شود و از همان قدم مقصود مبلغ روشن است.
در تبليغاتي كه بعداً علني خواهد شد، مدتي مي‌گذرد تا مقصود تبليغات علني مي‌شود. اين فاصله زماني كه نسبتاً طولاني است براي آن است كه وضعهاي رفتار الحاقي و اضافي بتواند ظاهر شود. مثلاً دردوره جنگ مي‌توان تمايلات ميهن پرستانه را بطور كلي بر انگيخت وچندي بعد جوانان را به خدمت سربازي وادار كرد. بعبارت ديگر با آنكه از همان قدم اول هدف دعوت جوانان به سربازي است وقتي اين منظور آشكار مي‌شود كه با دقت تمام زمينه لازم حاضر نشده باشد. تبليغات غير مستقيم است و مبلغ هرگز منظور خود را علني نمي‌كند. مثلاً مراسمي كه برخي از كارخانه‌هاي مولد برق به افتخار اديسون برپا مي‌كنند براي اين است كه مي‌خواهند از راه تلقين غيرمستقيم هدف خود را كه متقاعد ساختن مردم به صرف نيروي برق است تحقق بخشند.
4.   اصل وضع رفتار الحاقي
در ضمن تلفيق مبلغ وضعهاي رفتاري را بر مي‌انگيزد كه الحاقي است و وسيله‌اي براي ايجاد استمرار مورد نظر است. مثلاً فلان شركت اتومبيل سازي مي‌تواند براي آنكه مردم را نسبت به كالاهاي خود جلب كند برنامه موسيقي سمفونيك زيبايي تقديم كند. همچنين مبلغ مي‌تواند براي كساني كه منافع مي‌تواند براي كساني كه منافع مختلفي دارند مضمون وضع محرك را به صورتهاي گوناگون درآورد. مثلاً فلان هتل در تبليغات تجاري خود اعلان مي‌كند كه هم نزديك مركز داد و ستد قرار گرفته و هم در هر اطلاقش راديو دارد و هم براي مشتريان خود گاراژي فراهم كرده است و مانند اينها
5.   اصل پيوستگي
مبلغ براي آنكه مردم را با هدف خود همراه سازد مي‌كوشد پيوستگي ايجاد كند كه مطلوب مردم باشد مي‌توان بابازتاب شرطي هيجاني فعل مطلوب را ايجاد كرد. مثلاً هر گاه گل فروشي بخواهد فروش خود را افزايش دهد از روز مادر استفاده مي‌كند و عواطفي را كه به مادر متعلق است با تصور خريد گل پيوند مي‌دهد هر گونه عاطفه را مي‌توان با اعمالي ماهرانه به مسير هرگونه فعل انداخت.
6.   اصل حوزه پيش بيني ناپذير
پيش از تامين پيوستگي مطلوب ميان وضعهاي نفساني الحاقي به استثناي تبليغات پشت پرده و پيش از فهم منظور مبلغ و پيش از آنكه اين پيوستگي بعمل مبدل گردد، حوزه‌اي از امور غير قابل پيش‌بيني وجود دارد كه معمول جنبه زماني تبليغات و وجود مبلمان رقيب و پيچيدگي وجود فرد در گروهي است كه تبليغات براي آن صورت مي‌گيرد. شك نيست كه نخستين نقش‌هاي ذهني پايدارترين نقشهاست و ريشه كن كردن آنها كار بسيار دشواري است و بنابراين مبارزه با دستگاه تبليغاتي كه تا حد پيش رفته باشد كار آساني نيست
7.   اصل ضد تبليغات
وقتي وضعهاي متضاد از ايجاد پيوستگي مطلوب ممانعت مي‌كند مبلمان شيوه ضد تبليغات را بكار مي‌برد مثلاً سازندگان سيگار، اصل ضد تبليغات را براي مبارزه با تصور اينكه سيگار كسيدن بد است و باعث بوي بد دهان مي‌شود و ادعاهائي نظير آن بكار مي‌برد. در اين امور تبليغاتي، تجاري دلائلي را كه مستقيماً بر ضد عادت به دخانيات اقامه مي‌شود بصورت فضائلي جلوه مي‌دهند.
8.   اصل متقاعد ساختن
مبلغ روش متقاعد ساختن را به شيوه اضافي بكار مي‌برد. كلمه متقاعد ساختن صفت روشي است، كه از شخصيت مشهوري قول گرفته شود كه از برنامه يا كالاي معيني پشتيباني كند و غرض اين است كه براثر تلقين وجهه فراواني از مردم از اين شخصيت بيرون كنند. در مورد تبليغات عموماً يكي از ستارگان سينما را متقاعد مي‌سازند كه از كالاي معيني پشتيباني كند و در ازاي آن پولي به او مي‌دهند.
تبليغات گمراه كننده
تبلیغات گمراه کننده به تبلیغاتی اطلاق می شود که اطلاعات نادرست وغیرواقعی را به مخاطب عرضه می کند یا عمدأ مصرف کنندگان را در مورد ارزیابی کالا منحرف می کند. گمراهی هنگامی اتفاق می افتد که مصرف کنندگان به علت مواجه شدن با تبلیغات، عقاید غلطی در خصوص محصول، مزایا و جنبه های مختلف آن به دست می آورند
تنها لالها حسرت پرحرفها را می خورند اگر پاییز می گفت بهار در قلب من است چه کسی پاییز را باور می کرد.
آنچه دردنیای بازاریابی، تحت عنوان تبلیغات مورد اشاره قرارمی گیرد، تبلیغاتی است اخلاقی، سالم و به دور از نیرنگ و دروغ. در بازاریابی و در تبلیغ حکم می کند که تبلیغ باید از سلامت کلامی و تصویری برخوردار باشد؛ در تبلیغ به افراد دروغ گفته نشود، مخاطب فریب داده نشود و صرف نظر از این که اگر در تبلیغ دروغ گفته شود غیراخلاقی است، این موضوع زیان آفرین نیز هست.
هنگامی که ما در تبلیغ یک نوع ماکارونی از کیفیت پخت آن صحبت می کنیم. در حالی که کالای ما فاقد آن کیفیت است امکان دارد که بتوانیم یک بار مشتری را جهت خرید کالای شرکتمان اغوا کنیم ولی آیا این فرد اغوا شده، مجددأ جهت خرید کالای ما اقدام خواهد کرد؟‌ آیا این فرد تبلیغ کالای ما را برای دیگران خواهد کرد؟ یا این که مشتریان بالقوه ی محصول ما را نیز از خرید منصرف خواهد کرد؟
حال اگر تعداد این نوع افراد در جامعه ی بازار ما زیاد شود بازار نسبت به محصول ما چه احساسی خواهد داشت؟‌ نسبت به مارک کالای ما چه احساسی خواهد داشت؟ بدیهی است که ادامه ی این روند ضربه های جبران ناپذیری را به پیکره ی شرکت ما خواهد زد که ترمیم آن دشوار، هزینه بر، زمان بر و بعضأ غیرممکن است.
از این روست که در بازاریابی و به ویژه در تبلیغات به سلامت، صداقت و حقیقت گویی توجه فراوان شده است. با این همه برخی از تبلیغات را در جامعه ی جهانی و نیز کشور خودمان شاهد هستیم که سعی در اغوا کردن مشتری و مخاطب داشته یا به مسؤولیتهای اخلاقی و اجتماعی خود درقبال مخاطب توجه چندانی نمی کنند. دو مورد از این کجرویها و انحرافها دراین جا ذکر می گردد و برای آنها مثالهایی نیز زده می شود.
تبلیغات گمراه کننده به تبلیغاتی اطلاق می شود که اطلاعات نادرست وغیرواقعی را به مخاطب عرضه می کند یا عمدأ مصرف کنندگان را در مورد ارزیابی کالا منحرف می کند. گمراهی هنگامی اتفاق می افتد که مصرف کنندگان به علت مواجه شدن با تبلیغات، عقاید غلطی در خصوص محصول، مزایا و جنبه های مختلف آن به دست می آورند
برای مثال در سال ۱۹۹۰ شرکت ولوو آگهی تبلیغاتی ارایه کرد و در آن اتومبیل خود را در کنار اتومبیل رقبا قرار داده، اتومبیل بزرگی روی آنها سقوط می کند و اتومبیل ولوو سالم می ماند و سایر اتومبیلها از بین می روند، این تبیلغ با اعتراض زیادی مواجه شد، زیرا به نوعی تبلیغ گمراه کننده است.
دراین تبلیغ سقف اتومبیلهای دیگر با تغییراتی ضعیف شده بود و سقف ماشین ولوو با تغییراتی روان شناسی تبلیغات، قوی شده بود. درواقع اتومبیل ولوویی که در این تبلیغ نمایش داده شده بود از نظر قدرت همان اتومبیل ولوویی که مصرف کننده می خرد نبود. شرکت ولوو پس از پخش این آگهی، آن را متوقف کرده و پیامی حاکی از عذرخواهی در دو مجله امریکایی منتشر کرده و به شرکت تبلیغاتی مزبور نیز اعتراض کرد.
اساسأ آنچه در تبلیغ اذعان می شود باید واقعیت داشته باشد و مصرف کننده آن را لمس کند. اگر در تبلیغ اذعان می کنیم که کالای ما دارای ضمانت سه ساله است و تمام مشکلات مشتری پاسخ داده خواهد شد، باید هنگامی که خریدار تماس می گیرد با او برخورد مناسب داشته باشیم، به حرف او گوش دهیم و به تعهدات خود مبنی برخدمات پس ازفروش، ضمانت و… پایبند باشیم، اگر به گفتار خود متعهد و پایبند نباشیم مصداق تبلیغات گمراه کننده است.
بزرگ نمایی کردن، غلو کردن، اظهارمطالب غیرواقعی درمورد کا لا، تمامأ در زمره ی تبلیغات گمراه کننده قرار دارد که باید به شدت از آن پرهیز کرد. شاید با این نوع تبلیغات بتوان یک بار خریدار را وادار به خرید کرد ولی برای همیشه نمی توان این کار را کرد.
قطعأ یک چنین تبلیغاتی درمیان مدت و بلند مدت تأثیر بسیار سویی بر روی مخاطب خواهد گذاشت که پاک کردن این تصویر و تصور از ذهن مخاطب هزینه بر، زمان بر و بعضأ ناممکن است. همواره در بحث تبلیغات عنوان می شود که تغییر نگرش از ایجاد نگرش دشوارتراست.
بنابراین کارشناس تبلیغ باید دقت کند که بی جهت مخاطب را به انحراف نکشاند زیرا به مجرد این که مخاطب دست او را بخواند حتی اگرشرکت دست از عمل ناصواب خود برداشته باشد تغییر نگرش افراد بسیار دشوار است. شکلی از تبلیغات گمراه کننده وجود دارد که در تبلیغات کشور ما به وفور به چشم می خورد و متأسفانه لطمه های شدیدی به اثر بخشی تبلیغات در کشور ما وارد کرده است و آن عبارت است از بزرگ نمایی و عدم پایبندی به تعهدات مطرح شده در آگهی تبلیغاتی که موجبات بدبینی برخی از بینندگان را فراهم آورده است.
در برخی از تبلیغات کشور ما که شمار آن اندک نیست اظهاراتی در تبلیغ عنوان می شود که بسیارجذاب است اما در عالم واقع، خریدار پس از خرید کالا درمی یابد که آنچه در تبلیغ گفته شده در سطح حرف بوده است و درعمل جامه ی عمل پوشانده نشده است. همه ی اینها مصادیقی از تبلیغات گمراه کننده است که لطمه های آن بعضأ جبران ناپذیراست.
تبلیغات غیر مسؤولانه لزومی ندارد که حتمأ تبلیغ، گمراه کننده باشد تا اعتماد مردم را مخدوش کند؛ تبلیغات غیر مسؤولانه نیز به اعتماد مخاطب لطمه زده و از اوسلب اعتماد می کند. تبلیغات غیرمسؤولانه یا رفتار غیرمسؤولانه را تشویق می کند یا گروهی از افراد را به طرزی غیر مسؤولانه به نمایش می گذارد. استفاده نامناسب از افراد در تبلیغات و آزار روحی بخشی از جامعه یا افرادی خاص نیز در زمره تبلیغات غیرمسؤولانه محسوب می شود.
فریب افکار عمومی، توهین به شعور مخاطب، نشان دادن صحنه های غیراخلاقی، نادیده گرفتن فرهنگ عمومی جامعه، استفاده از هر وسیله برای رسیدن به هدف، نشان دادن سبکهای نامتعارف زندگی و مواردی از این دست در زمره ی تبلیغات غیرمسؤولانه به حساب می آید که باید به شدت از آن پرهیزکرد.
آنچه مسلم است این است که تبلیغ بر روی زندگی و نگرش افراد، تأثیر بسیار زیادی دارد. نباید با ارائه تبلیغات غیرمسؤولانه، باورها، اعتقادها،‌ ارزشها، فرهنگ و… را به روی انحطاط کشید بلکه باید به آنها ارتقا بخشید و این بخشی از وظایف متخصص تبلیغ است. این موضوع به ویژه درخصوص تبلیغاتی که جهت نوجوانان وکودکان طراحی می شود مهمتر می شود.
از آن جایی که کودکان و نوجوانان به شدت متأثر از تبلیغات هستند، تبلیغات غیرمسؤولانه و مسموم به شدت به نگرشها و روحیه ی آنها صدمات جبران ناپذیری وارد می کند. بنابراین کسانی که جهت کالاهای مورد استفاده ی کودکان و نوجوانان مبادرت به ساخت برنامه های تبلیغاتی می کنند باید با در نظر گرفتن این عوامل مبادرت به ساخت برنامه های خود بکنند. کالاهایی که مصرف زیاد آن برای مصرف کننده مضر است باید درتبلیغ، اندازه مصرف آن مورد اشاره قرار گیرد و هدف تبلیغ، ترویج و مصرف بی رویه آن نباشد بلکه حد مصرف آن، مواقع مصرف آن و احیانأ برخی از عوارض جانبی که می توان از آنها جلوگیری کرد باید مورد اشاره قرار گیرد. برای مثال طبق نظر کارشناسان، تغذیه بی رویه ی فرآورده های حجیم شده غلات موجب کاهش اشتها و سیری کاذب شده و به علت جایگزین شدن با وعده های اصلی غذا، زمینه را برای ابتلاء به سوء تغدیه فراهم می آورد. علاوه بر آن مصرف زیاد نمک موجود در این نوع غلات حجیم شده درکودکی، شیوع بیماریهای قلبی و عروق و فشار خون در دوران بزرگ سالی را افزایش می دهد. بنابراین تبلیغ کنندگان یک چنین کالاهایی، باید توصیه هایی در خصوص میزان مصرف، زمان مصرف یا سایر نکات بهداشتی ارائه کنند و مطمئن باشند که ازاین طریق محبوبیت و مقبولیت می یابند. شرکت های تبلیغاتی در مورد نصب تابلوهای تبلیغاتی نیز در طول جاده ها و مسؤولیتهای اجتماعی خود را شناخته و آنها را در وجهه کار خود قرار دهند. زیرا در طول جاده ها و نقاطی که سرعت اتومبیلها بالاست، فقط پیامدهای هشدار دهنده ی راهنمایی و رانندگی باید نصب شود و در صورت احساس ضرورت و با توجه به در نظر گرفتن تکنیکهای تبلیغاتی، پیامهای بهداشتی و اطلاع رسانی راه ها باید در مدت سه ثانیه به اطلاع رانندگان برسد زیرا رانندگان تنها درهمین مدت زمان کوتاه است که پیام را دریافت می کنند. در نهایت باید گفت که هرنوع انحراف و کجروی در تبلیغ از دیدگاه روان شناسی تبلیغات ناپسند و مذموم است و باید از آن پرهیز شود.
در دنیای بازاریابی، صداقت و اعتماد اساس و پایه ی فعالیتهای تبلیغی است و فقط درصورت رعایت این اصل می توان به داشتن روابط بلند مدت با مخاطب امیدوار بود. با آگاهی صحیح از کارکرد تبلیغات می توان حتی به دور از توسل به هرگونه حیله و نیرنگ، مخاطب را به سوی کالا و سازمان خود جلب کرد
اثرات سوء تبليغات
تبليغات براي خريد و مصرف كالاها و خدمات مختلفي كه محدوديت عرضه دارند به ويژه در شرايطي كه توان خريد اكثريت مردم جامعه پايين مي‌باشد، ممكن است موجب بروز تنش‌هائي در افراد كم درآمد و بي‌بضاعت گردد.
افرادي كه زود هنگام در شرايطي كه قرص‌طلائي رنگ خورشيد را مشاهده نمي‌كنند، در طلب روزي براي بدست آوردن قرصي نان از خانه بيرون مي‌روند وشب هنگام يعني زماني كه باز هم قرص طلائي رنگ خوشيد را نظاره‌گر نيستند به خانه‌برمي‌گردند، چنانچه پيوسته بر در و ديوار شهر تبليغات خوش نما ورنگارنگ را مشاهده كنند در حالي كه توانائي بهره‌گيري از خدمات و كالاهاي ارائه شده در اين تبليغات ندارند . اين امرمي‌تواند بهداشت رواني آنان را به مخاطره انداخته و در آنان نگرشهاي منفي ايجاد نمايد . براين اساس آيا مي‌توان در تهيه و نصب و بكارگيري رسانه‌هاي تبليغاتي، مسائلي همچون حيطه جغرافيائي، اجتماعي و... را ناديده گرفت؟ بديهي است كه خير . بلكه بايستي درشكل‌هاي مختلف تبليغات به دقت به مخاطبان از لحاظ محل سكونت، وضعيت تحصيلي، اقتصادي و اجتماعي و... توجه كرد. از اين ارزشهاي اسلامي،‌انقلابي وملي در امر تبليغات مي‌تواند احساسات آحاد جامعه را جريمه‌دار نموده و آنان را به واكنش منفي در مقابل اين امر وادار سازد. اين مسئله درابتداي جنبش تبليغات در برهه پس از جنگ در برخي موارد به چشم خورده است . با خصوصي شدن مسئله تبليغات ، ‌رفته رفته امر سود جوئي در اين زمينه باعث افزايش قيمت تبليغات گرديده و عملاً صاحبان كالاها و خدمات نوپا را از تبليغ  كارها و خدمات خويش‌باز خواهد داشت. از اين گذشته با حركت بسوي اقتصاد باز و جذب سرمايه‌هاي خارجي، اندك اندك كلاها و خدمات خارجي كه از سوي شركتهاي چند مليتي و فراميتي اداره مي‌شوند نبض تبيغات و بازار مصرف را بدست خواهند گرفت.
عدم وجود تنوع در كالاها و خدمات و همچنين وجود تورم درجامعه باعث خواهد گرديد تا امر تبليغات عملاً بي‌ارزش جلوه‌گر شده و مردم صرفاً بدنبال كميت بيشتر با قيمت نازلتر و بدون توجه به كيفيت باشند .

رعايت موارد ذيل براي بكار گيري هر يك از شيوه هاي تبليغ :
 1- شناخت و بكار گيري نظرات و استعدادهاي نهفته انسانها
2- بكارگيري وجدان اخلاقي و بيدار كردن وجدان 
3- استفاده از روشهاي محسوس (‌حكايت ، تمثيل ، نمايش ،‌سمعي و بصري )
4- طرح و برنامه ريزي جامع و شامل حال تمامي دسته ها و گروه ها
5- متناسب با مخاطبين (‌كودكان ،‌جوانان ، و ... فرق كند )
6- بايد متين ، سخن نرم و سرشار از مهر و محبت
 روشهاي رفتاري تبليغ:
1- نفي و اثبات : همه شيوه هاي مشابه و پيامهاي رقيب را نفي و شيوه پيام مطلوب خود را اثبات ميكند و اگر دستگاه هاي تبليغي با بي طرفي و منطقي برخورد كنند راندمان بيشتري خواهند داشت و مشهور ترين و قديمترين روش در عرصه تبليغات است .
2- شرطي سازي :  اين شيوه را پاولف مطرح نموده و از طريق آزمايش ساده و معروف سگها كه يكي از روشهاي رايج و خيلي خطرناك مي باشد كه در اين روش پيام به عنوان يك عامل نامربوط مشروط شده به وسيله شرط نامربوط در جامعه تنفيذ مي شود.
3- طرح ناگهاني: بسته به موضوع پيام و زمينه اجتماعي آن مثل قطع فيلم سينمايي در سينما و تبليغ تجاري در ميان آن . و بايد سعي شود زمينه طرح و مورد علاقه و توجه شديد مخاطب باشد و داراي محدوديت است  اگر مرتب و پي در پي صورت گيرد كاربردش را از دست مي دهد.
4- استدلالي: بهترين و مفيد ترين روش بوده و اساس اين روش را تعقل و تفكر تشكيل داده و اين روش موجب رشد جامعه و ارتقاي سطح فرهنگ ملي مي شود و دو شرط لازم آن :
الف) آرايش سطح دانش عمومي و كاهش بي سوادي و رشد فرهنگي ، چشمي  و گوشي  
ب) حقانيت پيامي كه تبليغ ميشود . ميزان آن در گرو سواد و معلومات و فرهنگ عمومي و نيز قدرت استدلال مبلغ مي باشد . در تبليغات سياسي و اقتصادي نيز كاربرد دارد .
نقش تبليغات در افكار عمومي يا پذيرش اجتماعي :
وسايل ارتباط جمعي (‌تبليغي ) چنان قدرتي دارد كه ميتواند در جامعه نسل جديدي را براي نخستين بار پديد آورد و انديشمنداني چون پل لازا رسفلد و مرتن قدرت بالقوه وسايل ارتباط جمعي در سطح وسيع و فراواني و در واقع تحريك و تقويت افكار  مردم براي انجام كاري ميباشد .  امروزه با برنامه ريزي و طراحي هاي بسيار مطالعه شده توانايي تغيير رفتار در انسانها و تشكيل ادراك آنها در جهت اهداف و منافع مبلغين انجام مي گيرد و خلاصه اينكه تبليغات امروزه مي تواند تصورات ،‌اعتقادات و ذهنيات تازه اي را به انسان بدهد

رعايت نكاتي جهت تاثير تبليغات در تفكر ذهني افراد :
1-سادگي:(‌بايد بيانيه ها ، برنامه ها و اعلاميه ها ، ساده و كوتاه و روشن باشد )
2-تكرار : (‌تكرار بجل و به موقع جهت درك بهتر )
3- اغراق گويي و بزرگ  نمايي : ( اغراق و دروغگويي هاي بزرگ نه كوچك كه زود بر ملا مي شود.
4-ايجاد پيوستگي مطلوب: (‌استمرار و پيوستگي را ايجاد كند )
5- كلي بافي هاي فريبنده: (‌بجاي پرداختن به فرد به توصيف عقيده و سياستها پرداخته شود.)
عوامل افزايش تاثير يك پيام تبليغي :
1-واژگان بكار رفته
2- پيامهايي كه حالت حمايتي دارند.
3- تبليغ هر چه طولاني تر باشد  تداوم بيشتر خواهد داشت
4-پيام دراز مدت و بيشتر تكرار شود( ملكه ذهن شود )
دسته بندی های مختلف از تبلیغات
1.    با توجه به نوع و میزان اثرگذاری بر مخاطب
1.1. تبلیغات هیجان انگیز که با احساسات مخاطب بازی می کند و آنها را تحریک می کند
1.2. تبلیغات هماهنگ بخش که با ارائه پیام خاص دنبال پرورش مخاطبان خود به صورت پذیرنده و منفعل می باشد .
1.3. تبلیغات آگاهی بخش که با درست گویی و عدم عوام فریبی به جای تخریب رقبا در جهت معرفی یا بیان اهداف و نوع توانایی های محصولات و خدمات خود می پردازد .
2.   با توجه به ميزان اعتبار منبع تبليغ
2.1 . تبليغات سفيد كه منبع آن مشخص و اطلاعات ارائه شده با توجه به اعتبار منبع پيام از صحت و سلامت بالايي برخوردار است
2.2. تبليغات خاكستري كه منبع آن در هاله اي از ابهام قرار دارد به نحوي كه اطلاعات صددرصد قابل قبول و يا رد نيست
2.3. تبليغات سياه كه منبع پيام غيرواقعي بوده و دروغ پراكني و جعل جايگزين بيان واقعيت ها مي گردد .
3.   با توجه به هدف و نيت تبليغ
3.1. تبليغات عمدي و غيرعمدي كه در حالت اول مبلغ با آگاهي و با استفاده از تمام توان خود سعي مي كند مخاطبان به سمت خود هدايت كند و در حالت دوم مبلغ ناخواسته باعث تغيير رفتار خاص ديگري نيز مي گردد . مثلاً خانمي را نشان مي دهد كه با حجاب و چادر ملي دارد در فروشگاه خريد پودر لباسشويي مي كند و ناخواسته تبليغ چادر ملي مي شود .
3.2. تبليغات آشكارا و پنهان كه در حالت اول مبلغ با تلقين اهداف خود را بيان مي كند و در حالت دوم بايد زمان سپري شود تا مخاطب كم كم متوجه هدف تبليغ گردد . مثلاً در دوران جنگ جهاني اول ابتدا تمايلات وطن پرستي مردم تحريك شد و سپس به تدريج افراد را براي خدمت به سربازي فرا مي خوانند .
3.3 . تبليغات پشت پرده كه هرگز مبلغ منظور خود را علني نمي كند و پيامگير به طور غيرمستقيم پيام را درك كرده و عكس العمل نشان مي دهد . مثلاً در كارخانجات منسوجات براي تشويق به خريد پوشاك جديد به مناسب هاي مختلف همايش مد برگزار گردد و راجع به اهميت مد و پوشاك فصلي مطالب نوشته شود و كاتولوگ هايي در اين زمينه چاپ و منتشر گردد .
4.   با توجه به نوع ارائه پيام و شيوه القاء
4.1. تبليغات مستقيم كه در اين روش مبلغ پيام خود را به طور صريح و بي پروا هر چند با رنگ و لعاب و بوق و كرنا در قالب متن يا تصوير به مخاطبين خود ابلاغ مي كنند و مهمترين فايده تبليغات مستقيم براي گيرندگان  پيام آن است كه آنها از تبليغي بودن پيام مستقيم با خبر بوده و در معرض غافلگيري قرار نمي گيرند و در پذيرش يا رد آن مختارند و همچنين گسترده بودن ميدان عمل براي عاملان  آن و بكارگيري از اكثر  ابزارها و وسايل در جهت تاثير گذاري سريعتري برخوردار است .
4.2. تبليغات غير مستقيم كه اين تبليغات نمود و ظهور علني و صريح نداشته و با اين شيوه اهداف تبليغي پيامها غير مستقيم ، پنهان و غير محسوس منتشر و صادر مي شود . براي تنظيم طرح و برنامه هاي آن نميتوان از همه امكانات استفاده كرد و نيازمند آماده سازي ، زيركي و هوشمندي و اطلاعات و تجربه  زياد بوده و عوامل و شرايط و احوال مختلف را مي طلبد و ويژگي آن عبارتند از : 1- پيامها از كانالهاي نامرئي ، پنهان و يا غير منتظره عبور داده مي شوند 2-  معمولا مخاطبان بارها به طور غافلگيرانه آنها را دريافت مي كنند و در واقع به آنها تحميل مي شود 3- از روش و قاعده منظم و مشخصي پيرو ي نميكند بلكه ساخت و ساز  آنها بيشتر از فرصتهاي پيش آمده و حوادث پيش بيني نشده سود برده مي شود .
5.   با توجه به نوع رسانه
5.1. تبليغات نوشتاري يا چاپي كه پيام توسط تصاوير و حروف نوشته و منتشر مي شود اين نوع ابتدا در سياست و سپس در تجارت بكار گرفته شد .
5.2. تبليغات سمعي و بصري كه از طريق امواج پيام ساخته و منتشر مي گردد
5.3. تبليغات محيطي مانند تبليغات خياباني و فروشگاهي كه در معرض ديد عموم واقع و منتشر مي گردند.
6.   با توجه به نوع هزينه كرد
6.1. تبليغات فردي كه هزينه توسط يك شخص حقيقي و يا حقوقي مستقيم و نقداً پرداخت مي گردد
6.2. تبليغات گروهي كه هزينه توسط حزب ويا اتحاديه خاص پرداخت مي گردد
6.3. تبليغات دولتي كه براي كسب وجهه و حيثيت بين المللي صرف مي گردد
7.   با توجه به برد مسافت و اثر گذاري ان
7.1. تبليغات محلي كه در يك مكان خاص مثل شهر يا بخش انجام مي شود مثل تبليغات نامزدهاي انتخاباتي مجلس
7.2. تبليغات ملي كه از طريق رسانه هاي ملي يك پيام سياسي ، اقتصادي ، تجاري و  ... پخش مي شود
7.3. تبليغات فراملي كه پيام اهميت جهاني دارد بويژه پيام هاي بهداشتي و دستورالعمل هاي مربوطه
8.   با توجه به كاركرد و محتوي
8.1. تبليغات تجاري كه به منظور ترغيب مردم جهت خريد كالا يا خدمات صورت مي گيرد
8.2. تبليغات سياسي كه جهت همراه ساختن افكار عمومي و كسب آراء در انتخابات اقدام به ترويج آموزه هاي خود مي كنند و يا دولتها و رژيم براي افزايش مشروعيت و حيثيت خود در داخل و خارج كشور جهت حفظ روحيه مردم و  تخريب روحيه مخالفان به كار مي بردند.
8.3. تبليغات مذهبي يا مردمي كه با اهداف بشردوستانه و عام المنفعه جهت رضاِي خدا و رضاي مردم فعاليت مي كنند .
8.4. تبليغات آموزشي،اجتماعي،‌بهداشتي و... براي پيشبردامور بهداشتي يا فرهنگي و... بوسيله سازمانهاي مربوطه انجام مي دهند
9. با توجه به لايه هاي آن
9.1. تبليغ تجاري روي تبليغ سياسي مثل اعلام حمايت يك شركت توليدي و خدماتي از ائده يك سياستمداردر زمان انتخابات
9.2. تبليغ سياسي روي تبليغ تجاري مثل چاپ عكس يك اسكناس كه شامل تصوير يك رهبر سياسي است بر روي بسته هاي دستمال كاغذي براي جلب توجه و فروش بيشتر
9.3. تبليغ تجاري روي تبليغ مردمي مثل مصاحبه با فردي خير كه مديرعامل يك شركت توليدي است
9.4. تبليغ مردمي روي تبليغ تجاري مثل چاپ شعار اهداء خون اهداء زندگي روي بسته هاي لوازم بهداشتي
و . . .
فنون تبليغات
شيوه‌هايي كه مبلغ براي تحت تاثير قرار دادن افراد بكار مي‌برد را فنون تبليغات مي‌ناميم. اين شيوه‌ها متفاوتند و هر كدام در شرايط خاص كاربرد دارد. تبليغات در خلاء وجود ندارد. هر شيوه‌اي ممكن است در يك جا موفق و در جائي ديگر ناموفق باشد واين به شرايط تبليغ بستگي دارد. برخي از اين شرايط عبارتند از :
سنتها، آداب و رسوم كه حاوي آرزوها،‌ خواسته‌ها و علايق مردم است
ميزان آگاهي و اطلاعات عمومي، فهم شعور اجتماعي جامعه
نوع وميزان اطلاعات ومعلوماتي كه افراداز قبل دارند ( قالب فكري خاصي كه هر فردي ممكن است داشته باشد)
ميزان و تاثير تبليغات رقيب كه روي افراد اعمال گردد
درك شرايط و نيازهاي اجتماع توسط مبلغين
انجام تبليغات در موضوعاتي كه زمينه‌هاي آن مساعد بوده و خلائي در آن احساس مي‌گردد يعني جامعه بدان نياز دارد.
اين جزئي از مجموعه شرايط اجتماعي است كه تبليغات در آن عمل مي‌كند و با توجه به آنهاست كه فنون خود را انتخاب مي‌كند.
بطور كلي فنون تبليغات بر 3 دسته‌اند، حيثيت، تحريف و ناامني
1.   فن حيثيت
محتواي تبليغات بنحوي ارائه مي‌شود كه گوئي بيانگر ارزشهاي جامعه است. تبليغات گر تبليغات خود را با چيزهائي همبسته مي‌كند كه بجاي مردمي كه مي‌خواهد آنها را تحت نفوذ بگيرد عزيز است و بدان احترام مي‌گذارند و آنها را پذيرا هستند. تبليغات بطور صريح يا در لفاغه به مردم مي‌‌گويد كه آنچه مي‌گويد در جهت خير و صلاح آنهاست و انتظار دارد كه مردم آنها را بدون تامل بپذيرند. روشهاي فن حيثيت ؟ توصيه و سفارش، توسط شخص مورد علاقه و اعتماد مردم كه اقتدار و نفوذ كلام داشته باشد اين نوع تبليغات درميان مردم محروم و نيازمند بخاطر كيش پرستش شخصيت اغلب موثر است .
ـ ـ وانمود كردن همسوئي منافع تبليغاتگر با منافع مردم، در اين جا تبليغاتگر تظاهر به شباهت و نزديكي با مردم مي‌كند.
ـ ـ توسل به گرايش مردم به دنباله روي واينكه هميشه مي‌خواهند در اكثريت باشند نه در اقليت. براي اين كار تبليغات مي‌گويد به تمام مردم با ما هستند و از ما پشتيباني مي‌كنند.
ـ ـ استفاده از كلمات و واژه‌هاي جاذب و پرطرفدار مثل آزادي، عدالت، رفاه‌ ... كه كلماتي است كه مردم دوست دارند بشنوند و عكس العمل آنها نسبت به اين واژه‌ها غالباً عاطفي است تا منطقي.
2.   فن تحريف
دنياي واقعيتها براي تمام مردم يكسان نيست. آنچه ما آن را واقعي يا تحريف شده مي‌دانيم به تجربه‌هاي گذشته ما وخواستهاي كنوني و اميدهاي آينده ما بستگي دارد. ما غالباً نظرات و برداشتهاي گروههائي را كه با آنها مخالفيم تحريف شده مي‌دانيم. ظاهراً تا زماني كه تناقضي در حرفهاي مبلغ نبينيم و يا نقطه نظرات مخالف را نشنيده باشيم متوجه تحريف نمي‌شويم فنون تحريف طيف وسيعي از دروغ تا كتمان حقايق را در بر مي‌گيرد .
روشها و شيوه‌هاي تحريف :
ـ ـ متهم كررن مخالفان
ـ ـ تعريف از طرفداران خود و بزرگ كردن آنها
ـ ـ دستكاري كردن اطلاعات آماري (استفاده از اين روش بعلت اينكه اغلب مردم ما باآمار آشنائي كافي ندارند ممكنست براحتي آنها را تحت تاثير قرار دهد. )
ـ ـ مخدوش كردن اطلاعات غير آماري
ـ ـ حذف برخي از اطلاعات بطوري كه اطلاعات داده شده يكسويه به سود مبلغ باشد.
ـ ـ پرت كردن حواس مخاطب ويا جلب توجه او به مسائل ديگر .
ـ ـ ساده كردن بيش از حد مسائل پيچيده .
3.   فن ناامني
متخصصان تبليغات مي‌دانند در مواردي كه افراد دستخوش ناامني ( ترس، خشم، احساس شكست و ناكامي و... ) هستند، نسبت به برخي تبليغات بيشتر حساس بوده و آماده‌پذيرش آن مي‌باشند تبليغات مي‌داند كه افراد در چنين شرايطي قادر به حل مشكلات خود از راههاي مرسوم نيستند، در نتيجه تبليغات مي‌تواند در چنين شرايطي وانمود كند كه مي‌تواند آنها را در حل مشكلات خود ياري دهد و از اين بن بست بيرون آورد. گاهي حتي تبليغات همه افراد را دستخوش ناامني مي‌كند تا بتواند از اين دستپاچگي و سردرگمي افراد بهره‌برداري كند.
عوامل ناامني : اين عوامل درزندگي زياد بوده وبا سن و جنس، شكل، فرهنگ و اعتقادات مذهبي ( شكل و ميزان درآمد وابستگي به حزب سياسي يا باشگاه ورزشي، هنري ... ) افراد تغيير مي‌كند . تبليغات زماني در كارش موفق مي‌شود كه بتواند روي آن دسته از ناامنيها انگشت بگذارد كه اكثر مردم دچار آن هستند و خلاصه جنبه رايج‌تري دارد. عواملي كه معمولاً در انسان احساس ناامني بوجود مي‌آورد عبارتند از :
1ـ فقر 2ـ بيكاري 3ـبيماري 4ـ مرگ 5ـ پيري 6ـ آشوبهاي اجتماعي 7ـ جنگ 8ـ عدم محبوبيت 9ـزشتي 10ـ شكست 11ـ تغييرات اجتماعي، سياسي، اقتصادي و تكنولوژيك.
صرفنظر از فنون تبليغاتي، تبليغات معمولاً براي آنكه خود را در ذهن افراد حك كند از روش تكرار استفاده مي‌كند تبليغات با تكرار مطلب آن را در افكار عمومي زنده نگه مي‌دارد و نمي‌گذارد كه خاطره ها محو شود.
مدل هاي تبليغ
مدل هاي تبليغ را مي‌توان بر دو دسته ضعيف و قوي تقسيم كرد. تفاوت اين دو در ميزان تأثير اقناعي آنها نيست بلكه در خصلت كنش متقابل ميان مبلغ و پيام گيران است.
1ـ مدل ضعيف : در اين مدل پيامهاي يكسان باعث مي‌شود تا افراد بتدريج تحت تاثير قرار گيرند بدين ترتيب كه نخست گروهي كه بيشتر آمادگي پذيرش دارند جذب تبليغ مي‌شوند و از بقيه پيامگيران مجزا مي‌گردند. مدل ضعيف تبليغ شبيه ماهيگيري است كه در آن ماهيگير براي بدام انداختن ماهي از طعمه استفاده مي كند در اين مدل مبلغ بيشتر دنباله رو سليقه وذائقه مردم و يا جو جامعه است .
2ـ مدل قوي : در مدل قوي جريان همسان پيام بصورتي ديگر عمل مي‌كند. آثار تراكم پذيرناشي از اين پيامهاي تبليغاتي خصلت گزينشي ندارد، بلكه تبليغ با پاسخ موافق جمع مواجه مي‌شود . اين مدل را مي‌توان به دستگاه خودكاري تشبيه كرد كه بدون توجه به محتواي پاكت بر تمام آنها مهر واحدي مي‌زند . در اين روش مبلغ بيشتر چيزي را ديكته مي‌كند. البته مدل قوي مانع از اين نمي‌شود كه برخي از افرادبا اشتياق به آن پاسخ دهند و عده‌اي هم با آن مخالفت كنند. بر اساس همين تشبيهي كه كرديم برخي مهر روي آنها كمرنگ است يا اصلاً رنگ ندارد.
اينكه مبلغ در كجا بايد از مدل ضعيف استفاده كند و در كجا از مدل قوي، به مطالعه تجربي نياز دارد.
اگر پاسخ‌هاي موافق برحسب گروه سياسي ـ اجتماعي ( مثلاً برحسب شغل ،‌درآمد تحصيلات، مذهب و غيره ) با هم خيلي تفاوت داشت احتمالاً مدل ضعيف مناسبتر است ولي وقتي تفاوتي درتوزيع پاسخ‌ها در گروه‌هاي اجتماعي وجود نداشت، مدل قوي مناسبتر به نظر مي‌رسد .
انواع جاذبه هاي تبليغاتي
1- جاذبه منطقی (Rational Appeal):
معمولاً در پیام های تبلیغاتی که کیفیت، صرفه جویی، فایده و کاربرد کالا را نشان می دهد، از این جاذبه استفاده می شود. در این جاذبه از پرداختن به مسائل حاشیه ای و تحریک احساسات اجتناب شده و منافع و مزایای مورد انتظار مخاطب مدنظر قرار می گیرد. مانند تبلیغ انواع اجاق گاز (همانطور که گفته شد از این جاذبه می توان در تبلیغ کالاهای دارای علامت استاندارد استفاده کرد.
2- جاذبه احساسی (Emotional Appeal):
در این تبلیغ از تحریک احساسات و برانگیختن آن جهت دستیابی به مقصود استفاده می شود. هدف تبلیغات احساسی، ایجاد ارتباط بین کالا و مصرف کننده است که راهبرد اتصال (Bonding) نامیده می شود. این جاذبه احتمال درک بهتر پیام را فراهم می کند و در ذهن مخاطب بیشتر حک می شود. اما اطلاعات کافی را در مورد کالا ارائه نمی دهد. مانند تبلیغ انواع شامپو در کنار دریا و طبیعت.
3- جاذبه طنز و خنده (Humor & Fear Appeal):
این جاذبه در مقابل جاذبه ترس مطرح می شود. تبلیغاتی که محتوای خنده داری دارند بیشتر، ورد زبان ها می شوند، بیشتر از سایر تبلیغات به یاد می مانند و با ایجاد احساس مثبت، اثربخشی قوی تر در جلب توجه مشتری دارند، جاذبه خنده، ذهن مخاطب را به خود معطوف می کند و از احتمال انتقاد می کاهد، اما این امکان نیز وجود دارد که چنین شرایطی به جای آن که مشتری را متوجه مارک کالا کند، به موقعیت خنده مشغول دارد: نظیر تبلیغ پودر لباسشویی.
4- جاذبه ترس (Fear Appeal):
 در برخی تبلیغات، با استفاده از محتوای ترسناک، ذکر مخاطرات فیزیکی و جسمی و عواقب ناگوار مالی و اجتماعی، ناامنی و ... ناشی از عدم تغییر رفتار و نگرش فرد، او را تحریک به انجام کار یا عدم انجام کاری می کنند، نظیر تبلیغات بیمه.
مطالعات نشان می دهد پیامهای ترس آور در صورتی مؤثر خواهد بود که کارشناس تبلیغات با ساز و کار ایجاد ترس و میزان استفاده از آن و همچنین واکنش های متفاوت مخاطبان آشنا باشد. (از جاذبه ترس اغلب در تبلیغات سیاسی استفاده می شود)
5- جاذبه اخلاقی (Moral Appeal):
از این جاذبه زمانی استفاده می شود که هدف فرستنده پیام، وادار کردن مخاطبان به حمایت و طرفداری از برخی مسائل اجتماعی می باشد، نظیر صرفه جویی در مصرف آب و یا کمک به بنیاد بیماریهای خاص.
شگردهای جلب مخاطب مورد استفاده در تبلیغ بازرگانی
استفاده از شگردهای روان شناختی نظیر به کارگیری جملات تلقینی یا امری و یا بر چسب زدن و القای احراز شخصیت برجسته تر با استفاده از کالای مورد تبلیغ.
ارائه اطلاعات علمی فراتر از دانش عمومی بینندگان جهت اغدا و بالا بردن ارزش کالا در نگاه بیننده
بهره گیری از هنر (تئاتر، شعر، جملات حکیمانه، موسیقی) به منظور گسترش دامنه مصرف خواننده یا بیننده
استفاده از چهره های سرشناس ورزشی یا هنرپیشه ها در کنار کالای مصرفی و تجاری
ارائه تصویری از قشربندی اجتماعی و تبلیغ موفقیت اقشار مرفه و ثروتمند و وادار کردن اقشار و طبقات پایین جامعه به پیروی از الگوی مصرف طبقات بالا به عنوان یک معیار ارزشی غیرقابل انکار
شدت محرک: رنگ روشن بیشتر از رنگ تیره توجه ما را جلب خواهد کرد.
اندازه محرک: یک چیز (شیء) بزرگ بیشتر احتمال دارد که توجه ما را جلب کند تا بعضی چیزهای کوچک
مدت و تکرار محرک: یک محرک زودگذر به آسانی توجه ما را جلب نخواهد کرد و در عوض، محرکهای تداوم و تکرار شونده باعث تمرکز توجه بر آن خواهد شد.
محتوای هیجانی محرک: یک محرک که هیجانی شدید را منتقل می کند، بیشتر از یک محرک خنثی توجه ما را جلب خواهد کرد.
تضاد و تباین: محرکهای متضاد بیشتر توجه بیینده را جلب خواهد تا آنهایی که با یکدیگر مشابه هستند.
چیزی که حرکت می کند احتمالاً بیشتر از چیزهای ساکن در جلب توجه نقش خواهد داشت

اقناع از نگاه رفتاري ، ادراكي
عوامل تأثيرگذار بر  اقناع
سوالي در اينجا مطرح است كه چه عواملي باعث مي‌شوند تا كوشش‌ها در جهت اقناع و تغيير نگرش موثر باشد؟
براي اينكه يك پيام اقناعي موثر باشد، يعني نگرشي را در مخاطب تغيير دهد، نگرش جديدي ايجاد كند يا نگرش قبلي را تقويت كند؛ بايد به عوامل زير توجه كرد:
از افراد متخصص استفاده شود؛
هدف تغيير نگرش بايد به صورت غيرمستقيم باشد؛
مبلغ بايد داراي جذابيت باشد؛
ارسال پيام حتماً به صورت ناخودآگاه باشد؛
افرادي كه اعتماد به نفس پايين‌تري دارند، سريع‌تر متقاعد مي‌شوند؛
هنگامي كه نگرش مخاطب با نگرش متقاعد كننده يكسان نباشد، بايد از پيام دو طرفه استفاده كرد
پيام‌هاي هيجاني كه همراه با ترس باشد، داراي درجه متقاعد كنندگي بالاتري است.
تئوري ها و مدلهاي اقناع
تئوري‌هاي اقناع عمدتاً بر اصولي تاكيد مي‌كنند كه حداقل از يكي از سه مكتب اصلي روان‌شناسي يعني روانكاوي، نظريه يادگيري و رويكرد شناختي نشأت گرفته‌اند . در روانشناسي فرض بر اين است كه وقتي نگرش شخصي را تغيير دهيم، مي‌توانيم رفتار او را نيز به نحوي تغيير دهيم. بنابراين هرچه بيشتر درباره رفتار بشري بدانيم، بيشتر مي‌فهميم كه چگونه مي‌توان نگرش‌ها را تغيير داد .
رويكرد روانكاوي
رويكرد روانكاوي به اقناع يك ويژگي منحصر به فرد دارد كه شايد به لحاظ آگاهي عمومي شناخته‌‌ترين تئوري اقناع باشد ولي احتمالاً براي مبلغان حرفه‌اي كمترين استفاده را دارد.از جامع ترين و با نفوذترين رويكردهاي روانشناسي ، مي توان به رويكرد روانكاوي فرويد اشاره كرد ، كه پايه هاي روانشانسي شخصيت و روانشناسي باليني را شكل داد .فرويد معتقد است كه شخصيت از سه نظام عمده (نهاد،خود و فرا خود ) تشكيل شده كه هر نظام كاركردهاي خاص خود را دارا است اما از راه تعامل با يكديگر است كه رفتار فردشكل مي گيرد . تئوري روانكاوي اقناع در اثر بسيار مشهور ونس‌ پاكارد شركت‌هاي تبليغاتي با استفاده از اصول روانكاوي، آگهي‌هايي خلق مي‌كردند كه به نحوي اعجاب‌آوري قوي و موثر بود.
نظريه يادگيري
براساس اين تئوري پيام اقناع هنگامي اقناع‌كننده است كه توسط گيرنده آموخته و پذيرفته شود.
والتر اسكات در سال 1917 به تبليغات‌گران توصيه كرد كه با تكرار (پخش پي‌در‌پي آگهي)، شدت (استفاده از آگهي‌هاي رنگين و بلندآوا)، تداعي (محتواي پيام را با تجارب گيرنده ربط دادن)، ابتكار (متمايز بودن آگهي) و يادآوري، آگهي‌هاي خود را افزايش دهند. انتقادات: تحقيقات نشان داد ه است كه يك پيام مي‌تواند حتي بدون برخورداري از برخي از مراحل تئوري يادگيري اقناع كننده باشد. گاه پيام مي‌تواند اقناع‌كننده باشد، حتي در صورتي كه استدلال‌هاي كليدي آن آموخته يا به خاطر سپرده نشود
رويكرد شناختي
در اواخر دهه 1960 ميلادي رويكرد تازه‌اي اقناع به نام رويكرد واكنش ادراكي در پاسخ به ادعاهاي مطرح شده در مورد تئوري يادگيري پديد آمد. براساس اين نظريه،اقناع گيرندگان منفعل پيام مورد نظر نيست، بلكه جذب شركت‌كننده‌اي فعال در فرآيند اقناع مورد توجه است. عامل مهم تعيين‌كننده در اقناع، افكاري است كه در حين ديدن يا شنيدن پيام اقناع كننده، در ذهن شخص پيدا مي‌شود. به بيان ديگر اقناع به چگونگي تفسير و واكنش گيرنده بستگي دارد
مخاطب و اقناع
در ساليان اخير جهت گيري‌هاي جديدي در نظريه‌هاي مربوط به اقناع، صورت گرفته است. تغيير عمده در حوزه نظريه اقناع، دور شدن از نظريه مكانيكي محرك - پاسخ و نزديكي به ديدگاهي بوده است كه به نقش فعال دريافت كننده اعتقاد دارد. بر اين اساس اين نظريات جديد فرايند اقناع زماني روي مي‌دهد كه افراد معني‌هايي كه در فضايي خاص به پيام‌ها نسبت مي‌دهند، دروني كنند. اين رويكرد گاهي تبديل به رويكردي داد و ستدي در مورد اقناع خواننده شده است و بر انتخاب دريافت‌كننده تاكيد دارد
نظريه‌هاي جديد بيان ‌كننده اين امر هستند كه مخاطب فعال است. در واقع ترغيب فرآيندي دو سويه است كه در آن هر دو گروه فرستنده و گيرنده به يك پيام يا رويداد ارتباطي نزديك مي‌شوند و آن را براي پاسخ‌گويي به نيازها به كار مي‌برند. در چنين رهيافتي مخاطب هرگز منفعل نيست، مخاطب فعال است و ترغيب‌كننده‌اي را مي‌جويد كه به نيازهاي او پاسخ گويد. ترغيب‌كننده است كه نيازهاي مخاطب را شناخته و با اتخاذ پيام يا پيام‌هايي به نياز او پاسخ مي‌دهد
اقناع و نفوذ
هدف اقناع نفوذ در گيرنده پيام است .
نفوذ و اقناع از مفاهيمي هستند كه بسيار به يكديگر نزديكند. در نفوذ هر زمان كه منبعي تعمداً تلاش كند تا افكار، احساسات و رفتار گيرنده را تغيير دهد. نفوذ روي مي‌دهد. اقناع را مي توان حالت خاصي از نفوذ دانست. وقتي منبعي آگاهانه از ارتباطات استفاده و سعي كند نگرش مخاطب را تغيير دهد، در اين حالت، اقناع روي مي‌دهد، نفوذ و اقناع حاكي از تغييرات عامدانه هستند اما در عمل با هم متفاوتند زيرا اقناع به ارتباط (پيام‌هاي شفاهي و غير شفاهي) نيازمند است و به دنبال تغيير نگرش است اما نفوذ مي تواند بدون ارتباط هم روي دهد و موجب تغييرات رفتاري (خارجي) شود، بدون آنكه تغيير نگرش (دروني) ايجاد كند.
تأثیر اقناع
براساس تحقيقات پژوهشگران، در فرايند اقناع متأثر كردن بعد عاطفي ترغيب‌شونده بيش از تأثير در بعد شناختي وي مي‌باشد. "راجرز وشوميكر" در طي مطالعاتي كه روي توزيع نوآوري انجام مي‌دادند، متوجه شدند، اقناع نسبت به يك نوآوري بيشتر محصول فرايندي عاطفي است، تا شناختي و افراد بعد از گذر از سطح شناختي، نسبت به چيز تازه گرايش نشان مي‌دهند. درواقع وقتي دانستند موضوع چيست، بيشتر از نظر رواني درگير مي‌شوند؛ تا شناختي. در اين سطح، ادراك كلي نسبت به چيز تازه، رشد كرده و پيام‌هاي اطرافيان در گرايش نهايي آن‌ها نسبت به چيز تازه، تعيين‌كننده مي‌شود
اقناع كه امروزه به‌ وظيفة اصلي تبليغات و روابط عمومي‌ها تبديل شده، از فنون مختلفي در راستاي ترغيب ديگران بهره مي‌جويد كه برخي از آنها از اين قرارند:
استفاده از نمادهايي كه تداعي دل‌پذير و پاداش‌دهنده دارند، انتخاب دقيق رهبران فكري به‌عنوان كانال‌هاي ارتباط با عموم، استناد به نمادهاي ارزشي فرهنگي مثل پرچم و ميراث‌ها؛ كه برانگيزنده حمايت‌هاي عاطفي هستند
 مراحل پذيرش در فرايند اقناع
متقاعدشدن پيام‌گيرنده به حقانيّت پيام و پذيرش آن از سوي مخاطب، به‌صورت اتفاقي و ناگهاني به‌وجود نمي‌آيد. پژوهشگران روان‌شناسي اجتماعي، مراحل خاصي را براي نشر و تنفيذ پيام‌هاي نوين و پديده‌هاي جديد در طبقات جامعه در نظر می‌گیرند؛ كه عبارتند از:
1.    آگاهي؛ اولين مرحله در فرايند پذيرش، آگاهي است. در اين مرحله، افراد به‌نحوي از پيام جديد و پديده‌ی نوين مطلع مي‌شوند. آگاهي، شرط لازم براي پذيرش تلقي مي‌شود هرچند شرط كافي براي آن نيست.
 2.    جلب توجه و علاقمندي؛ پيام نو و جديد براي آن‌كه بتواند به‌پذيرش برسد، لازم است، توجه و علاقه‌ی پيام‌گيران را به‌خود جلب كند. اصل اساسي براي جلب علاقه‌ پيام گيران، آنست كه پيام، با سطوح بيشتري از نيازهاي آنان ارتباط برقرار كند.
 3.    ارزيابي نظري؛ پيام‌گيرنده بعد از آگاهي و جلب توجه، به ارزيابي نظري پيام و پديده نوين مي‌پردازد و سؤالهايي را مانند چرا؟، چگونه؟، از كجا معلوم حتماً همينطور باشد؟ و ديگران چه مي‌گويند؟ مطرح مي‌كند.
 4.    آزمون عملي؛ بعد از موفقيّت پيام در مرحله ارزيابي نظري و يافتن پاسخ روشن و قانع‌كننده از سوي پيام‌گير، نوبت به مرحله‌ی آزمون عملي مي‌رسد. در اين مرحله، پيام‌گيرنده، پيام نو را مي‌آزمايد و اگر در شرايطي نيست كه خود اين آزمون را انجام دهد، از زبان كساني كه اين آزمايش را انجام داده‌اند، نتايج كار را مي‌پرسد؛ تا بتواند به‌نتيجه‌ی قطعي و پذيرش نهايي برسد.
 5.    پذيرش و پي‌گيري؛ پذيرش، آخرين مرحله‌ی فرايندي است كه با آگاهي آغاز مي‌شود.
 فنون اقناع
توسل به شوخي يا مسائل جنسي و تكرار گسترده يك پيام بازرگاني از رايج‌ترين فنون اقناع به شمار مي‌آيند. استفاده از شوخي فن رايجي در ارتباط است. نظريه درگيري پايين و نظريه تغيير توجه دو نظريه‌اي هستند كه به رابطه شوخي با اقناع پرداخته‌اند. نظريه درگيري پايين حاكي از اين است كه شوخي نوعي تقويت به وجود مي‌آورد و بنابراين به تغيير نگرش بيشتر منتهي مي‌شود. رويكرد تغيير توجه نيز پيش‌بيني مي‌كند كه شوخي حواس را منحرف مي‌سازد و اين انحراف مي‌تواند با جلوگيري از استدلال مخالف به تغيير نگرش بيشتري ختم شود
استفاده از جاذبه‌هاي جنسي فن رايج در تبليغات است. در بسياري از آگهي‌هاي بازرگاني از مدل‌هاي جذاب جنسي استفاده مي‌كنند. يك فن رايج ديگر تكرار گسترده يك پيام بازرگاني است كه به دلايل متعدد اقناع‌كننده است. گروگمان مي‌گويد: سه بار مواجهه با يك پيام تبليغاتي كافي است تا اثر مطلوب خود را داشته باشد.

برخي ديگر از شيوه‌ها و فنون رايج اقناع عبارتند از:
1. تبليغ؛
هدف فعاليت‌هاي تبليغي، علاوه بر اطلاع‌رساني، ايجاد انگيزش نيز مي‌باشد؛ يعني فعاليت تبليغي فردي را به‌كاري در جهت مقصود مبلغ برانگيخته می‌كند. تبليغ بر پايه‌ی نياز بنا شده و جدي‌ترين قلمرو فعاليت‌هاي تبليغي نياز مخاطبين است.
2. تلقين؛
تلقين كه نوعي متقاعدسازي ناهوشيارانه و ناآگاهانه است، از شيوه‌هاي رايج اقناع محسوب مي‌شود. تلقين نوعي فرايند ارتباطي است که موجب پذيرش مسئله مورد نظر اقناع‌گر مي‌شود؛ اما اين پذيرش مبتني بر دلايل منطقي نبوده و به‌صورت، غيرحساب‌گرانه و ناآگاهانه محقق مي‌شود. برخي شگردهاي تلقين عبارتند از: القاء تدريجي يك انديشه، طرح سؤال، تكرار، بزرگ‌نمايي و مبالغه يا كوچك‌نمايي، ايجاد ترس، تحريك عاطفه و توسل به اكثري بودن.
3. تقليد؛
در تقليد اقناع‌گران در پيام‌هاي اقناعي خود مخاطبين را به این شیوه فرا مي‌خوانند. تارد روان‌شناس معروف، معتقد است، تلقين خادم تقليد است. در درون هر تقليد، عناصری از تلقين وجود دارد؛ یعنی، هرجا كسي از ديگري تقليد مي‌كند، ابتداء برتري آن تقليدشده براي او ثابت و تلقين شده است.
4. تصويرسازي؛
اقناع گران، گاهي براي اقناع مخاطبين خود، دست به تصويرسازي مي‌زنند. به‌طور مثال، كشورهاي قدرتمند و مهاجم جهت اقناع ملت خود، نسبت به لزوم صرف هزينه‌ در جهت جنگ با كشورهاي ديگر، تصوير خاصي از كشور مورد تهاجم براي ملت خود مي‌سازند؛ مثلاً او را تروريست و خطر براي كشور معرفي مي‌كند.
ساير فنون قابل استفاده براي اقناع عبارت اند از :    5. غفلت‌زايي    6. آموزش    7. اطلاع رساني و ...
ارتباطات
اگر در تاريخ بخواهيم به دنبال زمان شكل گرفتن ارتباطات باشيم بايد آن را با خلقت بشر همزمان بدانيم. به عبارت ديگر انسان از بدو آفرينش وابستگي شديدي به ارتباطات داشت . چرا كه نيازهاي اوليه بشر از طريق طبيعت تامين مي شد وطبيعت غالب بر بشر بود لذا انسانهاي اوليه تنها با كمك يكديگر مي توانستند بر خشم و سختي هاي طبيعت  چيرگي پيدا كنند و از اين جهت بود كه انسانها براي ارتباط با ديگران از يكسري نمادها وعلائم استفاده كردند و همين نمادها در تكامل و تبديل به مفاهيم مشترك از جمله زبان، خط و فرهنگ نقش اساسي ايفا نمودند.
مفهوم ارتباطات
ارتباط از نظر لغوی واژه ای است عربی به معنی پیوند دادن ، پیوستگی و رابطه و از نظر کاربردی عبارت است از فن تبادل اطلاعات، احساسات، افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر
نکته :
اعتماد و اشتراک دو اصل مهم در ارتباطات می باشند که اگر یک ارتباط فاقد دو اصل مذکور باشند، مبادله اطلاعات در اصطلاح حمل ونقل نامیده می شود. به عبارتی ارتباط موفق ارتباطی است که درآن علاوه براعتماد در ارسال و پذیرش خبر، فصل مشترکی از تفکرات، اعتقادات وعلایق در ذهن مخاطب وجود دارد وارسال کننده خبر توانایی ایجاد ارتباط از همان منظررا دارا می باشد
سیر تکاملی ارتباطات
ایماء و اشاره            دود وآتش        طبل و شیپور        نقاشی          زبان
پوست حیوانات،گیاهان             خط تصویری        کاغذ          خط حروفی             نامه
کتاب             روزنامه          چاپ        تلگراف                 تلفن              رادیو                   سینما   
تلویزیون                 ماهواره               موبايل                   اینترنت                  شبکه های بی سیم                و ...
ارتباطات يك نوع فرايند اجتماعي است بنابراين چند ويژگي اساسي در اين مضمون وجود دارد:
ارتباطات بين دو يا چند نفر از گروه هاي انساني صورت مي گيرد
ارتباطات فرايند است و نه روند ( داراي بازخورد و عكس العمل است )
ارتباطات چندلايه است ( داراي سطوح مختلف كلامي و غيركلامي است )
ارتباطات هدفمند است ( انتقال منظور فرستنده به گيرنده )
مباني ارتباطات جمعی
ارتباطات جمعي عبارت است از رساندن اطلاعات، انتقال اندیشه ها، برداشتها ، احساسات ، حافظه و افکار به عده زیادی از انسانها در یک زمان بدون در نظر گرفتن مکان و مرزهای جغرافیایی
ارتباط جمعی حاوی ویژگی های ذیل است
تعداد گیرندگان به نسبت زیاد است
ترکیب گیرندگان متنوع است
گيرندگان از هم شناخت ندارند
گيرندگان پراكنده از هم قرار گرفته اند
با ارسال پیام نوعی تکثیر پیام به وجود می­آید
توزیع پیام سریع است
هزینه برای مصرف­کننده کم است
ارسال و دريافت پيام از كانال رسانه صورت مي گيرد
ظاهر دريافت پيام براي همگان يكسان است
امکان ایجاد انگیزه ها و نگرشهای مثبت و منفی در جامعه
امکان ایجاد و رشد رفتارهای مقبول و غیر مقبول اجتماعی
امکان ایجاد هماهنگی یا از هم گسیختگی فکری در جامعه و پی ریزی افکار عمومی
ضرورت و دلايل وجود ارتباط سازماني
پيگيري اهداف و برنامه هاي مدون
اشتراك و توزيع اطلاعات و معاني
تحكيم پيوندهاي گروهي
هدايت و كنترل وظايف تعريف شده
ارزيابي عملكرد كاركنان و مديران
بهبود تصميم گيري ها
بيان احساس و عواطف در تشكل هاي غير رسمي
كاهش ابهام و عدم اطمينان محيطي
نقشهاي ارتباطي
جنبه هاي كنترلي
كنترل رفتار اعضاء از طريق رعايت سلسله مراتب سازماني ، ميزان تفويض اختيارات و ايجاد استانداردهاي كاري
مثل چك كردن ساعات ورود و خروج افراد از منظر مديران و يا پرداخت فيش حقوق و مزايا از منظر كاركنان
جنبه هاي انگيزيشي
تعين آنچه سازمان بايد انجام دهد ، تعين شيوه انجام امور و همچنين بررسي  مسير رشد اعضاء  و  بازخورد دادن نتايج
مثل ارزيابي كاركنان جهت پرداخت پاداش و يا جلسات توجيهي براي كاركنان از رونق و سوددهي و برنامه هاي آتي شركت
جنبه هاي عاطفي
گروه از مهمترين عوامل بهبود روابط اجتماعي است كه مي تواند عامل تخليه انسان از فشارهاي رواني و احساسي باشد
مثل اوقات نماز ، استراحت و يا حضور در سرويس كه افراد بر حسب علايق و نه اجبار با يكديگر تعامل دارند
جنبه هاي اطلاعاتي
با وجود نقشها و سطوح مختلف در سازمانها ، افراد اطلاعات را جهت بهبود تصميم گيري و يا تعين فرصتها رد و بدل مي كنند
مثل برگزاري جلسات مديريت و يا روابط بين كاركنان حسب مشاغل و پستهاي سازماني
انواع حالات ارتباطي
ارتباط يك جانبه
وضعيتي است كه در آن عكس العمل گيرنده نسبت به پيام ارائه نگردد مثل تلويزيون
ارتباط دو جانبه
وضعيتي است كه در آن گيرنده عكس العمل ها و نظرات خود را در مورد محتوي پيام به اطلاع فرستنده برساند مثل كنفرانس
ويژگي ارتباطات يك جانبه : سريعتر ، آسانتر ، دقت كمتر ، اطمينان كمتر ، پازازيت بيشتر ، سردرگمي بيشتر ، امكان مخفي كردن اشتباهات ، موثر براي امور برنامه ريزي شده ، موثر براي سطوم پايين سازماني ، موثر براي امور تكراري و يا يكنواخت ، مناسب براي محطي كه گيرنده و فرستنده با هم آشنا هستند .
ارتباط افقي
بين واحدها و كاركنان آنها براي هماهنگي بيشتر و باعث افزاش روحيه و فرهنگ كاري مي گردد . مثل ارتباط واحد توليد با واحد بازاريابي
ارتباط عمودي
بين روسا و كاركنان جهت ارائه دستورات و تفويض اختيارات و ايجاد نظم و كنترل و ارزيابي از اقدامات و ارائه دستورات و بخشنامه هاي كاري مي باشد . مثل آيين نامه پرسنلي و ابلاع به بخشها و يا تهيه گزارش كار ماهيانه بخشها
ارتباط مورب
بين بخشهاي مختلف داخلي و بيروني سازماني و براي تبادل اطلاعات و معاني صورت مي گيرد . مثل ارتباط واحد رايانه و تحقيق و توسعه با بخشهاي بالا دست و پايين دست خود و يا واحد فروش با بخشهاي بيروني
ارتباط مستقیم و شخصي
بدون واسطه ، فوري و رو در رو  بین شخص پیام دهنده وشخص پیام گیرنده ایجاد می‌شود. در این نوع ارتباط پیامها مستقیماً بین دو طرف مبادله می‌گردد. ( مثل  جلسات سازماني و يا كلاسهاي درسي و ... )
ارتباط غیرمستقیم و جمعي
در جوامع پیشرفته انسانی به دليل تنوع ، پراكندگي ، وسعت و ناهمگوني گروه هاي انساني گفتگوی چهره به چهره مقدور نیست و به ناچار بطور غیر مستقیم و با واسطه (رسانه ) اقشار و فراد با هم ارتباط برقرار می‌کنند (مثل روزنامه‌ها ، تلويزيون و ..)
ارتباط كتبي
ارتباطی است که در آن اطلاعات از طریق قلم بر کاغذ نقش می‌بندد و به شكل مكتوب اطلاعات رد و بدل مي گردد (مانند نامه و ... )
ارتباط كلامي
ارتباطی است که اطلاعات و افکار از طریق كلمات و جملات و در قالب زبان میان مردم مبادله می‌شود  (مانند تلفن ، تلگراف)
ارتباط حركتي
ارتباطی است که اطلاعات و افکار از طریق علائم غيرزباني انتقال داده مي شود (مانند عكس، حالات چهره، حركات دست )
ارتباط ملی
ارتباطی است که پیامها ، اطلاعات و مفاهیم از طریق وسایل ارتباط جمعی و در چارچوب جغرافیایی یک کشور منتشر می‌شود
) مانند رادیو،تلویزیون، مطبوعات و…)
ارتباط انسانی
اطلاعات و مفاهیمی که میان دو انسان رد و بدل می‌شود (مانند نامه وتلفن )
ارتباط ابزاری یا ماشینی
در این نوع ارتباط، که درست بر عکس ارتباط انسانی است، گردش اطلاعات میان دو ابزار یا ماشین ردوبدل می‌شود (نظیر شبكه هاي كامپيوتري در بانكها يا ثبت حضور و غياب افراد از طريق دستگاه كارت خوان)
ارتباط زمانی
ارتباطی است که انتقال اطلاعات باید در زمان معین انجام گیرد در غیر این صورت ارزش چندانی ندارد (مانند گزارش‌ خبری هاي ورزشي و سياسي )
ارتباط غیرزمانی
 که درست برعکس ارتباط زمانی ، محدود به زمان خاصی نیست و اطلاعات آن می‌تواند پیوسته معتبر باشد (مانند مرجع کتابخانه)
ارتباط سازمانی
در این ارتباط سازمانی انتقال اطلاعات و دریافت پیام به امکانات گسترده فنی و برنامه ریزی و سازماندهی و نیز بودجه و پرسنل و… نیاز دارد (مانند رادیو و تلویزیون تلکس و فاکس)
ارتباط غیر سازمانی
 ارتباطی است که به امکانات فنی و بودجه و سازماندهی و مقررات نیاز ندارد (مانند نامه و گفت و شنودهای حضوری)
ارتباط الكترونيكي
شيوه هاي ارتباط مجازي (پست الكترونيكي، كنفرانس تلفني ، نوارهاي ويديويي ، شبكه هاي تلويزيوني خصوصي )
ارتباط نمادین
ارتباطی است که طی آن پیامها در قالب علائم و نشانه‌ها ار طریق حواس فرد دریافت می‌شود این عوامل بخشی از پیام هستند که پیام گیر آن را نشانه خوانی می‌کند و این حالات و حرکات می‌تواند در فرهنگ‌های مختلف معانی متفاوتی داشته باشد. (مانند حالات چهره درهم رفته كه مي تواند نشانه عصبانيت، تفكر، اعتراض باشد  )

روشهاي بهبود ارتباطات موثر
استفاده از بازخورد
برقراري ارتباطات دوجانبه
رعايت اصل تشريح و قبولاندن
تاكيد بر ارتباطات شفاهي به جاي كتبي
تاكيد بر ارتباطات و زبان ساده و عاميانه
حذف پنداشن افراد در ارتباطات
ارائه اطلاعات دقيق در زمان مقتضي
فرآيند اصلي ارتباط
ارتباطات فرآيندي است كه امكان انجام مسووليت هاي مديران را پديد مي آورد . اطلاعات بايد به مديران منتقل شود ، و مديران بايد با فرادستان و فرودستان خود ارتباط داشته باشند . بخش هاي فرآيند ارتباطات عبارتند از :
* فرستنده : كسي كه اطلاعات طلب مي كند يا مي خواهد اطلاعات را به ديگران انتقال دهد .
* پيام : اطلاعاتي ( محتوايي ) كه فرستنده مي خواهد به شخص ديگري انتقال دهد . محتوا را مي توان از طريق وسايل متعددي بيان كرد .
* رمزگذاري : فرآيندي كه فرستنده توسط آن محتوا را انتقال مي دهد . پس از اخذ تصميم در باره ي اين كه چه بايد ارسال شود ، مدير بايد در باره ي چگونه ارسال ارسال كردن آن تصميم بگيرد . وسيله يا كانال انتخاب شده بايد براي موضوع مناسب باشد . مثال: يك كارت پستال غير رسمي يا يك يادداشت كوتاه براي توضيح طرح هاي جديد بيمه مناسب نيستند .
* كانال يا وسيله : راه انتقال پيام است . گاهي جدا ساختن محتوا از وسيله امكان پذير نيست . پيام ممكن است نوشتاري ، گفتاري ( شفاهي ) ، ديداري ( علامت يا نماد ) ، لمسي ( خط نابينايان ) ، يا حتي بويايي ( بوي پختن نان براي ترويج فروش آن ) باشد . مدير بايد وسيله اي مناسب با محتواي پيام و كساني كه پيام را دريافت    مي كنند انتخاب كند .
* گيرنده : شخص يا اشخاصي كه مخاطب پيامند يا پيام برايشان فرستاده مي شود . بدون گيرنده ، ارتباطي وجود ندارد .
* رمز گشايي ( تفسير كردن ) : فرآيندي كه توسط آن گيرنده  پيام را تفسير مي كند و آن را به اطلاعات معناداري براي خودش ترجمه   مي كند . تجربه ي پيشين ، جهت گيري فردي و انتظارات بر تفسير پيام تاثير دارند .
* بازخورد : واكنش به پيام فرستنده بازخورد ناميده مي شود . بازخورد ، معكوس فرآيند نخستين ارتباط است . همان مراحل را دارد و به مديران اطلاع مي دهد كه پيام آن ها فهميده شده است .
* پارازيت : هر چيزي كه پيام را تغيير دهد اما بخشي از فرستنده يا گيرنده نيست – پارازيت است .








موانع ذاتي ارتباطات عبارتند از :
1-     ادراكي
هر فرد بر حسب زمينه هاي فرهنگي ، اجتماعي و رواني مختص به خودش مسائل را درك و تفسير مي كند.
2-     اجتماعي
افراد به نقش خود در سازمان هاي اجتماعي خو گرفته اند ، چنانكه مجموع لغات ، اصطلاحات و محدوديت هاي گروه اجتماعي ، بر رفتار و نيازهاي اجتماعي متفاوت آن ها در برقرار كردن ارتباطات اثر گذارده ، نوع ارتباط را مشكل مي سازد .
3-     ارزش هاي فرهنگي
خصوصيات فرهنگي متفاوت ميان دو قشر ، خود نوعي مشكل ارتباطي است ؛ براي مثال موانع ارتباطي بين مديريت و كارگران ، به دليل فرهنگ حاكم بر هر قشر آنقدر بزرگ است كه ناظر بي طرف را به حيرت وا مي دارد .
4-     معاني ( زباني )
مسايل مربوط به معاني ، غالباً در تفسير اسناد مكتوب ، پيش مي آيد ؛ مفهوم ضمني اين امر براي مدير آن است كه خط مشي و رويه هاي مكتوب ، نياز به توجه خاص و احتمالا ً تفسير دوره اي شفاهي دارد .
5-     اثر انگيزه
مسايل رواني از قبيل هيجانات ، خشم ، درد ، خوشحالي و غيره بر تفسير ما از پيام اثر مي گذارد ؛ براي مثال اگر ما توقع دريافت ، يا شنيدن امر خاصي را داشته باشيم ، اين انتظار بر دريافت پيام تاثير مي گذارد ؛ يا اينكه اگر پيامي را كه متعارض با دانش و عقيده ماست ، دريافت كنيم ، معمولا ممكن است براي اجتناب از تشويش ذهني ، آن را ناديده بگيريم .
6-     ارزيابي منابع
آيا منبع پيام قابل اعتماد است ؟ آيا به واسطه ي خود پيام مي توان منبع آن را معتبر دانست و پيام را پذيرفت ؟ اين گونه ارزيابي ها و ترديدها نسبت به منبع پيام در برقراري ارتباط اختلال ايجاد مي كند .
7-     علايم غير شفاهي و متناقض
كيفيت صدا ، بيان فيزيكي و وضعيت جسماني مي تواند به ارتباط كمك كند . ، يا آن را به تاخير اندازد .
8-     پارازيت
هر ابزار ارتباطي ، ضعف هايي دارد ؛ عبارات بي سر و ته و ساخت ضعيف جملات در ارتباط كتبي يا توهمات و محدوديت هاي بياني در ارتباط شفاهي ، موجب اخلال و در نتيجه ارتباط غير مؤثر مي گردد .
آثار ارتباطات بر تبليغات
1ـ نظريه شرطي كه مي‌خواهد قدرت تبليغات را برپيام گير بزرگ نشان دهد در اين جا مبلغ به مثابه عامل محركه‌اي ظاهر مي‌شود كه پاسخ دريافت كننده پيام را تعيين مي كند اين نظريه‌ها براساس يكسويه و سلطه مبلغ بر پيام گير استوار شده است.
2ـ نظريه‌هاي جامعه‌شناختي كه اعتقادي به اين رابطه يك سويه ندارند و برعكس نظريه شرطي، مي‌خواند قدرت تبليغات بر پيامگير را كوچك نشان دهند. اين نظريه‌ها به جاي آنكه براي تبليغات قدرت خاصي قائل شوند، آن را جزوء ارتباطات ابزاري ( ارتباطي كه هدفش تحت تأثير قراردادن، شكل دادن نگرشها و رفتار افراد است) محسوب مي‌كنند.
اهميت پيام در تبليغات
پيام 
مجموع معاني و اطلاعاتي است كه فرستنده قصد انتقال آنها را به گيرنده دارد
عناصر پيام
الف ) كلمات ( زبان ، واژه ، جمله ، عبارات و .. )
ب ) ويژگي هاي صدا ( سرعت گفتار ، طرز بيان ، لحن بيان ، تاني و حجم اطلاعات و .. )
ج ) رفتارهاي غير كلامي ( اشارات ، حالات چهره ، حركات بدن و ... )
قاعده کلی هارولد لاسول در ارتباط با موضوع پيام
چه کسی از چه چیزی در چه مجرائی با چه کسی و با چه تأثیری سخن می­گوید؟ به این ترتیب ما در مورد نظریه­ای  بحث می­کنیم که با عناصر زیر مرتبط باشد:
1.   فرستنده (چه کسی)؛  2. رسانه (چه مجرائی)؛  3. پیام (چه چیزی)؛ 4.  گیرنده (چه کسی)؛ 5.  بازخورد (با چه تأثیری)؛
مثال کاربردی از يك موسسه انتشاراتي دنياي قتصاد
1.       فرستنده (چه کسی): مدیر مسؤول نشریه و گروه نویسندگان و مترجمین؛
2.       رسانه (چه مجرائی): نشریۀ دنياي اقتصاد با درج مطالب و عکس ؛
3.       پیام (چه چیزی): موضوعات و يادداشت هاي مرتبط با اقتصاد ايران و بين الملل ؛
4.       گیرنده (چه کسی): متخصصین شاغل در بازار سرمايه ، دانشجويان ، اساتيد اقتصاد  و ساير علاقه مندان ؛
5.       بازخورد (با چه تأثیری): افزایش سطح دانش و مهارتهاي مخاطبين و در نتیجه ارائه راهكارهاي كاربردي براي حل مشكلات اقتصادي جامعه ؛
پیام در  ارتباط جمعي  
آنچه در یک مدل ارتباطی منتقل می­شود پیام نامیده می­شود. این اصطلاح چندین بعد دارد که به ذکر سه بعد اکتفا می­کنیم:
1. «پیام» مجموعه­ای از کلمات یا تصورات را توصیف می­کند که شفاف ابراز شده­اند اما تنها جنبه­های سطحی و ظاهری توجه شده اند .
" آقاي احمدي امروز شما 45 دقيقه دير در محل كارتان حاضر شديد "
2. پيام مي تواند معنای پوشيده اي داشته باشد كه از نظر گيرنده قابل درك و اظهار نظر مي باشد.
" آقاي احمدي ساعت الان چند است "
3. پیام مي تواند بیانگر معنائی باشد که دریافت­کنندگان پیام به حالات فرستنده نسبت می­دهند.
" عدم جواب سلام و يا ايراد و بهانه گيري رئيس از كار آقاي احمدي طي ساعات اوليه صبح "
شکل­های مختلف پیام
1.       پیام مورد نظر فرستنده (آنچه می­خواهم بگویم)؛
2.       پیام ارسالی(آنچه می­گویم)؛
3.       پیام فی­نفسه(آنچه باید بگویم)؛
4.       پیام دریافتی (آنچه مخاطب من می­شنود)؛
5.       پیام ادراکی گیرنده (آنچه مخاطب من از شنوندۀ خود درک می­کند)؛
هر نوع خطای در فرآیند ارتباطات باعث دگرگونی پیام در هر کدام از اشکال فوق می­گردد. نتیجۀ چنین خطای تغییر در محتوای پیام است و در نتیجه ارتباط­گر با بازخوردی متفاوت روبرو خواهد شد. مثال :
به دليل ركود اقتصادي حاكم بر جامعه ، شركت آلفا تصميم به كاهش نيروها مي گيرد . فلذا مدير پس از بررسي هاي فراوان ، ناچاراً و بر خلاف ميل باطني، آقاي محمدي (كارمند پرتلاش و موفقي مي باشد) را براي تسويه حساب به اتاق خود فرامي خواند
1.       پیام مورد نظر فرستنده ( آقاي محمدي ديگر نمي توانم حق و حقوقت را بدهم )
2.       پیام ارسالی ( با وجود انضباط و پركاري شما مجبورم با شما تسويه حساب كنم )
3.       پیام فی­نفسه ( قطع همكاري اجباري)
4.       پیام دریافتی  ( من اخراج شدم حالا چكار كنم ! )
5.       پیام ادراکی گیرنده ( ايكاش مي دانستم چه چيزي باعث رنجش و عصبانيت رئيس از من شده است ! )

ويژگي هاي منبع پيام
اعتبار منبع پيام
در نزد مخاطبان بر اساس دو ويژگي تخصص و اعتماد افزايش مي يابد. اعتبار افراد هنگامي نزد مخاطب بيشتر مي شود كه در خصوص موضوع بحث اطلاعات زيادي داشته باشند. ما پيشبيني يك سياستمدار را در مورد آينده كشورمان بيشتر مي پذيريم تا فردي را كه تخصص در كشاورزي داشته باشد و در خصوص آينده سياسي كشور نظراتي ارائه دهد. قابليت اعتماد به يك منبع هنگامي افزايش مي يابد كه ظاهرا سعي نداشته باشد ما را تحت تاثير قرار دهد.
جذابيت منبع پيام
از دو ويژگي همانندي و آشنايي ناشي مي شود. منبع پيام بايد مخاطب خود همانندي داشته باشد تا جذابيت او افزايش يابد. اين همانندي مي تواند به لحاظ فكري، عقيدتي، پايگاه اجتماعي، محل سكونت، شغلف سن، جنس و... باشد. به طور مثال هنگامي كه سخن از احقاق حقوق زنان است، سخنراني يك زن مي تواند تاثيرگذار تر باشد. اگر منبع مورد نظر خصوصيات منحصر به فردي داشته باشد براي مخاطب جذاب تر مي شود.
قدرت منبع پيام
سومين ويژگي است كه ناشي از موقعيت اجتماعي فرد است كه معمولا اكتسابي بوده و اختياراتي به منبع ارتباطي مي دهد و باعث مي شود كه او توانايي كنترل و هدايت افراد را داشته باشد.

مراحل نشر تنفيذ ( پذيرش پيام ):
1ـ آگاهي 2ـ جلب توجه وعلاقه‌مندي 3ـ ارزيابي 4ـ آزمايش وتجربه 5ـ پذيرش و پيگيري ( در انجام تبليغات توجه به اين مراحل ضروري است و قرار داشتن جامعه در هر يك از مراحل بايد تبليغات متناسب با آن انجام داد، شبيه كار باغبان در پرورش يك درخت يا گل ) و هنر مبلغ درك صحيح موقعيت پيام در جامعه است.
طبقه‌بندي افراد از لحاظ پذيرش يك پيام با اهميت يافتن امر تبليغات و افزايش يافته‌هاي علومي كه با تبليغات در ارتباط هستند، جوامع مختلف اعم از توسعه يافته و يا در حال توسعه هر ساله مبالغ هنگفتي را صرف تبليغات مي‌كنند

تبلیغات و اقناع

تبلیغات انتقال پیام‌های سنجیده، هدفمند وگاه تعمدی است، با این مفهوم تبلیغات با هدف تغییر نگرش به کار می‌رود. تبلیغات به سبب هدفمندی به انواع سیاسی، تجاری وتفریحی تقسیم می‌شود. در مقابل، اقناع یکی از کارکردهای ارتباطات با مفهوم اطلاع رسانی است که در سایر حوزه‌ها کاربرد دارد. برای مثال، هدف از انتشار اخبار مربوط به آب وهوا دادن اطلاعات به افراد است که هنگام خروج از منزل از چه پوششی استفاده کنند.

نوع دیگر زمانی است که اطلاعات را با هدف اقناع ارائه می‌دهیم و از قبل، انتظار داریم که افراد پیام ما را بپذیرند و در نهایت عملی را انجام دهند. در واقع این نوع ارتباط، هدفمند و به دنبال تغییر رفتار است واین هدفمندی، اقناع را به سمت تبلیغات سوق می‌دهد.

 تبلیغات باعنوان فرآیند ارتباطی

تبلیغ نوعی فرآیند ارتباطی است و زمانی‌که ازچارچوب فرآیند مورد نظرخارج شود،دیگر تبلیغ نیست.تبلیغات همواره با بخشی از حقیقت همراه است.کتاب اقناع و تبلیغات تفاوت چندانی بین مفاهیم اطلاعات، ارتباطات و تبلیغات قائل نیست تبلیغات پیام خود را از درون فرآیند اطلاعات کسب می‌کند و نمی توانیم، صرف اطلاعات نادرست و دروغ را تبلیغ بنامیم. همانطور که یکی از ویژگی‌های بارز پیام خبری، صحت وسقم آن است و به هیچ وجه نمی‌توان برای پیام کذب، ارزش خبری قائل شد.

البته در تبلیغات سیاه یا خاکستری بخشی از حقیقت گفته نمی شود ومخاطب نسبت به پیام تبلیغاتی حالت نگرانی دارد و به دیده شک به آن نگاه می‌کند. تبلیغات سیاه معمولا در زمان جنگ کاربرد دارد. می‌دانیم که پدیده جنگ دنباله کنش‌های خرد گرایانه و عقلانی نیست و با آغاز جنگ آزادی اطلاعات تعطیل می‌شود و ونهایتا افراد درگیر جنگ، به شکل عقلانی تصمیم گیری نمی‌کنند. به همین دلیل، تبلیغات زمان جنگ دروغ گفتن را مجاز می‌داند و بعضا دارای تأثیرات پنهان است. درحال حاضر، سیستم جنگ‌های معاصر بر عدم استفاده از شیوه های جنگ روانی وشست وشوی مغزی تأکید می‌کند. علاوه بر تأثیرات پنهان، تبلیغات با عنوان فرآیند ارتباطی دارای تأثیرات دراز مدت است که مخاطبان براحتی متوجه آن نمی‌شوند ولی افراد در برابر تأثیرات کوتاه مدت، بلافاصله واکنش نشان می‌دهند.

قناع و تبليغ

تعريف تبليغ : آگاهي دادن و اطلاع رساني است نسبت به يك موضوع خاص در جهت جذب مخاطب مبناي آگاهي دادن و اطلاع رساني با مبتني بر 2 فاكتور باشد

1-   سياستها و تفكرات سازمان تبليغات  كننده

2-   هماهنگي و همخواني اين تفكرات با محيط مخاطبين از نظر پذيرش ( محيط فرهنگي و اجتماعي )

جايگاه تبليغات با روانشناسي در چند نكته اصلي تعريف مي شود :

1)     بيان موضوعي كه ميتواند از طريق رسانه هاي تبليغاتي براي مخاطب جذاب باشد

2)     بيان موضوعي كه ميتواند باعث پيوند بين تفكرات سازمان و مخاطب باشد

3)     بيان موضوعي كه ميتواند باعث ايجاد انگيزه در مخاطب در راستاي پيگيري سازمان تبليغ كننده گردد

4)     بيان موضوعي كه ميتواند باعث ايجاد اعتماد بعد از پايان دوره تبليغات در ذهن مخاطب گردد

5)     بيان موضوعي كه مي تواند باعث تكرار اعتماد در  ذهن مخاطب از طريق تكرار مراجعه به سازمان تبلغ كننده خواهد شد

اصل مهم : اثرات تبليغات در هر سازمان و محيطي با هر پاسخ مثبت و يا منفيبايد توسط سازمان تبليغ شده مورد ارزيابي قرار بگيرد تنها ترين و بهترين روش ارزيابي نظر سنجي ازمخاطبين است

جايگاه و اهميت تبليغ در چارت سازماني :

چارت سازماني  چشم انداز و ديدگاه مديران ارشد سازمان نسبت به اهداف تعيين شده .

تبلغ و تبليغات از نظر چارت سازماني يكجا قرار مي گيرد ( از وظايف واحد بازارگاني است )

 مهمترين اهداف تبليغات

-        پشتيبانی از فروشندگان و تقويت روحيه آنان

-        بهبود رابطه با واسطه ها

-        معرفی محصولات جديد

-        گسترش مصرف و استفاده از محصولات موجود

-        مقابله با رقبا و كالاهای جانشين

-        يادآوری محصولات شركت

-        برخورد با شايعات منفی

مهمترين اهداف انگیزه سازها(پیشبرد فروش)

-        جلب مشتريان جديد

-        تغيير عادت خريد

-        آزمايش كالای جديد يا بهبود يافته

-        مصرف بيشتر در مشتريان فعلی

-        مقابله با رفتار رقبا

-        افزايش نقدينگی و فروش فوری

-        جلب همكاری واسطه ها 

-        افزايش سهم بازار

انگيزه ساز: گروهاي تخصصي تركيب شده از كارشناسان روانشاس اجتماعي و كارشناسان تبليغاتي با هدف تاثير گذار ي برروي مصرف كنندگان در جهت تسريع و پيشبرد فروش

آوازه سازها (روابط عمومی)

در حالی كه تبليغات، ارتباط بين بازارياب و خريدار است، روابط عمومی ارتباط بين بازارياب و گروههائی است كه بر محيط بازاريابی اثر ميگذارند مانند: رسانه ها، گروه مصرف كنندگان و سازمانهای حمايت كننده آنها، دولت، ساير توليدكنندگان و رقبا، و كاركنان شركت يا سازمان.

      هدف روابط عمومی، توزيع اطلاعات مرتبط برای تقويت یا تغییر ذهنيت مخاطبان در مورد محصولات و شركت و نيز برخورد و رفع موانعی است كه در فرآيند بازاريابی مطرح ميگردند.

 فعاليت های روابط عمومی شامل موارد زير است:

•         روابط با ارباب جرايد و رسانه ها

•         گزارشات

•         گزارشات تصويری

•         كنفرانس های مطبوعاتی

•         وقايع خبری

فرآيند تصميم تبليغ:

برنامه ريزی

•          شناسائی و تعيين مخاطبان (جنسيت، منطقه جغرافيائي ، سطح درآمد ، گروه سني ، تحصيلات ، فرهنگ مصرف )

•         تعيين اهداف

•         تعيين بودجه

•          تهيه كپي پيام

•         انتخاب رسانه درست

•          زمان بندی تبليغ

اجرا

•          آزمايش تبليغ (تستهاي آزمايشي در مورد تبليغات )

•          اصلاحات لازم (هماهنگ گردن نوع تبليغات با فرهنگ جامعه مخاطب)

•         اجرای تبليغ ( تبليغات ياد آوري كننده روش تيزر تلويزيوني )

كنترل

•          ارزيابي تبليغ انجام شده :(در بحث كنترل بررسي نتايجي كه از تبليغات داشته ايم يا ارزيابي تبلغات انجام شده و كنترل اجراي تبليغات جهت جلو گيري از ايرادات پنهان)

•          تغييرات و اصلاحات

مبانی تعيين بودجه تبليغات:

1.      براساس توانائی مالی بنگاه

2.      براساس درصدی از فروش

3.      براساس رقم ثابت

4.      براساس حركت و بودجه رقبا

5.      براساس اهداف و اقدامات مورد نياز و هزينه های مربوطه

6.      ترکیبی از روش های فوق 

 

انواع تبليغات :

1-   تبليغات آگاهي دهنده ADVERTISING  INFORMATIVE: تبليغاتی است برای اطلاع رسانی و آگاه ساختن مشتريان و خريداران در مورد محصول جديد يا تركيبات تازه ، جهت ساختن و ايجاد تقاضای اوليه

ü   مناسب برای دوره معرفی منحنی كالا

2-   تبليغات ترغيب كننده  PERSUASIVE ADVERTISING  : تبليغاتی است برای ترغيب مشتريان و خريداران در مورد بهترين كيفيت و قيمت كالاها جهت تقاضاهای انتخابی 

ü   مناسب برای دوره رشد منحنی عمر كالا

3-   تبليغات يادآوری كننده  REMINDER  ADVERTISING: تبليغاتی است برای يادآوری و حفظ مشتريان و خريداران در انديشيدن  به كالا

ü   مناسب برای دوره بلوغ و پختگی منحنی عمر كالا

4-   تبليغات تطبيقی يا مقايسه ای  COMPARATIVE  ADVERTISING : تبليغاتی است كه بطور مستقيم يا غير مستقيم كالا و مارك و نشانی را با يك يا چند مارك و نشان ديگر مورد مقايسه قرار می دهد.

ü   مناسب برای دوره رشد منحنی عمر كالا

5-   تبليغات تحكيم كننده  REINFORCING  ADVERTISING: تبليغاتی است برای حكيم بهبود روابط با مشتريان كليدی و هميشگی

ü   مناسب برای دوره بلوغ و پختگی منحنی عمر كالا . در مرحله اول ايجاد كردن سهم با استراتژي بيان تمايز ، قيمت ، طراحي ، بسته بندي ، كيفيت و در مرحله دوم حفظ سهم باز هرم با استراتژي تمايز . حتما قيمت حتما خدمات خاص

قبل از تدوين بودجه :

1)      عارضه يابي درجهت شناسائي دلايل كاهش فروش

2)     اطمينان از اينكه تبليغات مي تواند راهكار باشد

3)     انتخاب بهترين روش تبليغات و نوع تبليغات ( ياد آوري كننده )

4)     تدوين ( سطح بازار) بودجه تبليغات

انواع پيامها :

A.    پيامهای منطقی   RATIONAL: پيامهايی هستند كه با منافع مخاطب ارتباط داشته و نشان            مي دهند كه محصول (كالا يا خدمت) منافع ادعا شده را تأمين خواهد كرد

B.    پيامهای احساسی   EMOTIONAL: پيامهايی هستند با تحريك احساس های مثبت (عشق و محبت، افتخار، طنز، اميد و لذت و رضايت) و منفی (ترس، خطا، گناه، ندامت) 

C.    پيامهای اخلاقی  MORAL: پيامهايی هستند كه در جهت احساس و درك مخاطب از “خوب و مناسب” بودن چيزها ارائه مي گردند، مانند پيامهاي مربوط به تشويق و ترغيب افراد جهت حمايت از كمك به جنگ زدگان، آسيب ديدگان، محيط زيست و سوادآموزی 

انواع استراتژيهای تبليغاتی و ترويجی:

1.     استراتژی فشار PUSH STRATEGY: نوعی استراتژی ترويجی است كه از طريق استفاده از نيروی فروش و ترفيع تجاری، كالاها را در داخل و مسير كانالهای توزيع وارد ساخته و فشار مياورد.

2.     استراتژی كشش (كشيدن) PULL STRATEGY: نوعی استراتژی ترويجی  است كه با صرف هزينه زياد  و ايجاد انگيزه در خريداران و مصرف كنندگان درصدد است تا تقاضا را در مشتريان ايجاد كند و آنها كالاها را از طريق كانالهای گوناگون توزيع در خواست كنند.

3.     استراتژی تركيب فشار و كشش PUSH & PULL: نوعی استراتژی ترويجی است كه از هر دو استراتژی بجا و بموقع استفاده می نمايد تا بتواند با ايجاد انگيزه در واسطه ها و كانالهای توزيع و نيز خريداران و مصرف كنندگان و مشتريان سهم بازار شركت را افزايش دهد.

عوامل مؤثر در انتخاب رسانه ها:

دستيابي REACH

        درصد كسانيكه در بازار هدف و زمان معين در معرض آگهی قرار ميگيرند.

تعداد FREQUENCY

        تعداد زمانی كه يك فرد معمولی در بازار هدف و در زمان معين در معرض آگهی قرار ميگيرد.

اثر رسانه MEDIA IMPACT : ارزش كيفی يك آگهی از طريق وسيله يا رسانه ای معين

هزينه COST:         هزينه تبليغات نسبت به هر هزار نفر يا هزار خانواده ای كه آنرا مشاهده ميكنند.

روشهاي تبليغاتي:

1.    روش نفی و اثبات: اثبات و معرفی محصول خود با رد كردن يا نفی محصول رقيب                “قرص آسپيرين مؤثرترين قرص” “ بانك ملت، بانك شما”

2.روش شرطی:استفاده از چهره ها و شرايطی كه   مثبت، شاد، زنده و سالم بوده اما ممكن است آثار محصول اين چنين نباشد “مانند استفاده از چهره يك انسان سالم و جوان برای تبليغ سيگار”

3.    روش ابداعی : استفاده از شيوه ها، ابزارها و  پديده های تازه و يا متفاوت و متمايز “مانند اولين تابلوهای خيابانی در ايران “

4.    روش استدلالی:            روشی است  كه دو پيش شرط لازم دارد شامل:         

الف: افزايش سطح دانش عمومی               ب:    حقانيت پيام

5.    روش شبه استدلال :اين روش ترفند خاصی است برای تحريك مردم و به شكلهای زير صورت ميگيرد:

           الف: جو و فضاسازی (ايجاد ابهام، رفع ابهام)

ب:   القاء

ج :  تلقين (مانند اخبار راديو بی بی سی)

د :  استناد مجازی(مانند مقاله ای با    مرجعهای متعدد با آب و تاب)

ه :  استناد مكرر (دروغي كه رسانه های ديگر   گفته اند و باز تكرار شود)        

ده فرمان تبليغات :

تبليغات موفق و مؤثر نيازمند رعايت يكسری اصول و قواعدی است كه عبارتند از:

1.      توجه را جلب كنيد:      جلب توجه در تبليغات يك شرط لازم است اما كافی نمی باشد.

 تبليغ خوب تبليغی است كه بتواند توجه مخاطبين بازار هدف را بسوی خود جلب نمايد.

2.       شفافيت ظاهری:          در تبليغ بايد تصاوير، كلمات و مفاهيم روشن و گويا باشند زيرا در غيراينصورت باعث تشديد موانع ادراكی می گردند.

3-   تمركز بر نكات اصلی و مهم:    يك تبليغ نبايد به بيش از يك يا دو ارزش يا “منفعت اصلی” توجه و تمركز نمايد، تبليغات با اطلاعات زياد و اضافی در خاطر مخاطب جا نمی افتد.

4.      قابل درك و معتبر باشد:تبليغات بايد به زبان مشتری و در ذهنيت و تصورات او بگنجد، مردم بسياری ازنكات پيچيده وفنی را نميگيرند. تبليغات و ادعاهای آن بايد از ديد مشتری منطقی به نظر برسند يعنی قابل اعتبار باشند.

5.      .احساسات مثبت:تبلبغات بايد در مشتری احساسی مثبت نسبت به محصول و شركت ايجاد نمايد در غير اينصورت مشتری به آن توجه نخواهد كرد.

6.       وحدت سبك:            سبك تبليغات بايد با نوع محصول و نام و نشان آن انطباق داشته باشد.

7.      تداوم سبك:   سبك تبليغات بايد در يك دوره طولانی حفظ گردد و از تغييرات شديد سبك تبليغ و آژانسهای تبليغاتی خودداری گردد.

8.       هم خوانی با دنيای مشتری:  در تبليغات بايد به اين نكته مهم توجه كنيم كه ارتباطات و تبليغات با گيرنده شروع ميشود و نه فرستنده و به همين دليل تبليغ مؤثر تبليغی است كه با دنيای مشتری و مخاطب نزديك باشد. مشتريان در بازارها و محيطهای بين المللی نيازمند پيامهای دلخواه خودشان هستند.

9.       مزيت متفاوت:تبليغ بايد دارای مزيت رقابتی روشنی باشد بعبارتي تبليغ بايد متمايز بودن محصول را نسبت به ساير رقبا در بازار نشان دهد.

10.          برتری تصاوير و عوامل تجسمی نسبت به كلمات:     در پيامهای پيچيده، تصاوير و عوامل تجسمی، نسبت به كلمات برتری دارند.در موارديكه مخاطب يا گيرنده بيش از چند ثانيه نمی تواند به تبليغ توجه كندرعايت اين اصل بسيار ضروری است زيرا تصاوير زودتر از كلمات انتقال می يابند.

عوامل مؤثر در تهيه و تنظيم پيامهای تبليغاتی:

1.      محتوی پيام :محتوی پيام بايد مشتری را تحريك نمايد و معمولاً به دو شكل منطقی و احساسی طبقه بندی ميگردند.

2.      ساختار پيام :اثربخشي يك پيام به دو عامل “چه چيز بايد گفته شود” و “چگونه بايد گفته شود” ارتباط دارد.

نكات مهم در ساختار پيام عبارتند از:

•         پيام بصورت نتيجه گيری قطعی (ولوو، ايمن ترين اتومبيل برای خانواده هاست)

•         نتيجه گيري از پيام بوسيله گيرنده

•         پيامها و تبليغات مقايسه ای

 بازبينی و كنترل تبليغات و آگهی :

-        آيا تبليغات و آگهی ها به مخاطبين خود (افراد مورد نظر) خواهد رسيد؟

-        ْآيا تبليغات، افراد مورد نظر را متقاعد خواهد كرد؟

-        آيا تبليغات بوسيله افراد دلخواه و مورد نظر ديده، شنيده، يا خوانده خواهد  شد؟

-        آيا تبليغات مؤثرتر از رقبا خواهد بود؟

-        آيا تبليغات نكات درستي را در مورد محصول، مارك، مشتريان، شبكه توزيع

            خدمات، شهرت و اعتبار شركت بيان مي كند؟

-        آيا تبليغات با ديگر كانالهای ارتباطی بازاريابی هماهنگ است؟

-        آيا تبليغات بطور كامل با ديگر كانالهای ارتباطی بازاريابی هماهنگ خواهد       بود؟

-        آيا تبليغات، می تواند مشوق خريداران در شرايط رقابت كامل گردد؟

-        آيا تبليغات بازرگانی می تواند باعث افزايش فروش شركت گردد؟

-        آيا شيوه تبليغات و وسايل ارتباط جمعی متناسب و هماهنگ با اهداف شركت و ديگر فعاليت های بازاريابی است؟

-        آيا نتايج تحقيقات حاصل از نتيجه تبليغات بوسيله كاركنان شركت مورد استفاده قرار گرفته است؟

-        آيا تخصيص بودجه تبليغات، با توجه به پتانسيل سوددهي، طبقه بندی    بازار، منطقه جغرافيائی و الگوهای مصرف صورت گرفته است؟

 توصیه های بازاریابی گردشگری:

1. شفاف سازی دیدگاه ها و راهبرد گردشگری ایران

2. تعیین اهداف نظام گردشگری در ابعاد مختلف زمانی

3. تعریف بازار ها و مشتریان مورد نظر در گردشگری داخلی و خارجی

4. بررسی وضعیت تقاضا در مورد گردشگری ایران

5. مشخص کردن جایگاه بخش خصوصی و تقویت آن

6. فضا سازی و آماده سازی شرایط برای سرمایه گذاری

7. تعیین نظام ارتباطات بازاریابی یکپارچه گردشگری

8. استفاده از تبلیغات نهادی و نمادی برای معرفی جاذبه ها

9. استفاده از شیوه های علمی و گروه های حرفه ای

10. آموزش بازاریابی خدماتی و گردشگری به گروه های ذینفع

11. ارتباط با گردشگران خارجی و شناسائی شاخص رضایت گردشگران

12. همکاری با آژانس ها و گروه های حرفه ای جهانی برای بازاریابی گردشگری ایران

13. استفاده از کارشناسان و گروه های مجرب برای بهبود فعالیت های بازاریابی   گردشگری

14. تشکیل مخزن اندیشه برای بازاریابی گردشگری

·          ارتباط تبلیغات در فروش یک محصول یا خدمت جدید

اشباع بازارها، تشديد رقابت، تغيير در سليقه‌ها و نيازهاي مشتريان، شركت‌هاي ايراني را با چالش‌هاي متعددي در فعاليت‌هاي بازرگاني و صنعتي مواجه كرده است. در اين شرايط، شركت‌هايي كه بتوانند از ابزار و امكانات در دسترس خود همانند طراحي و توسعه كالاهاي جديد، تجديد ساختار كانال توزيع و ارائه محصولات با كيفيت بالا و قيمت مناسب و همچنين تبليغات موثر، بدرستي استفاده كنند، مي‌توانند بر اين چالش‌ها فائق آمده و بقاي مداوم خود را تضمين كنند.

تبليغات به عنوان يكي از مهم‌ترين ابزار «آميخته بازاريابي» مي‌تواند نقش بسيار مهمي را در سياست‌ها و استراتژي‌هاي بازاريابي شركت نظير ارتباط با مشتريان، معرفي محصولات جديد، اصلاح و تغيير ذهنيت مشتريان و مخاطبان نسبت به شركت و آرم تجاري آن ايفا كند. متاسفانه به سبب فقدان ارتباط منسجم و علمي بين تحقيقات بازاريابي و صنعت تبليغات ايران، شركت‌ها و صنايع ايراني نمي‌توانند از اثربخشي لازم ناشي از تبليغات خود، بهره‌برداري كنند. از اين رو، برآنيم كه يكي از نقائص تبليغات تجاري در ايران را كه همانا هدف‌گذاري تبليغات بر پايه استراتژي‌هاي بازاريابي شركت است، مورد بررسي و تحليل قرار دهيم.

از آنجاكه نقطه آغاز هر حركت در فعاليت‌هاي صنعتي و تجاري، تعيين اهداف بوده و اين هدف‌ها هستند كه مسير فعاليت‌ها را مشخص مي‌كنند، به بررسي هدف‌گذاري در تبليغات بازرگاني بر پايه مدل IMC مي‌پردازيم.

ارتباطات منسجم بازاريابي يكي از جديدترين ديدگاه‌ها و مدل‌ها در هدف‌گذاري تبليغات و ارتباطات تجاري است. اين مدل نظام‌مند، در جست‌وجوي ارتقاي اثربخشي و هم‌افزايي در فعاليت‌هاي ارتباطي و تبليغاتي شركت‌ها و موسسات است. مدل يادشده، از طريق برقراري ارتباط منسجم و ساختار‌يافته بين عناصر آميخته بازاريابي (قيمت، كالا، تبليغات و توزيع)‏، فعاليت‌هاي تبليغاتي شركت را به طور كامل و اثربخش در خدمت استراتژي‌ها و اهداف بازاريابي و فروش قرار مي‌دهد.

در دهه‌هاي گذشته، فعاليت‌هاي تبليغاتي شركت‌ها، تحت تاثير رسانه‌هايي با دامنه پوششي وسيع نظير راديو، تلويزيون و روزنامه‌ها قرار داشت و از ديگر عناصر ترفيع، نظير بازاريابي مستقيم و ترفيع فروش برحسب مورد، به ندرت و برحسب اتفاق استفاده مي‌شد. از روابط عمومي نيز صرفا به به‏عنوان ابزاري براي تصويرسازي سازمان در جامعه استفاده مي‌شود.

بازاريابان، در طراحي برنامه‌هاي ترفيعي خود، با مسائل و مشكلات بسياري مواجه بودند. آنها مجبور بودند هر يك از عناصر آميخته ترفيع را به صورتي جداگانه هدف‌گذاري كرده، فرايند تعيين بودجه را انجام داده و پيام‌ها و مخاطبان هدف را شناسايي كنند. اين مسئله، زمينه‌ساز كاهش كارايي و اثربخشي فعاليت‌هاي ترفيعي آنها شده بود.

در دهه 1980، برخي شركت‌ها با احساس ضرورت ايجاد انسجام در فعاليت‌هاي ترفيعي و تبليغاتي، استفاده از فرايند ارتباطات منسجم بازاريابي را آغاز كردند. زيرا اين فرايند اجزاي مختلف آميخته ترفيعي شركت و ساير فعاليت‌هاي بازاريابي را كه از طريق آنها با مشتريان يك شركت ارتباط برقرار مي‌كند، هماهنگ مي‌سازد.

صنعت تبليغات، با سرعت مفهوم ارتباطات منسجم بازاريابي را به عنوان مفهومي علمي و كاربردي و نه پديده‌اي زودگذر، پذيرفت و از واژه‌هايي نظير تبليغات جديد، هماهنگي در تبليغ و ارتباطات يكپارچه نيز به منظور توصيف و تشريح مفهوم ارتباطات منسجم بازاريابي، استفاده كرد.

يك گروه كاري از اتحاديه آژانس‌هاي تبليغاتي امريكا يكي از نخستين تعاريف را براي ارتباطات منسجم بازاريابي به شرح زير تدوين كرد:

«ارتباطات منسجم بازاريابي، مفهوم برنامه‌ريزي ارتباطات بازاريابي است كه در قالب برنامه جامع ارتباطي، نقش‌هاي استراتژيك انواع ابزار ارتباطي نظير تبليغات، روابط عمومي، بازاريابي مستقيم و ترفيع فروش را مورد ارزيابي قرار داده و اين ابزار را به منظور شفاف‌سازي، تداوم و به حداكثر رساندن تاثير ارتباطات بازاريابي، با يكديگر تركيب مي‌كند.»

اين تعريف، بر فرايند استفاده از تمامي اشكال ترفيع، به منظور به حداكثر رساندن اثر ارتباطات تاكيد مي‌كند، در حالي‌كه دانشمنداني همانند دان‌شولتز معتقد است كه ارتباطات منسجم بازاريابي نقش و اهميت فراتري نسبت به موارد فوق دارد و دربرگيرنده تمامي ارتباطات و تماس‌هاي يك شركت نظير نام تجاري، تصوير شركت و... با مشتريان است.

بسياري از شركت‌ها، از مفهوم گسترده ارتباطات منسجم بازاريابي به منظور هماهنگ‌سازي و مديريت برنامه‌هاي ارتباطاتي خود استفاده مي‌كنند تا به اين اطمينان برسند كه به مشتريان، تصويري باثبات و موثر از شركت و نام تجاري آن ارائه مي‌دهند. مفهوم ارتباطات منسجم بازاريابي، به شركت‌ها كمك مي‌كند تا از روش‌هاي مناسب و موثر ارتباط و تماس با مشتريان و ساير ذينفعان كاركنان، عرضه‌كنندگان مواد اوليه، سرمايه‌گذاران و ساير موسسات مرتبط استفاده كنند.

 حركت به سوي ارتباطات منسجم بازاريابي، يكي از مهمترين زمينه‌هاي توسعه بازاريابي در دهه 90 تلقي شده است. تغييرات در محيط بازار (مشتريان، فناوري و رسانه‌ها) نياز به انسجام و اثربخشي فعاليت‌هاي تبليغاتي را بيش از پيش آشكار كرده است. بيشتر اين تغييرات، در جنبه‌هاي جمعيت‌شناسي، سبك زندگي، الگوي خريد و رسانه‌هاي مورد استفاده مشتريان رخ داده است. مثلاً تلويزيون‌‌هاي كابلي، ماهواره‌اي و اينترنت، رسانه‌هاي جديدي هستند كه بر سطح و عمق ارتباطات شركت‌ها و موسسات با مشتريان آنها، تاثيري بسيار عمده گذاشته‌اند.

تغييرات اخير در فناوري اطلاعات، اين امكان را ايجاد كرده است كه جامعه مخاطبان به گروه‌هاي كوچكتر و متنوع‌تري تفكيك شوند تا بتوان براي هر يك از آنها، آميخته‌هاي بازاريابي جداگانه‌اي را طراحي و تنظيم كرد. دليل عمده رشد اهميت فرايند ارتباطات منسجم بازاريابي، انقلابي مداوم است كه در قوانين و قواعد بازاريابي و نقش‌هاي سنتي آژانس‌هاي تبليغاتي،‌ رخ مي‌دهد. تغيير در استفاده از تبليغات مبتني بر رسانه‌هاي فراگير، كوچك‌شدن رسانه‌ها، تغيير در مبادله قدرت بازار، توسعه سريع بازاريابي مبتني بر داده‌ها و تغيير در چگونگي استفاده از رسانه‌ها، مهم‌ترين ويژگي‌هاي اين انقلاب است.

 اهميت هدف‌گذاري

1. ارتباطات: اهداف مشخص در برنامه ارتباطات منسجم بازاريابي (تبليغات) هماهنگي گروه‌هاي مختلف درگير در فرايند تبليغات را تسهيل مي‌كند. اهداف مدون تبليغات تمامي قسمت‌ها و بخش‌هاي شركت همانند فعاليت‌هاي ترفيع فروش، روابط عمومي و فروش شخصي را با هم هماهنگ مي‌سازد.

2. تصميم‌گيري: اهداف مشخص، راهنماي مفيدي براي تصميم‌گيري هستند. برنامه‌ريزان تبليغات، غالباً با مسائل و مشكلاتي در زمينه انتخاب پيام تبليغ، انتخاب رسانه و تخصيص بودجه بين عناصر مختلف آميخته ترفيع، روبه‌رو مي‌شوند. وجود اهداف تبليغات، انتخاب‌ها را در هر يك از موارد يادشده آسان‌تر و بهينه‌تر مي‌كند.

3. اندازه‌گيري و ارزيابي نتايج: دليل بسيار مهم براي تعيين اهداف تبليغات، اين است كه مبنا و معيار اندازه‌گيري موفقيت در برنامه ارتباطات منسجم بازاريابي شركت را ارائه مي‌دهند. بدون وجود اهداف مشخص و روشن، ارزيابي چگونگي و ميزان تلاش‌هاي شركت، كاري بسيار مشكل است.

 تحقيقات بازار

دست‌اندركاران تبليغات با چالشي عمده روبه‌رو هستند. آنها همواره مي‌پرسند كالاها، خدمات و ايده‌هاي خود را چگونه از طريق رسانه‌ها به خريداران ارائه كرده و از اين راه، حداكثر بهره‌وري را از فعاليت‌هاي تبليغاتي و ترفيعي خود به دست آورند. براي انجام اين كار، آنها بايد درك عميقي از ارتباط بين محصولات و بازارها داشته باشند. برقراري ارتباط بين محصول و بازار، اصل اساسي بازاريابي و مديريت بازاريابي است. آنها با استفاده از ابزار مختلف مي‌توانند به اين ارتباطات دست يابند.

متاسفانه نقش و اهميت بازاريابي در برخي موارد به درستي براي دست‌اندركاران صنعت و تجارت روشن نيست، مثلاً آنها به تامين مالي صنعت و خريد مواد اوليه براي توليدات، اهميت بالايي مي‌دهند، اما اهميت اينكه مشتريان چه محصولاتي را مي‌خواهند، اين محصولات چگونه بايد به اطلاع مشتريان رسانده شوند و چگونه توزيع گردند، بخوبي تبيين نشده است.

به منظور طراحي كالا و اثربخشي برنامه ارتباطات منسجم بازاريابي، ضروري است كه متصديان تبليغات درك صحيح و مناسبي از فرايند تحقيقات بازاريابي داشته باشند تا بتوانند با ديدي جامع از فرصت‌هاي بازار، بازارهاي هدف مناسب براي شركت، سياست‌ها و برنامه‌هاي قيمت‌گذاري، توزيع، طراحي و توليد محصولات، اين برنامه را به صورت كارا و اثربخش طراحي كنند.

هر شركتي بايد از توانايي تشخيص فرصت‌هاي جديد بازار برخوردار باشد. در محيط پيچيده، همواره فرصت‌ها و تهديدهاي جديدي وجود دارد. تهيه اهداف تبليغات بايد بر مبناي تحليل وضعيت (تحقيق بازار از جايگاه بازار، مشتري، رقبا) و شناسايي و تعريف ويژگي‌هاي ترفيعي صورت پذيرد كه شركت يا نام تجاري محصول، با آن مواجه است. اهداف تبليغات از اهداف و بازاريابي شركت نشأت مي‌گيرند.

اهداف و استراتژي‌هاي بازاريابي، بيان‌كننده اين نكته‌اند كه برنامه كلي بازاريابي شركت طي مدتي معين به چه چيزهايي دست خواهد يافت. اهداف بازاريابي، غالباً در نتايجي مشخص همانند حجم فروش، سهم بازار، سود، يا برگشت سرمايه تعريف مي‌شود. اهداف بازاريابي مناسب و دقيق غالباً قابل كمي‌شدن (مثلاً افزايش 10درصد فروش محصول X در بخش مصرف‌كنندگان بازار در ماه 12 آينده) واقع‌گرايانه و قابل دستيابي هستند. مثلاً، بعضي از شركت‌ها در جست‌وجوي توسعه توزيع و فروش محصولات خود در بخش‌هاي مختلف بازار هستند و يا بعضي از شركت‌ها مي‌خواهند حجم فروش محصولاتشان را به مشتريان فعلي خود افزايش دهند.

از آنجا كه تبليغات، جزئي از ابزار آميخته بازاريابي است، مديران ارتباطات بازاريابي شركت (مديران تبليغات) بايد برنامه بازاريابي شركت را مرور كرده و دريابند كه شركت، طي برنامه بازاريابي خود مي‌خواهد به چه چيزي دست يابد. مديران تبليغات بايد از توانايي تبديل و تفسير اهداف بازاريابي شركت به اهداف ارتباطات و اهداف ترفيعي ويژه برخوردار باشند.

 اهداف تبليغات

- اهداف اطلاع‌رساني

- آگاه كردن مشتري از محصول جديد

- پيشنهاد استفاده جديد از محصول (موارد استفاده جديد يك كالا)

- آگاه كردن بازار از تغيير قيمت

- آگاه كردن مشتري از قيمت‌هاي جديد محصول

- آگاه كردن مشتري در زمينه طرزكار محصول

- توصيف و تشريح خدمات موجود براي محصول

- تصحيح برداشت‌هاي غلط مشتريان

- كاهش ترس مشتريان

- ايجاد تصويري مناسب براي شركت

- اهداف ترغيب مشتريان

- ايجاد ترجيحات نسبت به محصولات و خدمات شركت، نزد مشتريان

- تشويق و ترغيب مشتري براي خريد محصولات شركت به جاي رقبا

- تغيير و تصحيح ادراك مشتري نسبت به ويژگي‌هاي محصول

- تشويق مشتري براي اتخاذ تصميمات فوري در خريد محصول

- تشويق مشتري براي برقراري تماس تلفني با بخش فروش و بازاريابي شركت

- اهداف يادآوري

- يادآوري به مشتري در اين مورد كه ممكن است محصول و خدمات در آينده موردنياز باشد

- يادآوري به مشتري در اين مورد كه محصولات و خدمات را بايد از كجا خريداري كند

- يادآوري محصول در ذهن مشتري، هنگامي كه عرضه در خارج از فصل استفاده رخ داده باشد

- حفظ نگهداري جايگاه محصول در ذهن مشتري

 فرايندهاي هدف‌گذاري

1. روش هدف‌گذاري براي افزايش فروش (اهداف تبليغاتي افزايش فروش): براي بسياري از مديران بازاريابي تنها هدف معني‌دار برنامه‌هاي ترفيعي «فروش» است. آنها اينگونه مي‌انديشند كه تنها دليلي كه شركت‌ها براي تبليغات خود پول خرج مي‌كنند، افزايش فروش محصولات و خدمات است. بعضي از مديران عقيده دارند كه اهداف «افزايش فروش» (فروش‌گرايي)، افرادي درگير، در تبليغات و ترفيع را به اين فكر مي‌اندازد كه چگونه برنامه‌هاي ترفيعي و تبليغاتي را طراحي كنند تا به افزايش فروش بينجامد.

2. انتقاد به روش هدف‌گذاري تبليغات براي افزايش فروش:

الف- يكي از مهم‌ترين مسائلي كه مديران بازاريابي و تبليغات بايد به آن توجه نشان دهند اين است كه افزايش فروش يك شركت، تابع عوامل و متغيرهايي متعدد نظير فناوري، اقتصاد، كيفيت محصول، قيمت، توزيع، رقابت، تبليغات و ترفيع است. فروش ضعيف ممكن است معلول دلايل متعددي نظير طراحي يا كيفيت نامناسب محصول، بسته‌بندي، توزيع، يا قيمت‌گذاري باشد. تبليغات، تنها مي‌تواند مشتريان را از وجود محصول آگاه و به محصول (كالا) علاقه‌مند سازد، اما نمي‌تواند آنها را وادار به خريد محصول كند بويژه اگر كالاها موجود نباشند يا قيمت آنها از قيمت كالاهاي رقبا بالاتر باشد.

ب- دشواري ديگر در اهداف فروش، اين است كه اثربخشي تبليغات غالباً مدت‌ها بعد از انجام تبليغات اتفاق مي‌افتد. پولي كه براي تبليغات خرج مي‌شود، ضرورتاً اثر فوري بر فروش ندارد زيرا بعضي از متخصصان عقيده دارند كه تبليغات، اثر خود را با كندي نشان مي‌دهند. تبليغات، ممكن است آگاهي، علاقه و يا نگرش‌هاي مثبت و مساعد نسبت به مارك تجاري شركت ايجاد كند، اما اين احساس در فرايند واقعي خريد تا زماني كه مشتري براي خريد كالاها به بازار مراجعه كند، نتيجه نخواهد داد.

3. روش هدف‌گذاري بر مبناي تاثير ارتباطات: بعضي از بازارياباني كه به هدف‌گذاري بر مبناي فروش انتقاد دارند، مي‌گويند نقش اول ارتباطات منسجم بازاريابي، ارتباط برقراركردن با مخاطبان هدف است و برنامه‌ريزي براي اهداف تبليغات بايد بر مبناي اهداف ارتباطات باشد زيرا انتظار نمي‌رود كه مشتريان سريعاً به تبليغات واكنش نشان دهند. در واقع، تبليغات بايد اطلاعات مرتبط را به مخاطبان منتقل كند و قبل از اينكه رفتار خريد اتفاق بيفتد تمايل مثبتي در مشتريان نسبت به نام تجاري محصولات شركت ايجاد كند. تبليغات و ديگر تلاش‌هاي ترفيعي، به منظور دستيابي به اهداف ارتباطي نظير افزايش دانش مخاطبان نسبت محصول و شركت، علاقه‌مند كردن آنها به شركت، ايجاد نگرش و تصوير مثبت و انگيزه‌هاي خريد، طراحي شوند.

شكل شماره 1، گام‌هاي مختلف مدل تاثير ارتباطات را نشان مي‌دهد. در اين مدل سلسله مراتبي، چگونگي حركت مشتري از آگاهي تا خريد، نمايش داده مي‌شود.

شكل1: گام‌هاي مختلف در مدل تأثير ارتباطات

 

هرم تاثيرات ارتباطات

تبليغات و ترفيع، در عمل وظيفه ارتباطي خود را همانند يك هرم انجام مي‌دهند. در طبقه پايين هرم، اهداف ارتباطات بيشتر شامل آگاه‌سازي مشتري و ارائه اطلاعاتي در خصوص محصول است، اما در راس هرم، اهداف ارتباطات بيشتر بر ترغيب و تحريك تمايلات مشتري براي خريد تمركز دارند. بنابراين، دستيابي به اهداف در سطوح پايين هرم، آسان‌تر از سطوح بالاي آن بوده و هرچه به سمت بالاي هرم پيش برويم، از مشتريان بالقوه نيز كاسته مي‌شود.

شكل2: هرم اثرات ارتباطات


از مدل هرم اثرات ارتباطات، مي‌توان براي شناخت و تعيين جايگاهي كه محصول در ذهن مشتريان و مصرف‌كنندگان دارد، استفاده كرد. با استفاده از اين مدل، بعضي برنامه‌ريزان تبليغاتي مي‌توانند تعيين كنند كه مخاطبان هدف، در كدام يك از مراحل (قسمت‌هاي) هرم قرار دارند. اگر سطوح آگاهي درباره نام تجاري و دانش درباره ويژگي‌ها و مزاياي آن پايين باشد، هدف تبليغات بايد افزايش سطوح آگاهي درباره محصول و افزايش دانش مشتريان درباره مزايا و ويژگي‌هاي محصول باشد. اگر مخاطبان موردنظر درباره محصول آگاهي و دانش داشته باشند، اما تمايل و ترجيح آنها نسبت به محصول پايين باشد، هدف تبليغات ممكن است تغيير تصوير ذهني بازار هدف نسبت به نام تجاري محصول و سوق دادن آنها به سمت خريد محصول باشد.

3. روش داگمار: تز اصلي روش داگما اين است كه آثار ارتباطات، پايه و اساس سنجش موفقيت يا شكست برنامه‌هاي تبليغاتي است. كاميابي يا شكست در تبليغات بستگي به كارايي فرايند ارتباطات در رساندن اطلاعات مطلوب و مناسب به مخاطبان اصلي در زمان مناسب و با هزينه كم دارد. از منظر مدل داگمار، هدف تبليغاتي شامل وظيفه‌اي ارتباطي است كه مشخص و قابل اندازه‌گيري است. وظيفه ارتباطي بر پايه مدل سلسله مراتبي فرايند ارتباطات، شامل چهار مرحله ذيل است:

1. آگاهي: آگاه‌سازي مشتري از وجود نام تجاري يا شركت

2. ادراك: توسعه و گسترش اين مفهوم كه محصول چيست و به چه درد مشتري مي‌خورد

3. متقاعد كردن: كوشش در زمينه توسعه تمايل ذهني مشتري براي خريد كالا يا خدمت

4. عمل: واداركردن مشتري به خريد كالا


ويژگي‌هاي هدف‌گذاري در روش داگمار

يكي از نقش‌هاي مهم روش داگمار در فرايند هدف‌گذاري تبليغاتي، شناسايي اجزاي تشكيل دهنده يك هدف خوب تبليغاتي است. هدف تبليغاتي، بايد وظيفه ارتباطي مشخص و قابل اندازه‌گيري داشته باشد، مخاطبان هدف را شناسايي و مشخص كند و زمان تعيين شده براي دستيابي به اهداف تبليغات را مشخص سازد.

· وظايف واقعي و قابل اندازه‌گيري: وظيفه ارتباطي بيان شده در اهداف تبليغاتي، بايد بيان‌كننده دقيق پيامي باشد كه تبليغ‌كننده براي مخاطبان هدف، ارسال مي‌كند. بر طبق مدل داگمار، اهداف بايد مشخص و روشن انتخاب شوند تا راهنماي متخصصان خلاقيت در توسعه پيام تبليغ باشند. اهداف تبليغاتي بايد قابل سنجش و اندازه‌گيري بوده و تعيين‌كننده اين نكته باشند كه پيام موردانتظار به صورت مناسبي به مخاطبان انتقال داده مي‌شود.

· مخاطبان هدف: از ديگر ويژگي‌هاي مهم اهداف خوب اين است كه مخاطبان هدف را به خوبي شناسايي كنند. مخاطبان اوليه هدف براي محصولات يا خدمات شركت را مي‌توان بر پايه متغيرهاي جمعيت شناختي، جغرافيايي، سايكوگرافيك، متغيرهاي رفتاري نظير نرخ مصرف محصول و يا مزاياي موردنياز مصرف‌كنندگان، شناسايي و تعيين كرد.

· درجه تغييري كه در جست‌و‌جوي آن هستيم: در تعيين اهداف تبليغاتي، برنامه‌ريزي تبليغات بايد وضعيت مخاطبان را از لحاظ آگاهي، دانش، نگرش و نيات مخاطبان نسبت به كالاها و شركت شناسايي كند. سپس درجه تغيير هر يك از متغيرهاي فوق به وسيله برنامه تبليغات را تعيين كند. شناسايي تصور، آگاهي و دانش مخاطبان نسبت به نام تجاري و شركت، از طريق تحقيقات بازاريابي صورت مي‌گيرد.

· تعيين زمان لازم: آخرين ويژگي اهداف تبليغات، شناسايي و تعيين زمان است كه تبليغات بايد طي آن انجام شود. زمان مناسب مي‌تواند از چند روز تا يك سال يا بيشتر، متفاوت باشد. بيشتر برنامه‌هاي تبليغاتي با توجه به شرايطي كه تبليغ‌كننده با آن مواجه است و نوع پاسخ موردنياز، مي‌تواند از چند ماه تا يك سال متفاوت باشد. مثلاً، به منظور رسيدن به سطح آگاهي براي يك نام تجاري، مي‌توان از طريق برنامه تجاري كوتاه‌مدت، گسترده و سريع، مخاطبان هدف را شناسايي كرد. اين در حالي است كه تعيين جايگاه مجدد يك محصول، نياز به تغيير ادراكات مشتريان داشته و به زمان بيشتري نياز دارد.

امروزه، روش داگمار تاثير قابل ملاحظه‌اي در فرايند هدف‌گذاري تبليغات داشته و بسياري از برنامه‌ريزان امور تبليغات و ترفيع، از اين روش به عنوان پايه‌اي براي ارزيابي اثربخشي برنامه‌هاي تبليغاتي خود استفاده مي‌كنند.

 

نقل از وبلاگ دانشجویان  مدیریت بازاریابی خراسان رضوی



هدف اين مقاله پرداختن به نظريات و مباحثي است كه در زمينه اقتاع و تبليغ وجود دارد. در اين مقاله ضمن ارائه تعاريفي براي اقناع و تبليغات و نگرش، به بيان تفاوت اقناع با تبليغات خواهيم پرداخت. سپس براي تفكيك تجاري از تبليغات سياسي (پروپاگاندا) به طور جامع به طرح بررسي مباحث و تكنيك‌هاي پروپاگاندا پرداخته خواهد شد. در بخش پاياني اين مقاله نيز نظرياتي كه در زمينه اقناع در سطح خرد و كلان وجود دارد، مورد بحث و اشاره قرار مي‌گيرند.

كليد واژگان: اقناع، نگرش ، تبليغات تجاري، تبليغات سياسي (پروپاگاندا)، نظريه هاي اقناع

مقدمه

اگر به محيطي كه در آن زندگي مي كنيم، با دقت نظري بيافكنيم تلاش‌هاي اقناعي را به راحتي مشاهده مي‌كنيم: در واقع اقناع به بخش جدايي ناپذير زندگي ما تبديل شده است. آگهي دهنده­اي كه از ارتباطات جمعي براي فروش كالاهاي خود استفاده مي‌كند، دست به اقناع مي‌زند. نامزد سياسي كه مبادرت به خريد آگهي‌هاي روزنامه مي كند يا سازمان بهداري كه از طريق راديو افراد را به ترك سيگار تشويق مي‌كند. همه به نوعي از طريق پيام‌هاي ارتباط جمعي تلاش مي كنند تا تغييراتي در اشخاص به وجود آوردند (تانكارد 1381).

هدف اصلي اين مقاله پرداختن به نظريه‌ها و مباحث ارتباطاتي است كه در زمينه اقناع وجود دارند. ما در ابتدا به مفاهيمي چون اقناع، نگرش و تبليغات خواهيم پرداخت و سعي مي‌كنيم براي هر يك تعريفي روشن ارائه دهيم. سپس ضمن معرفي انواع تبليغات سياسي، به شناخته شده‌ترين تكنيك‌هاي به كار رفته در حوزه‌ي تبليغات به طور عام و تبليغات سياسي به طور خاص اشاره مي‌شود براي ملموس و روشن بودن مطالب، مثال‌هايي كاربردي استفاده را پروپاگاندا طي دو قرن گذشته در سطح جهان آورده مي‌شود.

از آنجا كه در بسياري از مواقع اقناع و تبليغ به اشتباه به جاي ديگر به كار مي روند. بخش ديگري از مقاله به مقايسه اين دو و تفكيك آنها از يكديگر پرداخته و نظريه‌هاي عمده‌اي كه در باب اقناع و تغيير نگرش وجود دارند، ذكر كرده‌ايم، وارد شدن به مبحث مخاطب و ترغيب كننده و كنش و واكنش هاي متفاوت آن دو نسبت به يكديگر و پيام‌هاي اقناعي جزو مباحث پاياني مقاله است. در نهايت به منظور ملموس‌تر بودن بحث اقناع و تبليغات انجام شده در ايران در حوزه اقناع، دو پايان نامه مورد بررسي قرار گرفته‌اند كه خلاصه‌اي آنها ارائه مي‌گردد.

اقناع و نگرش

اولين مفهومي كه در اينجا به آن پرداخته مي‌شود، اقناع است كه تعاريف متعددي براي آن ذكرشده است. بيانگر (1376) بيان كرده كه واژه اقناع در شكل مناسب به معناي دخل و تصرف در نمادهاست كه براي انجام عمل از سوي ديگران طراحي شده است. در واقع توسل به تعقل و احساس به خاطر حصول نوعي رضايت رواني در شخص صورت مي‌گيرد كه اقناع شده است.

علي اصغر كيا و رحمان سعيدي (1383) اقناع را به اين صورت تعريف كرده­اند، اقناع فرايندي ارتباطي است كه هدف آن نفوذ گيرنده پيام است، به اين معني كه يك پيام ترغيبي يك نظر يا رفتار را به شكلي داوطلبانه به گيرنده ارائه مي‌دهد و انتظار مي‌رود كه اين پيام در مخاطب يا گيرنده پيام موثر واقع شود.

تعريف ديگري كه براي اقناع ذكر شده، اين است كه: اقناع فرايندي است كه از خلال آن مي‌كوشيم تا نگرش ديگران را تغيير دهيم و به تعبير ساده‌تر به مفهوم كوشش براي تغيير نگرشي است(كيا، سعيدي، 1383).

در دايره‌المعارف اينترنتي و يكي پديا اقناع به عنوان شكلي از نفوذ معرفي شده است. منظور از اقناع فرايند هدايت مردم به سوي پذيرش يك عقيده نگرش يا عمل است به وسيله وسايل عقلاني و نمادين كه ممكن است منطقي هم نباشد و بيشتر از طريق توسل به جذابيت‌ها صورت مي‌گيرد. به جاي آنكه از زور و قدرت استفاده شود.

نفوذ و اقناع از مفاهيمي هستند كه بسيار به يكديگر نزديكند. در نفوذ هر زمان كه منبعي تعمداً تلاش كند تا افكار، احساسات و رفتار گيرنده را تغيير دهد. نفوذ روي مي‌دهد. اقناع را مي توان حالت خاصي از نفوذ دانست. وقتي منبعي آگاهانه از ارتباطات استفاده و سعي كند نگرش مخاطب را تغيير دهد، در اين حالت، اقناع روي مي‌دهد، نفوذ و اقناع حاكي از تغييرات عامدانه هستند اما در عمل با هم متفاوتند زيرا اقناع به ارتباط (پيام‌هاي شفاهي و غير شفاهي) نيازمند است و به دنبال تغيير نگرش است اما نفوذ مي تواند بدون ارتباط هم روي دهد و موجب تغييرات رفتاري (خارجي) شود، بدون آنكه تغيير نگرش (دروني) ايجاد كند. نگرش ارزيابي شخص از يك موضوع فكري است. هر شخصي يك معيار ارزيابي (خوب و بد) مي‌سازد و درباره‌ي موضوعات طبق آنها قضاوت مي‌كند.

نگرش مفهومي متمايز و اجتناب ناپذير در روانشناسي اجتماعي معاصر امريكا است. نگرش اولين بار در سال 1918 در مطالعه اي توسط توماس و زنانيكي به شيوه علمي مورد استفاده قرار گرفت. گوردون آلپورت نگرش را به اين صورت تعريف كرده است: نگرش نوعي حالت آمادگي ذهني است كه از طريق تجربه سازماندهي شده است و تاثير پويا و جهت داري بر پاسخ‌هاي افراد به تمامي اشيا و موقعيت‌هايي كه به آن مربوط مي‌شود مي‌گذارد (تانكارد 1381).

ترغيب فرايندي پيچيده مداوم و داراي كنش متقابل است كه در آن يك فرستنده و يك گيرنده با نمادهاي شفاهي يا غير شفاهي به هم پيوند مي‌يابند كه از طريق آنها ترغيب كننده مي كوشد. در ترغيب شونده نفوذ كند تا تغييري را در نگرش يا رفتار بپذيرد. ترغيب يك فرايند دو سويه است كه در آن هر دو گروه يا هر دو طرف به يك پيام – رويداد نزديك مي‌شوند و آن را براي كوششي به منظور پاسخگويي به نيازها به كار مي‌برند، در نتيجه مخاطب هرگز منفعل انگاشته نمي‌شود، او يك مخاطب فعال است كه ترغيب كننده­اي را مي‌جويد كه به نيازهاي او پاسخ گويد و آن ديگري يك ترغيب كننده فعال است كه مي‌داند بايد به نيازهاي مخاطب توجه كند و با اتخاذ يك پيام و هدف معين به نيازهايش پاسخ دهد.(كيا، سعيدي، 1383)

پروپاگاندا

در سال‌هاي اخير، تبليغات سياسي يا پروپاگاندا به صورت جزئي از ارتباطات درآمده است. طي هفتاد سال گذشته در سطح جهان صدها كتاب و مقاله جنبه‌هاي گوناگون تبليغات را بررسي كرده‌اند. با شروع مطالعات در مورد اقناع و ترغيب در چند دهه گذشته اين بررسي‌ها جايگاه مشخص‌تري در تحقيقات ارتباطات يافتند. با گسترش تكنولوژي‌هاي ارتباطي جديد و افزايش كانال‌هاي پخش اطلاعات، فعاليت هاي تبليغات نيز آشكارا افزايش يافتند.

مفهوم پروپاگاندا در حوزه نظريه هاي مرتبط به اقناع از اهميت زيادي برخوردار است و تعاريف متعددي براي آن ذكر شده است. لارسول در سال 1937 تبليغات را اين گونه تعريف شده است: تبليغات در كلي‌ترين معني، فن اثر گذاري بر عمل انساني از راه دستكاري نمودگرها است كه ممكن است گفتاري، نوشتاري، تصويري يا موسيقايي باشد (تانكارد 1381) فرهنگ لغت اكسفورد (2002) واژه پروپاگاندا را شامل ايده‌ها و بياناتي مي‌داند كه امكان نادرستي و مبالغه در آنها وجود داشته و به هدف كسب حمايت براي يك رهبر سياسي، يك حزب و غيره استفاده مي‌شود.

ريشه اين لغت به واژه لاتين پروپاگاره بر مي‌گردد كه به معناي كاشتن نهال‌هاي تازه از يك گياه براي باز توليد آن است. براي نخستين بار در سال 1633 پاپ اوربان هشتم كنگره پروپاگاندا را تاسيس كرد. هستة اصلي اين كنگره را كميته‌اي از كاردينال‌هاي كاتوليك تشكيل مي‌دادند كه مسئول ماموريت‌هاي تبليغاتي خارجي بودند. مبلغان به كاري كه انجام مي‌دادند، كاملاً علم داشتند و با آگاهي تمام آن را انجام مي‌دادند. از اين لحاظ پروپاگانداي آنها كاملاً عمدي و آگاهانه بود (براوان، 1964) پرو پاگانداي بي‌طرف به معناي انتشار و ترويج افكار است. اما از آنجايي كه اين واژه به طور كاربردي براي اولين با توسط يك كليساي كاتوليك و براي اشاعه باورهاي آن و همچنين در جهت مخالف با پروتستان‌‌ها مورد استفاده قرار مي‌گرفت. معناي بي طرف خود را از دست داد. بنابراين مي توان گفت كه پروپاگاندا كوششي تعمدي و حساب شده است كه با هدف شكل دادن به نحوه دريافت، دستكاري ادراك و همسو كردن مخاطبان با نيت مورد نظر مبلغ صورت مي‌گيرد.

زماني كه تاكيد بر كاربرد باشد پروپاگاندا با كنترل همراه است و به عنوان يك تلاش سنجيده براي تغيير يا حفظ تعادلي پر قدرت به آن توجه مي‌شود. به اين منظور لازم است مخاطب، نگرش‌هاي خود را تقويت كند يا تغيير دهد يا در مواقع لزوم حتي در مورد رفتار خود چنين عكس‌العمل‌هايي را نشان دهد. اين جاست كه ترغيب و اقناع معنا پيدا مي‌كند(كيا و سعيدي، 1383).

الوان (1370) انواع پروپاگاندا را به شرح زير بررسي كرده و بر چهار نوع تبليغ تاكيد دارد:

تبليغات سياسي و جامعه شناس
تبليغات آشوب گرانه و جذب كننده
تبليغات عمودي و افقي
تبليغات عقلاني و غير عقلاني
تبليغات سياسي و جامعه شناسي: تبليغات سياسي از طرف گروهي كه معمولاً يك دولت با يكي از موسسه هاي دولتي است با تكيه بر شيوه‌هاي اعمال نفوذ استفاده مي‌شود تا به اهدافي قابل تشخيص و كاملاً دقيق دست يابد. از سوي ديگر تبليغات جامعه شناختي نوعي مجاب كردن از درون است و زماني پديد مي‌آيد كه فرد ايدئولوژي مسلط سياسي و اقتصادي جامعه خود را پذيرفته و در خود جذب كرده باشد. و اين ايدئولوژي را به منزله مبنايي براي تحقق بخشيدن به انتخاب‌هاي خود جوش و تفاوت‌هاي مبتني بر ضوابط اخلاقي به كار ببرد.

تبليغات آشوبگرانه و جذب كننده: تبليغات آشوبگرانه معمولاً مخرب و ستيزه جويانه است. ممكن است هدف از اين نوع تبليغات سرنگوني يك دولت با بر هم زدن نظمي تثبيت شده باشد. اما تبليغ جذب كننده دراز مدت و تكثير شونده است و هدف از آن فراهم آوردن رفتار ثابت، سازش و هماهنگي در بطن يك نظام اجتماعي دائمي است.

تبليغات عمودي و افقي: تبليغ عمودي از رهبري نشات گرفته و هدف از اين نفوذ در توده‌ها است. در مقابل تبليغ افقي در درون گروه و در بين افراد گروه پياده مي‌شود. آن هم گروهي كه در آن همه افراد با هم برابرند و رهبري در بني آنها نيست.

تبليغات عقلاني و غير عقلاني: تبليغ عقلاني بر پايه اطلاعات واقعي، آمار و ايده‌هاي اقتصادي قرار دارد. اين گونه تبليغات به خاطر دقيق بودن مطرح هستند، حال آنكه تبليغ غير عقلاني تاكيد عمده‌اش بر احساسات و عواطف مخاطب است.

جووت و اودانل (1986) نيز يك تقسيم بندي از پروپاگاندا، بر اساس منبع، درستي اطلاعات و صحت و سقم آن در سه دسته ارائه داده اند:

1. پروپاگانداي سفيد: در اين نوع پروپاگاندا، هويت منبع به درستي شناخته شده و اطلاعات موجود در پيام هاي مبلغ به درستي و صحت تمايل دارد. هدف اين نوع تبليغ آن است كه مبلغ خود را نزد مخاطب با اعتبار كند.

زيرا اين امر مي‌تواند در آينده به نحوي مورد استفاده قرار گيرد.

2. پروپاگانداي خاكستري: در اين نوع پروپاگاندا منبع مي‌تواند داري هويت شناخته شده باشد يا نباشد و درستي اطلاعات پيام‌هاي آن نيز ممكن است مورد اطمينان نباشد. كاربرد اين نوع پروپاگاندا بيشتر براي پريشان كردن دشمن است.

3.پروپاگانداي سياه: اين نوع پروپاگاندا داراي منبعي كذب و دروغين و اطلاعات ارائه شده نادرست، ساختگي و نيرنگ آميز است. منابع پروپاگانداي سياه خود را خودي و دوست جلوه مي‌دهند در حالي كه از طرف دشمن اداره مي‌شوند.

اصولاً شيوه‌هاي بسيار زيادي توسط پروپاگانديست‌ها براي تغيير نگرش و ايجاد عمل ديگران استفاده مي‌شود. معروف‌ترين و برجسته‌ترين اين روش‌هاي تبليغات، تكنيك‌هاي هفت‌گانه‌اي هستند كه در اينجا به آنها اشاره مي‌شود و عبارت‌اند از: برچسب زني، تعميم جذابيت (تلطيف و تنوير)، انتقال، شهادت دادن يا تصديق، شيوه مردم ساده، مغالطه (كارت‌هاي يكدست) و همرنگي با جماعت (هجوم براي سوار شدن به واگن) (استندلر، 2005)

1.برچسب زدن

اسم گذاري يا برچسب زدن از تكنيك‌هاي قديمي پروپاگاندا است كه از كلمه لاتين ad hominemگرفته شده است. با استفاده از اين تكنيك به شخص، ايده يا يك گروه كه هدف حمله است بر چسب توهين آميز و ناپسند زده مي‌شود. اين تكنيك با اين هدف مورد استفاده قرار مي‌گيرد كه ايده و فكري را محكوم يا رد كنيم، بدون اينكه به دنبال دليلي براي تصميم خود باشيم.(مهرداد، 1380)

2.تعميم جذابيت (تلطيف و تنوير)

برچسب زني اطلاق برچسب بد و حقارت آميز به دشمن بوده است اما در مقابل اين شيوه، شيوه معمول پروپاگاندا يعني بر چسب زدن فضيلت و صفتي شايسته به محصول مطلوب خود است. مثال‌هاي روشني از كاربرد چنين الفاظي وجود دارد. نظير: تمدن، شجاعت، دموكراسي، تعهد، زيبايي، آزادي، افتخار، اعتماد، شرافت، عدالت، آزادي، صلح و نظاير آن. وجود اين كلمات در متن به منظور تاثير گذاري بر هيجانات و احساسات عملي بر پايه پروپاگاندا است.

استفاده از اين كلمات (تعميم جذابيت) در پروپاگاندا معمولاً مبهم و سر بسته است و تعريف درستي از آن ارائه نمي‌شود تا مخاطب خود بر اساس حوزه تجربيات خود آنها را تفسير به مطلوب كند.

3. انتقال

تكنيك موثر ديگر انتقال اعتبار، اقتدار، فضيلت بعضي گروه‌ها به محصول مورد نظر است.

هدف از اين تكنيك، انتقال اقتدار، ضمانت قانوني و اعتبار چيزي كه مورد احترام همگان است به چيزي ديگري، به منظور كسب اعتبار و عزت بيشتر براي آن به عبارت ديگر مكانيسم انتقال بر اساس فرايند ارتباط بين دو عامل عمل مي‌كند. (مهرداد،1380)

در واقع هدف ارتباط‌گر اين است كه ايده، كالا يا علتي را به عامل ديگري كه مورد علاقه مردم است و مردم نگرش مثبتي بدان دارند، مرتبط سازد.

4. شهادت دادن

اين مورد در سياست و هم در تبليغات تجاري افراد مشهور فراوان يافت مي‌شود. مثل بازيگران سينما، سياستمداران و...

در اين تكنيك از افرادي كه براي مخاطب شناخته شده اند و محبوبيت دارند، استفاده مي‌شود و تلاش مي‌كنند تا از نظر اين افراد مشهور درباره محصول به خواننده منتقل شود.

در تكنيك انتقال كه در بخش قبلي بحث شد، تصويري مطلوب از گروه به محصول منتقل مي شود، اما در اين تكنيك، تصوير مطلوب از يك فرد به محصول منتقل مي‌شود.

تكنيك شهادت دادن يا تصديق در پروپاگاندا در حالتي است كه شخص مورد اعتماد يا شخص غير قابل اعتماد و منفوري درباره درستي يا نادرستي فكر، برنامه، محصول يا فردي ابراز عقيده مي كند. تكنيك شهادت و تصديق شيوه متداولي به ويژه در عرصه آگاهي تجارتي و مبارزات انتخاباتي محسوب مي‌شود. (مهرداد، 1380)

5.شيوه مردم ساده

سياستمداران تلاش مي كنند خود را شبيه مردم معمولي و عادي جلوه دهند. در جملات اول سخنراني‌هاي سياسي معمولاً پس از قدرداني از مقامات ارشد حاضر كه به نام يا درجه خواهد بود، گفته مي‌شود و شهروندان عادي من در اين جهت كه مي‌خواهند ما گمان كنيم كه آنها هم از ما هستند. شبيه به اين گفته در مورد رهبران اتحاديه‌هاي كارگري هم صادق است كه تلاش مي كنند خود را عضوي عادي از جامعه خود تعريف كنند.

تكنيك مردم ساده تمهيدي است كه فرستنده يا گوينده سعي مي كند به مخاطبان خويش اين پيام را القا نمايد كه نظريات و انديشه‌هاي او به اين دليل صحت دارد كه برخاسته از فرهنگ و اعتقادات مردم كوچه و بازار است اين تكنيك در حوزه سياست‌بازان زياد مورد استفاده قرار مي‌گيرد. ولي اخيراً اين تكنيك به عرصه تبليغات و آگهي‌هاي تجارتي نيز سرايت كرده است. تبليغات تجاري كه براي محصولات مواد غذايي در تلويزيون تبليغ مي‌كند، معمولاً از مدل‌هاي ساده و عوام پسند براي تبليغ چنين موادي استفاده مي‌كند به ويژه محصولات لبني، مواد غذايي مخصوص صبحانه، نان، بستني و امثال آن (مهرداد، 1380).

6.جمع آوري كارت هاي يك دست (مغالطه)

اين شيوه به ارائه انتخابي حقايق كه منتج به نتيجه مطلوب مي‌شود، اطلاق مي گردد. با از قلم انداختن تعمدي حقايق غير مطلوب در جهت اصول نتايج مساعد همراه است. شايد واژه بهتر براي اصطلاح فريب باشد.

تكنيك جمع آوري كارت هاي يك دست، به معني انتخاب جزييات و تكه‌هاي پراكنده‌اي از يك موضوع يا يك واقعه است كه از ميان انبوهي از اطلاعات واقعي و غير واقعي دست چين شده است، به نحوي كه با يكديگر مطابقت مي كنند، اين جزييات يا تكه‌ها ممكن است حقايقي مربوط به يك موضوع يا يك واقعه باشد يا ممكن است انتخابي از سخنان و مدارك كذب باشد يا تهيه مدارك انحرافي از جرياني خاص باشد يا ابزار بيانات منطقي يا غير منطقي به منظور متقاعد ساختن ديگران براي پذيرش يا عدم پذيرش يك ايده، يا يك برنامه، شخص يا نوعي كالا يا محصول باشد. به عبارت ديگر، اين تكنيك عبارت از انتخاب بحث‌ها يا مداركي است كه به خاطر حمايت از يك موضع و ناديده گرفتن دلايل و استدلال‌هاي است كه براي پشتيباني از موضع مخالف ارائه مي‌شود. جزييات بحث‌هاي انتخاب شده ممكن است، صحيح يا باطل باشد، بهترين نمونه‌هاي تكنيك كارت‌هاي يك دست را مي‌توان در تبليغاتي مشاهده كرد كه براي معرفي فيلم‌هاي سينمايي ارائه مي‌شوند، به ويژه آن بخش از نظريات منتقدان سينمايي كه جنبة نقل قول دارد. معمولاً در تبليغات سينمايي آن دسته از نقل قول‌هاي منتقدان با دقت انتخاب مي‌شوند كه ارزيابي آنها از فيلم مثبت تر است. بسياري از آگهي‌هاي تجارتي كه مصاحبه شهروندان عادي را درباره توليدات مختلف نشان مي‌دهند، از همين تكنيك كارت هاي يك دست استفاده مي كنند. (مهرداد، 1380)

7. شيوه همرنگي با جماعت

تعريف معمول اين واژه اين است همه اين محصول را خريده‌‌اند، تو هم بايد بخري.

وقتي واژه اكثريت به كار برده مي‌شود، معمولاً مردم تشويق مي‌شوند زيرا ترجيح مي‌دهند در جمع اكثريت باشند، به دو دليل در اكثريت بودن قابل اهميت است يك اكثريت برنده انتخابات است و برنده قدرت سياسي دارد؛ دوم مردم دوست دارند همرنگ با جماعت باشند تا اينكه مدام در معرض انتقادات متفاوت قرار گيرند.

اين تكنيك هجوم براي سوار شدن به واگن نيز ناميده مي‌شود، جوهر اصلي اين تكنيك جمله عجله كنيد تا به واگن پرسيد بيانگر اين نكته است كه همه ما قصد سوار شدن به واگن را داريم، پس عجله كنيم تا زودتر به آن برسيم، به عبارت ديگر سعي بر اين است كه ديگران را متقاعد سازد كه همگان – كه ما هم جز آنها هستيم- برنامه‌هاي او را پذيرفته اند، لذا ما هم بايد هر چه سريع‌تر به آنها بپيونديم و خود را به واگن برسانيم. تكنيك هجوم سوار شدن به واگن، غالباً در تبليغات جنگي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. هدف معمولاً اين است كه مردم را متقاعد كنند كه همه در جنگ مشغول فعاليت و ايثار هستند، حتي حاضرند جان خود را نيز فدا كنند. مللي كه درگير جنگ هستند. براي بالا بردن روحيه جنگي و افزايش اعتماد به نفس جنگجويان نياز به قهرمان دارند. اگر فاقد چنين قهرماناني باشند، ناگزير فردي را براي اين منظور در نظر مي‌گيرند و درباره قهرمان بودن او مبالغه مي‌كنند، همچنين دولت‌ها نيز از اين تكنيك پروپاگاندا، به ويژه در داخل كشور بهره برداري مي‌كنند . مخصوصا بعضي از كشورها به منظور بالا بردن سطح محصولات كشاورزي خود در كشور به دنبال مدلي مي‌گردند تا ديگران را تشويق به پيروي از آن نمايند (مهرداد، 1380)

تكنيك ديگري كه معمولاً خطيبان و نويسندگان از آن بهره مي‌گيرند اصرار به مخاطب بر انتخاب يكي از دو تاست:

يا به ما بپيونديد يا به دشمن ملحق شويد
شما يا با ما هستيد يا عليه ما
شما يا بخشي از راه حل هستيد يا بخشي از مشكل
شما يا مخالف تروريست هستيد يا حامي آن
اين دو قطبي سازي‌هاي معمولاً بوسيله متعصبان مذهبي يا سياستمداران افراطي به كار مي‌رود.

در اين قسمت به نمونه‌هايي از استفاده از پروپاگاندا در طي قرن‌هاي نوزده و بيست اشاره مي‌شود (منبع سايت و يكي پديا، 2005)

انقلاب روسيه: پروپاگذار به معناي انتشار ايده‌هاي انقلابي بود. آموزهاي ماركسيسم، دانش تئوريكي و عملي اقتصاد ماركسيستي، شكل گيري افكار عمومي مساعد و همچنين افزايش بي نظمي جزو اولويت هاي برنامه پروپاگاندايي به حساب مي‌آمد.

آلمان نازي: برنامه هاي تبليغي از طرف وزارت پروپاگاندا و روشنفكري عمومي به رياست جوز، گوپلز اداره مي‌شد. در سال 1933 اين وزارتخانه از همه روزنامه نگاران، نويسندگان و هنرمندان دعوت كرد تا در يكي از مراكز اين وزارتخانه ثبت نام كنند و در بخش‌هاي مختلفي مانند مطبوعات، هنرهاي زيبا، موسيقي ، تئاتر، فيلم، ادبيات يا راديو مشغول به فعاليت شوند. گوپلز به عنوان يك ابزار حياتي به پروپاگاندا نگاه مي‌كرد. به طوري كه گوپلز و هيتلر تقريباً هر روز با هم ملاقات داشتند.

جنگ سرد: ايالات متحده آمريكا و اتحاديه جماهير شوروي به طور گسترده از شيوه‌هاي مختلف تبليغي در طول جنگ سرد استفاده مي‌كردند. هر دو طرف از برنامه‌هاي مختلف تلويزيوني و راديويي همچنين فيلم براي تحت تاثير قرار دادن شهروندان خود با ديگري و با ملت‌هاي اروپايي و ملت‌هاي جهان سوم بهره مي‌گرفتند. براي نمونه مي‌توان به راديو آزاد اروپا با راديو آزادي كه توسط سيا حمايت مي‌شد اشاره كرد كه به عنوان پروپاگانداي خاكستري مي توان از آن نام برد و همچنين راديو مسكو به عنوان يك پروپاگانداي سفيد و راديو صلح و آزادي به عنوان پروپاگانداي خاكستري كه آن نيز از طرف مسكو حمايت مي شد.

كوبا: در اين كشور راديوهايي با حمايت سيا و گروه‌هاي تبعيدي كوبايي فعاليت مي‌كردند كه مي توان آنان را در زمره پروپاگانداي سفيد و سياه قرار داد و همچنين در مقابل راديويي با حمايت مسكو عليه گروه‌هاي تبعيدي فعاليت مي‌كردند.

افغانستان: تاكتيك‌هاي عملياتي روانشناختي براي بي اخلاق جلوه دادن طالبان و جلب حمايت مردم افغانستان در سال 2001 به شدت به كار مي‌رفت. حداقل شش هواپيماي كماندويي E-EL 130هر روزه براي جذب پيام‌هاي محلي و ارسال پيام‌هاي پروپاگذاري جايگزين، آسمان افغانستان را پوشش مي‌دادند، به علاوه پخش بيانيه‌هاي كه در آنها براي زنده يا مرده اسامه بن لادن جايزه تعيين شده بود، بخشي از اين برنامه‌هاي تبليغي را تشكيل مي داد.

عراق: وزارت اطلاعات عراق تا آخرين روز سقوط، از طريق تلويزيون، راديو و مطبوعات اعلام مي‌كرد كه آمريكا به زودي شكست مي‌خورد.

تفاوت اقناع و تبليغ

واضح است كه بين تبليغات و اقناع تفاوت وجود دارد. هر چند كه در تبليغات نيز تلاش اصلي براي اقناع گيرندگان پيام به پذيرش موضوعي است كه پروپاگاندي است دنبال مي‌كند.

اتوبينگر (1376) درباره تفاوت اقناع و تبليغ مي‌گويد: هنگامي كه در يك رابطه اقناعي، اقناع كننده امتيازات چندان مشخصي به دست نياورده باشد و انگيزهاي او با علايق شخص يا گروه ديگر مناسب و همخواني ندارد، معمولاً از واژه تبليغ استفاده مي‌شود، اما تفاوت بين آنها ناچيز است، زيرا هر دوي آنها براي رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده به ابزارهاي ارتباطي تكيه دارند.

راجر براون با ايجاد تمايز بين تبليغات و اقناع كوشيد تا مشكلي را كه بر سر تمايز بين تبليغات سياسي و اقناع وجود داشت، حل كند؛ او اقناع را تحت عنوان دستكاري نماد به منظور ايجاد عمل در ديگران تعريف كرده و گفت: هنگامي كه قضاوت شخصي اين باشد كه عملي كه هدف آن تلاش اقناعي است؛ به نفع اقناع گر است ولي كاملاً به نفع اقناع شونده نيست، اين گونه تلاش‌هاي اقناعي تبليغات ناميده مي‌شود. از نظر او اقناع و تبليغات يكي هستند، تنها زماني كه شخص احساس كند منبع اقناع منتفع نمي‌شود ولي گيرنده پيام سود مي‌برد. مي‌توان عمل يا پيامي را تبليغات ناميد (تانكارد، 1381)

ارسطو يكي از نخستين كساني بود كه آثار كلاسيك خود راجع به فن خطابه، اقناع را تجزيه و تحليل نمود.(تانكارد، 1381)

در تئوري جامعي كه توسط ارسطو براي اقناع وضع شده، اقناع داراي سه جنبه است: منبع، پيام و احساس مخاطب. او يك عامل موثر ديگر بر اقناع مشخص مي‌كند و آن را آتكنوي به معني حقايق و وقايع خارج از كنترل فوري گوينده مي‌نامد. (پراتكانيس، 1380)

مطالعات زيادي براي ارزيابي نظريه‌هاي اقناع صورت گرفته است. بر اساس مطالعه‌اي كه توسط هاولند بر روي ارتش آمريكا براي آزمايش پيام‌هاي يك سويه و دو سويه انجام شد. نتايج نشان دهنده اين موضوع بود كه پيام‌هاي يك طرفه در افرادي كه در ابتدا موافق پيام بودند، بيشترين تاثير را دارد. اما پيام‌هاي دو طرفه در اشخاصي تاثير زيادي دارد كه در ابتدا مخالف پيام بودند، همچنين نتايج اين تحقيق نشان دهنده اين موضوع بود كه پيام‌هاي يكطرفه در افرادي كه تحصيلات كمتري دارند، تاثير گذاري است و پيام‌هاي دو طرفه در افرادي كه تحصيلات بالاتري دارند، داراي بيشترين ميزان تاثير گذاري است. (تانكارد، 1381)

بوهر (2003) معتقد است طبق نظر ارسطو كه پدر افكار اقناعي مدرن محسوب مي‌شود، احساسات، منطق و شخصيت نه تنها سنگ بناي اقناع موثر محسوب مي‌شوند بلكه اصولي بنيادين در تفسير پيام‌هاي ديگران و همچنين جلب ديگران به انديشيدن طبق ميل و خواسته ما هستند.

يكي از عواملي كه باعث تحقيق درباره اقناع شد، ترس بود. ترس ناشي از جنگ كه مبادا تبليغات بتواند بر قلب‌ها و اذهان چيره شود. جنگ جهاني دوم باعث شد تا مطالعات دقيق‌تر و علمي‌تري راجع به اقناع يا تغيير نگرش انجام شود. نگرش از نظر گوردون آلپورت نوعي آمادگي ذهني است كه از طريق تجربه سازماندهي مي‌شود و تاثير پويا و جهت داري بر روي بر روي پاسخ‌هاي افراد به تمامي اشيا و موقعيت‌هايي كه به آن مربوط مي‌شود، مي‌گذارد. روزنبرگ و هاولند در سال 1960 بيان كردند كه نگرش سه جزء دارد: الف – جزء اصلي احساسي؛ ب – جزء شناختي؛ ج- جزء رفتاري.

گرچه اقناع گونه‌اي از ارتباطات اجتماعي است ولي فرآيندي است كه افراد زيادي به آن علاقمند هستند (تانكارد، 1381). از اقناع و ترغيب به ميزان زيادي براي اعمال نفوذ گسترده و كنترل رفتار توده‌ها با استفاده از وسايل ارتباط جمعي استفاده مي‌شود (پينگلر، 1376). اما اگر كمي دقت كنيم، مي‌توانيم موارد مختلف كاربرد اقناع را در زدگي روزمره خود ببينيم. ما روزانه در معرض بمباران كلامي و بسياري از اين دست كوشش‌ها براي اقناع يا تغيير نگرش قرار گرفته‌ايم. از قبيل تبليغات سياسي (پروپاگاندا) در روزنامه‌ها، مجلات و رسانه‌هاي همگاني، آگهي‌‌هاي تجاري، سخنراني‌هاي سياسي و غيره ...(كيا و سعيدي، 1383).


عوامل تأثير اقناع

سوالي در اينجا مطرح است كه چه عواملي باعث مي‌شوند تا كوشش‌ها در جهت اقناع و تغيير نگرش موثر باشد؟ براي اينكه يك پيام اقناعي موثر باشد، يعني نگرشي را در مخاطب تغيير دهد، نگرش جديدي ايجاد كند يا نگرش قبلي را تقويت كند؛ بايد به عوامل زير توجه كرد:

از افراد متخصص استفاده شود؛
هدف تغيير نگرش بايد به صورت غيرمستقيم باشد؛
مبلغ بايد داراي جذابيت باشد؛
ارسال پيام حتماً به صورت ناخودآگاه باشد؛
افرادي كه اعتماد به نفس پايين‌تري دارند، سريع‌تر متقاعد مي‌شوند؛
هنگامي كه نگرش مخاطب با نگرش متقاعد كننده يكسان نباشد، بايد از پيام دو طرفه استفاده كرد
پيام‌هاي هيجاني كه همراه با ترس باشد، داراي درجه متقاعد كنندگي بالاتري است.
تئوري‌هاي اقناع عمدتاً بر اصولي تاكيد مي‌كنند كه حداقل از يكي از سه مكتب اصلي روان‌شناسي، روانكاوي، نظريه يادگيري و رويكرد شناختي نشأت گرفته‌اند (پراتكانيست، 1380)

در روانشناسي فرض بر اين است كه وقتي نگرش شخصي را تغيير دهيم، مي‌توانيم رفتار او را نيز به نحوي تغيير دهيم. بنابراين هرچه بيشتر درباره رفتار بشري بدانيم، بيشتر مي‌فهميم كه چگونه مي‌توان نگرش‌ها را تغيير داد (بينگلر، 1376).

رويكرد روانكاوي به اقناع يك ويژگي منحصر به فرد دارد كه شايد به لحاظ آگاهي عمومي شناخته‌‌ترين تئوري اقناع باشد ولي احتمالاً براي مبلغان حرفه‌اي كمترين استفاده را دارد، تئوري روانكاوي اقناع در اثر بسيار مشهور ونس‌ پاكارد شركت‌هاي تبليغاتي با استفاده از اصول روانكاوي، آگهي‌هايي خلق مي‌كردند كه به نحوي اعجاب‌آوري قوي و موثر بود. در اواسط دهه 1960 بسياري از موسسات تبليغاتي تئوري روانكاوي را به دليل اينكه موثر نيست، كنار گذاشتند (پراتكانيس 1381).

تئوري يادگيري: براساس اين تئوري پيام اقناع هنگامي اقناع‌كننده است كه توسط گيرنده آموخته و پذيرفته شود.

والتر اسكات در سال 1917 به تبليغات‌گران توصيه كرد كه با تكرار (پخش پي‌در‌پي آگهي)، شدت (استفاده از آگهي‌هاي رنگين و بلندآوا)، تداعي (محتواي پيام را با تجارب گيرنده ربط دادن)، ابتكار (متمايز بودن آگهي) و يادآوري، آگهي‌هاي خود را افزايش دهند (پراتكانيس، 1381).

هاولند و همكارانش تئوري يادگيري را به چهار مرحله تقسيم كرده‌اند.

از نظر آنها پيام اقناع‌كننده هنگامي اقناعي است كه در هر يك از مراحل رواني زير به گيرنده پيام پاداش دهد: 1- پيام بايد توجه گيرنده را جلب كند؛ 2- ادله پيام بايد درك و فهم شود؛ 3- گيرنده پيام بايد استدلال‌هاي پيام را بياموزد و آنها را به عنوان حقيقت بپذيرد؛ 4- ما هنگامي براساس اين يادگيري‌ها و اعتقادات عمل خواهيم كرد كه انگيزه‌اي براي انجام آن داشته باشيم.

انتقادات: تحقيقات نشان داد ه است كه يك پيام مي‌تواند حتي بدون برخورداري از برخي از مراحل تئوري يادگيري اقناع كننده باشد. گاه پيام مي‌تواند اقناع‌كننده باشد، حتي در صورتي كه استدلال‌هاي كليدي آن آموخته يا به خاطر سپرده نشود (همان).

رويكرد شناختي: در اواخر دهه 1960 ميلادي رويكرد تازه‌اي اقناع به نام رويكرد واكنش ادراكي در پاسخ به ادعاهاي مطرح شده در مورد تئوري يادگيري پديد آمد. براساس اين نظريه، اقناع گيرندگان منفعل پيام مورد نظر نيست، بلكه جذب شركت‌كننده‌اي فعال در فرآيند اقناع مورد توجه است. عامل مهم تعيين‌كننده در اقناع، افكاري است كه در حين ديدن يا شنيدن پيام اقناع كننده، در ذهن شخص پيدا مي‌شود. به بيان ديگر اقناع به چگونگي تفسير و واكنش گيرنده بستگي دارد (پراتكانيست، 1381).

فنون اقناع

توسل به شوخي يا مسائل جنسي و تكرار گسترده يك پيام بازرگاني از رايج‌ترين فنون اقناع به شمار مي‌آيند. استفاده از شوخي فن رايجي در ارتباط است. نظريه درگيري پايين و نظريه تغيير توجه دو نظريه‌اي هستند كه به رابطه شوخي با اقناع پرداخته‌اند. نظريه درگيري پايين حاكي از اين است كه شوخي نوعي تقويت به وجود مي‌آورد و بنابراين به تغيير نگرش بيشتر منتهي مي‌شود. رويكرد تغيير توجه نيز پيش‌بيني مي‌كند كه شوخي حواس را منحرف مي‌سازد و اين انحراف مي‌تواند با جلوگيري از استدلال مخالف به تغيير نگرش بيشتري ختم شود (تانكارد، 1381).

استفاده از جاذبه‌هاي جنسي فن رايج در تبليغات است. در بسياري از آگهي‌هاي بازرگاني از مدل‌هاي جذاب جنسي استفاده مي‌كنند.

يك فن رايج ديگر تكرار گسترده يك پيام بازرگاني است كه به دلايل متعدد اقناع‌كننده است. گروگمان مي‌گويد: سه بار مواجهه با يك پيام تبليغاتي كافي است تا اثر مطلوب خود را داشته باشد. (تانكارد، 1381).

نظريه‌هاي اقناع

تلقيح: يكي از نظرياتي كه در زمينه اقناع ارائه شده، نظريه تلقيح است. براساس اين نظريه كه توسط مك‌گواير و پاپاجورجيس ارائه شده است، بيشتر افراد باورهايي دارند كه در معرض چالش قرار نگرفته است. هنگامي كه به اين باورها حمله شود ممكن است به آساني تغيير كنند زيرا فرد عادت ندارد تا به دفاع از آنها بپردازد. اين دو محقق براي آزمون اين فرضيه تحقيقي انجام دادند. آنها دو فرضيه را مورد آزمون قرار دادند. فرضيه اول اين بود كه رويكرد حمايتي- در معرض قرار دادن قبلي فرد با استدلال‌هايي كه عقايد اساسي را تأييد مي‌كند- از رويكرد تلقيح - يعني در معرض قرار دادن قبلي شخص با تعدادي از استدلال‌هاي ضعيف و برانگيزنده دفاع كه به عقايد شخص حمله مي‌كند- از جهت ايمن‌سازي اثربخشي كمتري دارد. فرضيه دوم نيز بحث مي‌كرد كه بايد اثر مشاركت انفعالي باشد. آنها مطالعاتي درباره عقايد در فرهنگ آمريكايي انجام دادند. نتايج تحقيقات آنها نشان داد كه عقايد اگر مصون نشوند، خيلي آسيب‌پذير خواهند بود. (تانكارد، 1381).

شرطي شدن كلاسيك نگرش‌ها: نظريه ديگر در زمينه اقناع نظريه شرطي شدن كلاسيك نگرش‌هاست. استاتس نظريه شرطي شدن كلاسيك را در يادگيري نگرش‌ها استفاده كرد. براساس اصطلاحات شرطي شدن كلاسيك محرك‌هاي احساسي را مي‌توان محرك‌هاي شرطي نشده در نظر گرفته و واكنش‌هاي احساسي را استخراج مي‌كنند. آنها استدلال‌ كردند كه نگرش نوعي از معني احساسي براي كلمه‌اي است كه با شرطي شدن كلاسيك تثبيت شده است. پژوهش اين دو محقق تبييني نظري براي برخي از فنون تبليغات فراهم كرد مانند تلطيف و تنوير كه در آن سعي مي شود شخص با انديشه‌اي به كلمه‌اي فضيلت‌دار پيوند داده شود يا اسم‌گذاري كه در آن كوشش مي‌شود شخص يا انديشه‌اي به برچسب بدي نسبت داده شود (همان).

درگيري پايين: نظر متعارف درباره تقدم نگرش بر رفتار در نظريه‌اي كه به ويژه‌ به اثرهاي تبليغات مي‌پردازد، معكوس شده است. براساس اين نظريه كه توسط كروگمان مطرح شده است، افراد پيام‌هاي تلويزيوني را به گونه‌اي متفاوت با پيام‌هاي رسانه‌اي نوشتاري پردازش مي‌كنند. اين نظريه تصديق مي‌كند كه تكرار مواجهه با تبليغ اثري دارد كه به شكل آني مشهود نيست تا اينكه نوعي جرقه رفتاري پيدا شود (همان).

يكپارچگي اطلاعات: يكي از رويكردهاي جديد به نظريه اقناع، نظريه يكپارچگي اطلاعات است. نورمن اندرسون از جمله كساني است كه اين نظريه را پرورانده است. در اين رويكرد فرض بر اين است كه تغيير نگرش نتيجه شيوه اي است كه افراد تمام اطلاعات در دسترس و مرتبط با موضوع نگرش را يكپارچه يا تركيب مي‌كنند. هنگامي كه شخصي اطلاعات جديدي دريافت مي‌كند كه مرتبط با تغيير نگرش اوست، وزن و ارزش آن تغيير مي‌كند. اين وزن عقيده شخصي به درستي آن اطلاعات است. واضح است كه نظريه يكپارچگي اطلاعات در مقايسه‌ با بسياري از مدل‌هاي قديمي‌تر اقناع نقش خيلي فعال‌تري به دريافت كننده مي‌دهد. (تانكارد).

مخاطب و اقناع

در ساليان اخير جهت‌گيري‌هاي جديدي در نظريه‌هاي مربوط به اقناع، صورت گرفته است. تغيير عمده در حوزه نظريه اقناع، دور شدن از نظريه مكانيكي محرك - پاسخ و نزديكي به ديدگاهي بوده است كه به نقش فعال دريافت كننده اعتقاد دارد. بر اين اساس اين نظريات جديد فرايند اقناع زماني روي مي‌دهد كه افراد معني‌هايي كه در فضايي خاص به پيام‌ها نسبت مي‌دهند، دروني كنند. اين رويكرد گاهي تبديل به رويكردي داد و ستدي در مورد اقناع خواننده شده است و بر انتخاب دريافت‌كننده تاكيد دارد (بينگر 1376).

نظريه‌هاي جديد بيان ‌كننده اين امر هستند كه مخاطب فعال است. در واقع ترغيب فرآيندي دو سويه است كه در آن هر دو گروه فرستنده و گيرنده به يك پيام يا رويداد ارتباطي نزديك مي‌شوند و آن را براي پاسخ‌گويي به نيازها به كار مي‌برند. در چنين رهيافتي مخاطب هرگز منفعل نيست، مخاطب فعال است و ترغيب‌كننده‌اي را مي‌جويد كه به نيازهاي او پاسخ گويد. ترغيب‌كننده است كه نيازهاي مخاطب را شناخته و با اتخاذ پيام يا پيام‌هايي به نياز او پاسخ مي‌دهد (كيا و سعيد، 1383).

در كل مي‌توان گفت كه در برابر پيام‌هاي اقناعي واكنش مخاطب به سه صورت ظهور مي‌كند:

1. واكنش در حال شكل‌گيري: اين حالت شبيه يادگيري است. هنگامي كه معلم در مقام ترغيب‌كننده تلاش مي‌كند كه با آموزش نحوه رفتاري را به دانش‌آموز بياموزد و با دادن پاداش به تقويت رفتار مخاطب كمك كند، واكنش در دانش‌آموز شكل گيرد. اگر واكنش‌هاي مخاطب با آنچه مدنظر ترغيب‌كننده است، تناسب داشته باشد، با دادن پاداش شكل‌گيري نگرش‌هاي مثبت در مورد آنچه آموخته مي‌شود، گسترش مي‌يابد.

2.واكنش در حال تقويت: اگر مخاطب خود در مورد يك موضوع نگرش‌هاي مثبت داشته شد، ترغيب‌كننده با يادآوري آنها به تقويت اين نگرش‌ها كمك مي‌كند. ترغيب در جامعه امروز بيشتر از نوع در حال تقويت است.

3. واكنش در حال تغيير: دشوارترين نو ترغيب و اقناع است زيرا به اين مسأله مي‌پردازد كه افراد مي‌خواهند از نگرشي به نگرش ديگر، از حالت خنثي به نگرش مثبت يا منفي، به تغيير رفتار يا اتخاذ رفتاري جديد انتقال يابند. افراد به تغيير تمايلي ندارند يا از آن اكراه دارند. در اين حالت ترغيب‌كننده از يك زمينه ديگر كه قبلاً‌ مخاطب آن را پذيرفته، ربطي به زمينه جديد باز مي‌كند و آنها را به هم مربوط مي‌سازد. به اصطلاح «لنگر» مي‌اندازد.

مطالعات موردي در ايران

يكي از پايان‌نامه‌هايي كه به نوعي به نظريه‌هاي اقناع پرداخته است. پايان‌نامه سعيد ميرشاهي (1383) است كه به بررسي رابطه فرهنگ با تبليغات پرداخته است. وي در پايان نامه «نقش تجاري در باز توليد فرهنگ» به مسأله تبليغات تجاري و معرفي روابط بين‌المتوني تبليغات تجاري تلويزيون به عنوان رويكردي براي خلق معنا و اثرات متقابل تبليغات و فرهنگ پرداخته است. فرضيه اين تحقيق چنين بوده است كه بين نحوه بهره‌مندي از روابط بين‌المتوني در تبليغات تجاري تلويزيون و امثال معاني رابطه وجود دارد. سؤال اصلي اين تحقيق به اين صورت بوده است: «آيا معاني پيام‌هاي بازرگاني كه كالاهاي كم‌دوام و بادوام را تبليغ مي‌كنند، از يكديگر متمايز است. به عبارت ديگر تبليغ كالاهاي كم‌دوام و بادوام هر كدام چه معنايي را از طريق روابط بين‌المتوني منتقل مي‌كند؟» در اينجا منظور از كالاهاي بادوام لوازم خانگي، مصالح ساختماني، وسايل نقليه و مقصود از كالاهاي كم‌دوام مواد غذايي، مواد آرايشي و بهداشتي بوده است.

براي پاسخ به اين سؤال منتخبي از آگهي‌هاي شبكه‌هاي مختلف جمهوري اسلامي ايران و شبكه محلي استان خراسان در فاصله 15 تا 20 شهريور ماه ضبط و از آنها 32 آگهي برگزيده شده است. براي ارزيابي اين آگهي‌ها از تحليل محتواي كمي و كيفي استفاده شده است. واحد تحليل در اينجا يك نماي آگهي بازرگاني بوده كه در مجموع 282 نما در قالب 32 پيام بازرگاني بررسي شده است.

نتايج اين تحقيق نشان داده كه معناي كالاي كم‌دوام از طريق روابط بين‌المتوني بيشتر بار احساسي دارد اما معناي كالاي بادوام بر عقلانيت متمركز است. از آنجا كه بيشتر تبليغات تجاري به تبليغ كالاهاي كم‌دوام اختصاص دارد و اين كالاها هم مفاهيم احساسي را منتقل مي‌كنند، متون تبليغاتي آگهي‌هاي بازرگاني در ايران بيشتر بر احساس مخاطب با بر بعد عقلاني وي تكيه مي‌كنند (ميرشاهي، 1383).

پايان‌نامه ديگري نيز تحت عنوان «بازنمايي هويت زنانه در تبليغات اينترنتي» توسط رويا فرسلون به موضوع تبليغات تجاري به طور كاربردي پرداخته است.

اين پايان‌نامه در پي پاسخ به اين سوال‌ها بوده است: «هويت ارائه شده از نقش‌هاي جنسيتي زنانه و مردانه چيست؟ آيا اين بازنمايي هويت در اينترنت به عنوان رسانه‌اي جديد با ويژگي‌هاي خاص خود تداوم بازنمايي هويتي ساير رسانه‌هاست يا با نمايش هويت جنسيتي جديد فارغ از كيلشه‌هاي نابرابري جنسيتي، منبع جديد هويت بخشي و موجد نگرش‌هايي جديدي به زنان و هويتشان است؟

بدين منظور فرسلون (1384) از پيمايش رسانه‌اي استفاده كرده است كه در آن از ميان عناصر فرايند، تنها به ارتباط بر خود رسانه و محتواي آن تمركز مي‌شود و كاري به فرستنده يا گيرنده ندارد. براين اساس متن رسانه‌اي را به معناي پيام در نظر گرفته كه توسط رسانه اينترنت رمزگذاري مي‌شود. متن رسانه‌اي مي‌تواند شامل نشانه‌هايي مانند تصوير، صدا، واژه و ... باشد. او براي فهم متن از روش نشانه‌شناسي بهره گرفته است. او بر روي سايت ياهو متمركز شده و تيزرهاي تبليغاتي موجود در‌ آن را به عنوان متن رسانه‌اي بررسي كرده است. نتايجي كه از اين پژوهش به دست آمده عبارتست از:

بسياري از تعاملات ميان رسانه و مخاطب در فضاي مجازي با جهت‌گيري جنسيتي همراه است. در واقع مي‌توان گفت امتدادي از استانداردهاي اعتقادي و كنشي محيط واقعي است.
محيط مجازي مستقل از محيط واقعي حركت نمي‌كند بلكه تا حدودي از همان اصول و قواعد دنياي واقعي متأثر است.
در تعدادي از تيزرهاي تبليغاتي شاهد تشابه و برابري هويت جنسيتي زنانه و مردانه هستيم.

نتيجه‌گيري

هر يك از ما در طول بيست و چهار ساعت شبانه‌روز در معرض شديد پيام‌هاي اقناعي تجاري و سياسي هستيم. راديو، تلويزيون، روزنامه، مجله، اينترنت و بوردهاي تبليغاتي موجود در معابر و خيابان‌ها هر يك به طور سازمان‌يافته با پيام‌هاي اقناعي خود مانند تيرهايي ذهن ما را نشانه گرفته و سعي در جذب ما به سوي خودشان هستند. لذا به منظور اجتناب از انفعال و تسليم محض به آنها و در عوض تلاش براي تبديل شدن به مخاطبي فعال، آشنايي با نظريات و تكنيك‌هاي مختلف اقناع و تبليغ در دنياي امروز نه تنها مناسب و به جا بلكه بسيار ضروري به نظر مي‌رسد.

هدف اين مقاله پرداختن به نظريات و مباحثي است كه در زمينه اقتاع و تبليغ وجود دارد. در اين مقاله ضمن ارائه تعاريفي براي اقناع و تبليغات و نگرش، به بيان تفاوت اقناع با تبليغات خواهيم پرداخت. سپس براي تفكيك تجاري از تبليغات سياسي (پروپاگاندا) به طور جامع به طرح بررسي مباحث و تكنيك‌هاي پروپاگاندا پرداخته خواهد شد. در بخش پاياني اين مقاله نيز نظرياتي كه در زمينه اقناع در سطح خرد و كلان وجود دارد، مورد بحث و اشاره قرار مي‌گيرند.

كليد واژگان: اقناع، نگرش ، تبليغات تجاري، تبليغات سياسي (پروپاگاندا)، نظريه هاي اقناع

مقدمه

اگر به محيطي كه در آن زندگي مي كنيم، با دقت نظري بيافكنيم تلاش‌هاي اقناعي را به راحتي مشاهده مي‌كنيم: در واقع اقناع به بخش جدايي ناپذير زندگي ما تبديل شده است. آگهي دهنده­اي كه از ارتباطات جمعي براي فروش كالاهاي خود استفاده مي‌كند، دست به اقناع مي‌زند. نامزد سياسي كه مبادرت به خريد آگهي‌هاي روزنامه مي كند يا سازمان بهداري كه از طريق راديو افراد را به ترك سيگار تشويق مي‌كند. همه به نوعي از طريق پيام‌هاي ارتباط جمعي تلاش مي كنند تا تغييراتي در اشخاص به وجود آوردند (تانكارد 1381).

هدف اصلي اين مقاله پرداختن به نظريه‌ها و مباحث ارتباطاتي است كه در زمينه اقناع وجود دارند. ما در ابتدا به مفاهيمي چون اقناع، نگرش و تبليغات خواهيم پرداخت و سعي مي‌كنيم براي هر يك تعريفي روشن ارائه دهيم. سپس ضمن معرفي انواع تبليغات سياسي، به شناخته شده‌ترين تكنيك‌هاي به كار رفته در حوزه‌ي تبليغات به طور عام و تبليغات سياسي به طور خاص اشاره مي‌شود براي ملموس و روشن بودن مطالب، مثال‌هايي كاربردي استفاده را پروپاگاندا طي دو قرن گذشته در سطح جهان آورده مي‌شود.

از آنجا كه در بسياري از مواقع اقناع و تبليغ به اشتباه به جاي ديگر به كار مي روند. بخش ديگري از مقاله به مقايسه اين دو و تفكيك آنها از يكديگر پرداخته و نظريه‌هاي عمده‌اي كه در باب اقناع و تغيير نگرش وجود دارند، ذكر كرده‌ايم، وارد شدن به مبحث مخاطب و ترغيب كننده و كنش و واكنش هاي متفاوت آن دو نسبت به يكديگر و پيام‌هاي اقناعي جزو مباحث پاياني مقاله است. در نهايت به منظور ملموس‌تر بودن بحث اقناع و تبليغات انجام شده در ايران در حوزه اقناع، دو پايان نامه مورد بررسي قرار گرفته‌اند كه خلاصه‌اي آنها ارائه مي‌گردد.

اقناع و نگرش

اولين مفهومي كه در اينجا به آن پرداخته مي‌شود، اقناع است كه تعاريف متعددي براي آن ذكرشده است. بيانگر (1376) بيان كرده كه واژه اقناع در شكل مناسب به معناي دخل و تصرف در نمادهاست كه براي انجام عمل از سوي ديگران طراحي شده است. در واقع توسل به تعقل و احساس به خاطر حصول نوعي رضايت رواني در شخص صورت مي‌گيرد كه اقناع شده است.

علي اصغر كيا و رحمان سعيدي (1383) اقناع را به اين صورت تعريف كرده­اند، اقناع فرايندي ارتباطي است كه هدف آن نفوذ گيرنده پيام است، به اين معني كه يك پيام ترغيبي يك نظر يا رفتار را به شكلي داوطلبانه به گيرنده ارائه مي‌دهد و انتظار مي‌رود كه اين پيام در مخاطب يا گيرنده پيام موثر واقع شود.

تعريف ديگري كه براي اقناع ذكر شده، اين است كه: اقناع فرايندي است كه از خلال آن مي‌كوشيم تا نگرش ديگران را تغيير دهيم و به تعبير ساده‌تر به مفهوم كوشش براي تغيير نگرشي است(كيا، سعيدي، 1383).

در دايره‌المعارف اينترنتي و يكي پديا اقناع به عنوان شكلي از نفوذ معرفي شده است. منظور از اقناع فرايند هدايت مردم به سوي پذيرش يك عقيده نگرش يا عمل است به وسيله وسايل عقلاني و نمادين كه ممكن است منطقي هم نباشد و بيشتر از طريق توسل به جذابيت‌ها صورت مي‌گيرد. به جاي آنكه از زور و قدرت استفاده شود.

نفوذ و اقناع از مفاهيمي هستند كه بسيار به يكديگر نزديكند. در نفوذ هر زمان كه منبعي تعمداً تلاش كند تا افكار، احساسات و رفتار گيرنده را تغيير دهد. نفوذ روي مي‌دهد. اقناع را مي توان حالت خاصي از نفوذ دانست. وقتي منبعي آگاهانه از ارتباطات استفاده و سعي كند نگرش مخاطب را تغيير دهد، در اين حالت، اقناع روي مي‌دهد، نفوذ و اقناع حاكي از تغييرات عامدانه هستند اما در عمل با هم متفاوتند زيرا اقناع به ارتباط (پيام‌هاي شفاهي و غير شفاهي) نيازمند است و به دنبال تغيير نگرش است اما نفوذ مي تواند بدون ارتباط هم روي دهد و موجب تغييرات رفتاري (خارجي) شود، بدون آنكه تغيير نگرش (دروني) ايجاد كند. نگرش ارزيابي شخص از يك موضوع فكري است. هر شخصي يك معيار ارزيابي (خوب و بد) مي‌سازد و درباره‌ي موضوعات طبق آنها قضاوت مي‌كند.

نگرش مفهومي متمايز و اجتناب ناپذير در روانشناسي اجتماعي معاصر امريكا است. نگرش اولين بار در سال 1918 در مطالعه اي توسط توماس و زنانيكي به شيوه علمي مورد استفاده قرار گرفت. گوردون آلپورت نگرش را به اين صورت تعريف كرده است: نگرش نوعي حالت آمادگي ذهني است كه از طريق تجربه سازماندهي شده است و تاثير پويا و جهت داري بر پاسخ‌هاي افراد به تمامي اشيا و موقعيت‌هايي كه به آن مربوط مي‌شود مي‌گذارد (تانكارد 1381).

ترغيب فرايندي پيچيده مداوم و داراي كنش متقابل است كه در آن يك فرستنده و يك گيرنده با نمادهاي شفاهي يا غير شفاهي به هم پيوند مي‌يابند كه از طريق آنها ترغيب كننده مي كوشد. در ترغيب شونده نفوذ كند تا تغييري را در نگرش يا رفتار بپذيرد. ترغيب يك فرايند دو سويه است كه در آن هر دو گروه يا هر دو طرف به يك پيام – رويداد نزديك مي‌شوند و آن را براي كوششي به منظور پاسخگويي به نيازها به كار مي‌برند، در نتيجه مخاطب هرگز منفعل انگاشته نمي‌شود، او يك مخاطب فعال است كه ترغيب كننده­اي را مي‌جويد كه به نيازهاي او پاسخ گويد و آن ديگري يك ترغيب كننده فعال است كه مي‌داند بايد به نيازهاي مخاطب توجه كند و با اتخاذ يك پيام و هدف معين به نيازهايش پاسخ دهد.(كيا، سعيدي، 1383)

پروپاگاندا

در سال‌هاي اخير، تبليغات سياسي يا پروپاگاندا به صورت جزئي از ارتباطات درآمده است. طي هفتاد سال گذشته در سطح جهان صدها كتاب و مقاله جنبه‌هاي گوناگون تبليغات را بررسي كرده‌اند. با شروع مطالعات در مورد اقناع و ترغيب در چند دهه گذشته اين بررسي‌ها جايگاه مشخص‌تري در تحقيقات ارتباطات يافتند. با گسترش تكنولوژي‌هاي ارتباطي جديد و افزايش كانال‌هاي پخش اطلاعات، فعاليت هاي تبليغات نيز آشكارا افزايش يافتند.

مفهوم پروپاگاندا در حوزه نظريه هاي مرتبط به اقناع از اهميت زيادي برخوردار است و تعاريف متعددي براي آن ذكر شده است. لارسول در سال 1937 تبليغات را اين گونه تعريف شده است: تبليغات در كلي‌ترين معني، فن اثر گذاري بر عمل انساني از راه دستكاري نمودگرها است كه ممكن است گفتاري، نوشتاري، تصويري يا موسيقايي باشد (تانكارد 1381) فرهنگ لغت اكسفورد (2002) واژه پروپاگاندا را شامل ايده‌ها و بياناتي مي‌داند كه امكان نادرستي و مبالغه در آنها وجود داشته و به هدف كسب حمايت براي يك رهبر سياسي، يك حزب و غيره استفاده مي‌شود.

ريشه اين لغت به واژه لاتين پروپاگاره بر مي‌گردد كه به معناي كاشتن نهال‌هاي تازه از يك گياه براي باز توليد آن است. براي نخستين بار در سال 1633 پاپ اوربان هشتم كنگره پروپاگاندا را تاسيس كرد. هستة اصلي اين كنگره را كميته‌اي از كاردينال‌هاي كاتوليك تشكيل مي‌دادند كه مسئول ماموريت‌هاي تبليغاتي خارجي بودند. مبلغان به كاري كه انجام مي‌دادند، كاملاً علم داشتند و با آگاهي تمام آن را انجام مي‌دادند. از اين لحاظ پروپاگانداي آنها كاملاً عمدي و آگاهانه بود (براوان، 1964) پرو پاگانداي بي‌طرف به معناي انتشار و ترويج افكار است. اما از آنجايي كه اين واژه به طور كاربردي براي اولين با توسط يك كليساي كاتوليك و براي اشاعه باورهاي آن و همچنين در جهت مخالف با پروتستان‌‌ها مورد استفاده قرار مي‌گرفت. معناي بي طرف خود را از دست داد. بنابراين مي توان گفت كه پروپاگاندا كوششي تعمدي و حساب شده است كه با هدف شكل دادن به نحوه دريافت، دستكاري ادراك و همسو كردن مخاطبان با نيت مورد نظر مبلغ صورت مي‌گيرد.

زماني كه تاكيد بر كاربرد باشد پروپاگاندا با كنترل همراه است و به عنوان يك تلاش سنجيده براي تغيير يا حفظ تعادلي پر قدرت به آن توجه مي‌شود. به اين منظور لازم است مخاطب، نگرش‌هاي خود را تقويت كند يا تغيير دهد يا در مواقع لزوم حتي در مورد رفتار خود چنين عكس‌العمل‌هايي را نشان دهد. اين جاست كه ترغيب و اقناع معنا پيدا مي‌كند(كيا و سعيدي، 1383).

الوان (1370) انواع پروپاگاندا را به شرح زير بررسي كرده و بر چهار نوع تبليغ تاكيد دارد:

تبليغات سياسي و جامعه شناس
تبليغات آشوب گرانه و جذب كننده
تبليغات عمودي و افقي
تبليغات عقلاني و غير عقلاني
تبليغات سياسي و جامعه شناسي: تبليغات سياسي از طرف گروهي كه معمولاً يك دولت با يكي از موسسه هاي دولتي است با تكيه بر شيوه‌هاي اعمال نفوذ استفاده مي‌شود تا به اهدافي قابل تشخيص و كاملاً دقيق دست يابد. از سوي ديگر تبليغات جامعه شناختي نوعي مجاب كردن از درون است و زماني پديد مي‌آيد كه فرد ايدئولوژي مسلط سياسي و اقتصادي جامعه خود را پذيرفته و در خود جذب كرده باشد. و اين ايدئولوژي را به منزله مبنايي براي تحقق بخشيدن به انتخاب‌هاي خود جوش و تفاوت‌هاي مبتني بر ضوابط اخلاقي به كار ببرد.

تبليغات آشوبگرانه و جذب كننده: تبليغات آشوبگرانه معمولاً مخرب و ستيزه جويانه است. ممكن است هدف از اين نوع تبليغات سرنگوني يك دولت با بر هم زدن نظمي تثبيت شده باشد. اما تبليغ جذب كننده دراز مدت و تكثير شونده است و هدف از آن فراهم آوردن رفتار ثابت، سازش و هماهنگي در بطن يك نظام اجتماعي دائمي است.

تبليغات عمودي و افقي: تبليغ عمودي از رهبري نشات گرفته و هدف از اين نفوذ در توده‌ها است. در مقابل تبليغ افقي در درون گروه و در بين افراد گروه پياده مي‌شود. آن هم گروهي كه در آن همه افراد با هم برابرند و رهبري در بني آنها نيست.

تبليغات عقلاني و غير عقلاني: تبليغ عقلاني بر پايه اطلاعات واقعي، آمار و ايده‌هاي اقتصادي قرار دارد. اين گونه تبليغات به خاطر دقيق بودن مطرح هستند، حال آنكه تبليغ غير عقلاني تاكيد عمده‌اش بر احساسات و عواطف مخاطب است.

جووت و اودانل (1986) نيز يك تقسيم بندي از پروپاگاندا، بر اساس منبع، درستي اطلاعات و صحت و سقم آن در سه دسته ارائه داده اند:

1. پروپاگانداي سفيد: در اين نوع پروپاگاندا، هويت منبع به درستي شناخته شده و اطلاعات موجود در پيام هاي مبلغ به درستي و صحت تمايل دارد. هدف اين نوع تبليغ آن است كه مبلغ خود را نزد مخاطب با اعتبار كند.

زيرا اين امر مي‌تواند در آينده به نحوي مورد استفاده قرار گيرد.

2. پروپاگانداي خاكستري: در اين نوع پروپاگاندا منبع مي‌تواند داري هويت شناخته شده باشد يا نباشد و درستي اطلاعات پيام‌هاي آن نيز ممكن است مورد اطمينان نباشد. كاربرد اين نوع پروپاگاندا بيشتر براي پريشان كردن دشمن است.

3.پروپاگانداي سياه: اين نوع پروپاگاندا داراي منبعي كذب و دروغين و اطلاعات ارائه شده نادرست، ساختگي و نيرنگ آميز است. منابع پروپاگانداي سياه خود را خودي و دوست جلوه مي‌دهند در حالي كه از طرف دشمن اداره مي‌شوند.

اصولاً شيوه‌هاي بسيار زيادي توسط پروپاگانديست‌ها براي تغيير نگرش و ايجاد عمل ديگران استفاده مي‌شود. معروف‌ترين و برجسته‌ترين اين روش‌هاي تبليغات، تكنيك‌هاي هفت‌گانه‌اي هستند كه در اينجا به آنها اشاره مي‌شود و عبارت‌اند از: برچسب زني، تعميم جذابيت (تلطيف و تنوير)، انتقال، شهادت دادن يا تصديق، شيوه مردم ساده، مغالطه (كارت‌هاي يكدست) و همرنگي با جماعت (هجوم براي سوار شدن به واگن) (استندلر، 2005)

1.برچسب زدن

اسم گذاري يا برچسب زدن از تكنيك‌هاي قديمي پروپاگاندا است كه از كلمه لاتين ad hominemگرفته شده است. با استفاده از اين تكنيك به شخص، ايده يا يك گروه كه هدف حمله است بر چسب توهين آميز و ناپسند زده مي‌شود. اين تكنيك با اين هدف مورد استفاده قرار مي‌گيرد كه ايده و فكري را محكوم يا رد كنيم، بدون اينكه به دنبال دليلي براي تصميم خود باشيم.(مهرداد، 1380)

2.تعميم جذابيت (تلطيف و تنوير)

برچسب زني اطلاق برچسب بد و حقارت آميز به دشمن بوده است اما در مقابل اين شيوه، شيوه معمول پروپاگاندا يعني بر چسب زدن فضيلت و صفتي شايسته به محصول مطلوب خود است. مثال‌هاي روشني از كاربرد چنين الفاظي وجود دارد. نظير: تمدن، شجاعت، دموكراسي، تعهد، زيبايي، آزادي، افتخار، اعتماد، شرافت، عدالت، آزادي، صلح و نظاير آن. وجود اين كلمات در متن به منظور تاثير گذاري بر هيجانات و احساسات عملي بر پايه پروپاگاندا است.

استفاده از اين كلمات (تعميم جذابيت) در پروپاگاندا معمولاً مبهم و سر بسته است و تعريف درستي از آن ارائه نمي‌شود تا مخاطب خود بر اساس حوزه تجربيات خود آنها را تفسير به مطلوب كند.

3. انتقال

تكنيك موثر ديگر انتقال اعتبار، اقتدار، فضيلت بعضي گروه‌ها به محصول مورد نظر است.

هدف از اين تكنيك، انتقال اقتدار، ضمانت قانوني و اعتبار چيزي كه مورد احترام همگان است به چيزي ديگري، به منظور كسب اعتبار و عزت بيشتر براي آن به عبارت ديگر مكانيسم انتقال بر اساس فرايند ارتباط بين دو عامل عمل مي‌كند. (مهرداد،1380)

در واقع هدف ارتباط‌گر اين است كه ايده، كالا يا علتي را به عامل ديگري كه مورد علاقه مردم است و مردم نگرش مثبتي بدان دارند، مرتبط سازد.

4. شهادت دادن

اين مورد در سياست و هم در تبليغات تجاري افراد مشهور فراوان يافت مي‌شود. مثل بازيگران سينما، سياستمداران و...

در اين تكنيك از افرادي كه براي مخاطب شناخته شده اند و محبوبيت دارند، استفاده مي‌شود و تلاش مي‌كنند تا از نظر اين افراد مشهور درباره محصول به خواننده منتقل شود.

در تكنيك انتقال كه در بخش قبلي بحث شد، تصويري مطلوب از گروه به محصول منتقل مي شود، اما در اين تكنيك، تصوير مطلوب از يك فرد به محصول منتقل مي‌شود.

تكنيك شهادت دادن يا تصديق در پروپاگاندا در حالتي است كه شخص مورد اعتماد يا شخص غير قابل اعتماد و منفوري درباره درستي يا نادرستي فكر، برنامه، محصول يا فردي ابراز عقيده مي كند. تكنيك شهادت و تصديق شيوه متداولي به ويژه در عرصه آگاهي تجارتي و مبارزات انتخاباتي محسوب مي‌شود. (مهرداد، 1380)

5.شيوه مردم ساده

سياستمداران تلاش مي كنند خود را شبيه مردم معمولي و عادي جلوه دهند. در جملات اول سخنراني‌هاي سياسي معمولاً پس از قدرداني از مقامات ارشد حاضر كه به نام يا درجه خواهد بود، گفته مي‌شود و شهروندان عادي من در اين جهت كه مي‌خواهند ما گمان كنيم كه آنها هم از ما هستند. شبيه به اين گفته در مورد رهبران اتحاديه‌هاي كارگري هم صادق است كه تلاش مي كنند خود را عضوي عادي از جامعه خود تعريف كنند.

تكنيك مردم ساده تمهيدي است كه فرستنده يا گوينده سعي مي كند به مخاطبان خويش اين پيام را القا نمايد كه نظريات و انديشه‌هاي او به اين دليل صحت دارد كه برخاسته از فرهنگ و اعتقادات مردم كوچه و بازار است اين تكنيك در حوزه سياست‌بازان زياد مورد استفاده قرار مي‌گيرد. ولي اخيراً اين تكنيك به عرصه تبليغات و آگهي‌هاي تجارتي نيز سرايت كرده است. تبليغات تجاري كه براي محصولات مواد غذايي در تلويزيون تبليغ مي‌كند، معمولاً از مدل‌هاي ساده و عوام پسند براي تبليغ چنين موادي استفاده مي‌كند به ويژه محصولات لبني، مواد غذايي مخصوص صبحانه، نان، بستني و امثال آن (مهرداد، 1380).

6.جمع آوري كارت هاي يك دست (مغالطه)

اين شيوه به ارائه انتخابي حقايق كه منتج به نتيجه مطلوب مي‌شود، اطلاق مي گردد. با از قلم انداختن تعمدي حقايق غير مطلوب در جهت اصول نتايج مساعد همراه است. شايد واژه بهتر براي اصطلاح فريب باشد.

تكنيك جمع آوري كارت هاي يك دست، به معني انتخاب جزييات و تكه‌هاي پراكنده‌اي از يك موضوع يا يك واقعه است كه از ميان انبوهي از اطلاعات واقعي و غير واقعي دست چين شده است، به نحوي كه با يكديگر مطابقت مي كنند، اين جزييات يا تكه‌ها ممكن است حقايقي مربوط به يك موضوع يا يك واقعه باشد يا ممكن است انتخابي از سخنان و مدارك كذب باشد يا تهيه مدارك انحرافي از جرياني خاص باشد يا ابزار بيانات منطقي يا غير منطقي به منظور متقاعد ساختن ديگران براي پذيرش يا عدم پذيرش يك ايده، يا يك برنامه، شخص يا نوعي كالا يا محصول باشد. به عبارت ديگر، اين تكنيك عبارت از انتخاب بحث‌ها يا مداركي است كه به خاطر حمايت از يك موضع و ناديده گرفتن دلايل و استدلال‌هاي است كه براي پشتيباني از موضع مخالف ارائه مي‌شود. جزييات بحث‌هاي انتخاب شده ممكن است، صحيح يا باطل باشد، بهترين نمونه‌هاي تكنيك كارت‌هاي يك دست را مي‌توان در تبليغاتي مشاهده كرد كه براي معرفي فيلم‌هاي سينمايي ارائه مي‌شوند، به ويژه آن بخش از نظريات منتقدان سينمايي كه جنبة نقل قول دارد. معمولاً در تبليغات سينمايي آن دسته از نقل قول‌هاي منتقدان با دقت انتخاب مي‌شوند كه ارزيابي آنها از فيلم مثبت تر است. بسياري از آگهي‌هاي تجارتي كه مصاحبه شهروندان عادي را درباره توليدات مختلف نشان مي‌دهند، از همين تكنيك كارت هاي يك دست استفاده مي كنند. (مهرداد، 1380)

7. شيوه همرنگي با جماعت

تعريف معمول اين واژه اين است همه اين محصول را خريده‌‌اند، تو هم بايد بخري.

وقتي واژه اكثريت به كار برده مي‌شود، معمولاً مردم تشويق مي‌شوند زيرا ترجيح مي‌دهند در جمع اكثريت باشند، به دو دليل در اكثريت بودن قابل اهميت است يك اكثريت برنده انتخابات است و برنده قدرت سياسي دارد؛ دوم مردم دوست دارند همرنگ با جماعت باشند تا اينكه مدام در معرض انتقادات متفاوت قرار گيرند.

اين تكنيك هجوم براي سوار شدن به واگن نيز ناميده مي‌شود، جوهر اصلي اين تكنيك جمله عجله كنيد تا به واگن پرسيد بيانگر اين نكته است كه همه ما قصد سوار شدن به واگن را داريم، پس عجله كنيم تا زودتر به آن برسيم، به عبارت ديگر سعي بر اين است كه ديگران را متقاعد سازد كه همگان – كه ما هم جز آنها هستيم- برنامه‌هاي او را پذيرفته اند، لذا ما هم بايد هر چه سريع‌تر به آنها بپيونديم و خود را به واگن برسانيم. تكنيك هجوم سوار شدن به واگن، غالباً در تبليغات جنگي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. هدف معمولاً اين است كه مردم را متقاعد كنند كه همه در جنگ مشغول فعاليت و ايثار هستند، حتي حاضرند جان خود را نيز فدا كنند. مللي كه درگير جنگ هستند. براي بالا بردن روحيه جنگي و افزايش اعتماد به نفس جنگجويان نياز به قهرمان دارند. اگر فاقد چنين قهرماناني باشند، ناگزير فردي را براي اين منظور در نظر مي‌گيرند و درباره قهرمان بودن او مبالغه مي‌كنند، همچنين دولت‌ها نيز از اين تكنيك پروپاگاندا، به ويژه در داخل كشور بهره برداري مي‌كنند . مخصوصا بعضي از كشورها به منظور بالا بردن سطح محصولات كشاورزي خود در كشور به دنبال مدلي مي‌گردند تا ديگران را تشويق به پيروي از آن نمايند (مهرداد، 1380)

تكنيك ديگري كه معمولاً خطيبان و نويسندگان از آن بهره مي‌گيرند اصرار به مخاطب بر انتخاب يكي از دو تاست:

يا به ما بپيونديد يا به دشمن ملحق شويد
شما يا با ما هستيد يا عليه ما
شما يا بخشي از راه حل هستيد يا بخشي از مشكل
شما يا مخالف تروريست هستيد يا حامي آن
اين دو قطبي سازي‌هاي معمولاً بوسيله متعصبان مذهبي يا سياستمداران افراطي به كار مي‌رود.

در اين قسمت به نمونه‌هايي از استفاده از پروپاگاندا در طي قرن‌هاي نوزده و بيست اشاره مي‌شود (منبع سايت و يكي پديا، 2005)

انقلاب روسيه: پروپاگذار به معناي انتشار ايده‌هاي انقلابي بود. آموزهاي ماركسيسم، دانش تئوريكي و عملي اقتصاد ماركسيستي، شكل گيري افكار عمومي مساعد و همچنين افزايش بي نظمي جزو اولويت هاي برنامه پروپاگاندايي به حساب مي‌آمد.

آلمان نازي: برنامه هاي تبليغي از طرف وزارت پروپاگاندا و روشنفكري عمومي به رياست جوز، گوپلز اداره مي‌شد. در سال 1933 اين وزارتخانه از همه روزنامه نگاران، نويسندگان و هنرمندان دعوت كرد تا در يكي از مراكز اين وزارتخانه ثبت نام كنند و در بخش‌هاي مختلفي مانند مطبوعات، هنرهاي زيبا، موسيقي ، تئاتر، فيلم، ادبيات يا راديو مشغول به فعاليت شوند. گوپلز به عنوان يك ابزار حياتي به پروپاگاندا نگاه مي‌كرد. به طوري كه گوپلز و هيتلر تقريباً هر روز با هم ملاقات داشتند.

جنگ سرد: ايالات متحده آمريكا و اتحاديه جماهير شوروي به طور گسترده از شيوه‌هاي مختلف تبليغي در طول جنگ سرد استفاده مي‌كردند. هر دو طرف از برنامه‌هاي مختلف تلويزيوني و راديويي همچنين فيلم براي تحت تاثير قرار دادن شهروندان خود با ديگري و با ملت‌هاي اروپايي و ملت‌هاي جهان سوم بهره مي‌گرفتند. براي نمونه مي‌توان به راديو آزاد اروپا با راديو آزادي كه توسط سيا حمايت مي‌شد اشاره كرد كه به عنوان پروپاگانداي خاكستري مي توان از آن نام برد و همچنين راديو مسكو به عنوان يك پروپاگانداي سفيد و راديو صلح و آزادي به عنوان پروپاگانداي خاكستري كه آن نيز از طرف مسكو حمايت مي شد.

كوبا: در اين كشور راديوهايي با حمايت سيا و گروه‌هاي تبعيدي كوبايي فعاليت مي‌كردند كه مي توان آنان را در زمره پروپاگانداي سفيد و سياه قرار داد و همچنين در مقابل راديويي با حمايت مسكو عليه گروه‌هاي تبعيدي فعاليت مي‌كردند.

افغانستان: تاكتيك‌هاي عملياتي روانشناختي براي بي اخلاق جلوه دادن طالبان و جلب حمايت مردم افغانستان در سال 2001 به شدت به كار مي‌رفت. حداقل شش هواپيماي كماندويي E-EL 130هر روزه براي جذب پيام‌هاي محلي و ارسال پيام‌هاي پروپاگذاري جايگزين، آسمان افغانستان را پوشش مي‌دادند، به علاوه پخش بيانيه‌هاي كه در آنها براي زنده يا مرده اسامه بن لادن جايزه تعيين شده بود، بخشي از اين برنامه‌هاي تبليغي را تشكيل مي داد.

عراق: وزارت اطلاعات عراق تا آخرين روز سقوط، از طريق تلويزيون، راديو و مطبوعات اعلام مي‌كرد كه آمريكا به زودي شكست مي‌خورد.

تفاوت اقناع و تبليغ

واضح است كه بين تبليغات و اقناع تفاوت وجود دارد. هر چند كه در تبليغات نيز تلاش اصلي براي اقناع گيرندگان پيام به پذيرش موضوعي است كه پروپاگاندي است دنبال مي‌كند.

اتوبينگر (1376) درباره تفاوت اقناع و تبليغ مي‌گويد: هنگامي كه در يك رابطه اقناعي، اقناع كننده امتيازات چندان مشخصي به دست نياورده باشد و انگيزهاي او با علايق شخص يا گروه ديگر مناسب و همخواني ندارد، معمولاً از واژه تبليغ استفاده مي‌شود، اما تفاوت بين آنها ناچيز است، زيرا هر دوي آنها براي رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده به ابزارهاي ارتباطي تكيه دارند.

راجر براون با ايجاد تمايز بين تبليغات و اقناع كوشيد تا مشكلي را كه بر سر تمايز بين تبليغات سياسي و اقناع وجود داشت، حل كند؛ او اقناع را تحت عنوان دستكاري نماد به منظور ايجاد عمل در ديگران تعريف كرده و گفت: هنگامي كه قضاوت شخصي اين باشد كه عملي كه هدف آن تلاش اقناعي است؛ به نفع اقناع گر است ولي كاملاً به نفع اقناع شونده نيست، اين گونه تلاش‌هاي اقناعي تبليغات ناميده مي‌شود. از نظر او اقناع و تبليغات يكي هستند، تنها زماني كه شخص احساس كند منبع اقناع منتفع نمي‌شود ولي گيرنده پيام سود مي‌برد. مي‌توان عمل يا پيامي را تبليغات ناميد (تانكارد، 1381)

ارسطو يكي از نخستين كساني بود كه آثار كلاسيك خود راجع به فن خطابه، اقناع را تجزيه و تحليل نمود.(تانكارد، 1381)

در تئوري جامعي كه توسط ارسطو براي اقناع وضع شده، اقناع داراي سه جنبه است: منبع، پيام و احساس مخاطب. او يك عامل موثر ديگر بر اقناع مشخص مي‌كند و آن را آتكنوي به معني حقايق و وقايع خارج از كنترل فوري گوينده مي‌نامد. (پراتكانيس، 1380)

مطالعات زيادي براي ارزيابي نظريه‌هاي اقناع صورت گرفته است. بر اساس مطالعه‌اي كه توسط هاولند بر روي ارتش آمريكا براي آزمايش پيام‌هاي يك سويه و دو سويه انجام شد. نتايج نشان دهنده اين موضوع بود كه پيام‌هاي يك طرفه در افرادي كه در ابتدا موافق پيام بودند، بيشترين تاثير را دارد. اما پيام‌هاي دو طرفه در اشخاصي تاثير زيادي دارد كه در ابتدا مخالف پيام بودند، همچنين نتايج اين تحقيق نشان دهنده اين موضوع بود كه پيام‌هاي يكطرفه در افرادي كه تحصيلات كمتري دارند، تاثير گذاري است و پيام‌هاي دو طرفه در افرادي كه تحصيلات بالاتري دارند، داراي بيشترين ميزان تاثير گذاري است. (تانكارد، 1381)

بوهر (2003) معتقد است طبق نظر ارسطو كه پدر افكار اقناعي مدرن محسوب مي‌شود، احساسات، منطق و شخصيت نه تنها سنگ بناي اقناع موثر محسوب مي‌شوند بلكه اصولي بنيادين در تفسير پيام‌هاي ديگران و همچنين جلب ديگران به انديشيدن طبق ميل و خواسته ما هستند.

يكي از عواملي كه باعث تحقيق درباره اقناع شد، ترس بود. ترس ناشي از جنگ كه مبادا تبليغات بتواند بر قلب‌ها و اذهان چيره شود. جنگ جهاني دوم باعث شد تا مطالعات دقيق‌تر و علمي‌تري راجع به اقناع يا تغيير نگرش انجام شود. نگرش از نظر گوردون آلپورت نوعي آمادگي ذهني است كه از طريق تجربه سازماندهي مي‌شود و تاثير پويا و جهت داري بر روي بر روي پاسخ‌هاي افراد به تمامي اشيا و موقعيت‌هايي كه به آن مربوط مي‌شود، مي‌گذارد. روزنبرگ و هاولند در سال 1960 بيان كردند كه نگرش سه جزء دارد: الف – جزء اصلي احساسي؛ ب – جزء شناختي؛ ج- جزء رفتاري.

گرچه اقناع گونه‌اي از ارتباطات اجتماعي است ولي فرآيندي است كه افراد زيادي به آن علاقمند هستند (تانكارد، 1381). از اقناع و ترغيب به ميزان زيادي براي اعمال نفوذ گسترده و كنترل رفتار توده‌ها با استفاده از وسايل ارتباط جمعي استفاده مي‌شود (پينگلر، 1376). اما اگر كمي دقت كنيم، مي‌توانيم موارد مختلف كاربرد اقناع را در زدگي روزمره خود ببينيم. ما روزانه در معرض بمباران كلامي و بسياري از اين دست كوشش‌ها براي اقناع يا تغيير نگرش قرار گرفته‌ايم. از قبيل تبليغات سياسي (پروپاگاندا) در روزنامه‌ها، مجلات و رسانه‌هاي همگاني، آگهي‌‌هاي تجاري، سخنراني‌هاي سياسي و غيره ...(كيا و سعيدي، 1383).


عوامل تأثير اقناع

سوالي در اينجا مطرح است كه چه عواملي باعث مي‌شوند تا كوشش‌ها در جهت اقناع و تغيير نگرش موثر باشد؟ براي اينكه يك پيام اقناعي موثر باشد، يعني نگرشي را در مخاطب تغيير دهد، نگرش جديدي ايجاد كند يا نگرش قبلي را تقويت كند؛ بايد به عوامل زير توجه كرد:

از افراد متخصص استفاده شود؛
هدف تغيير نگرش بايد به صورت غيرمستقيم باشد؛
مبلغ بايد داراي جذابيت باشد؛
ارسال پيام حتماً به صورت ناخودآگاه باشد؛
افرادي كه اعتماد به نفس پايين‌تري دارند، سريع‌تر متقاعد مي‌شوند؛
هنگامي كه نگرش مخاطب با نگرش متقاعد كننده يكسان نباشد، بايد از پيام دو طرفه استفاده كرد
پيام‌هاي هيجاني كه همراه با ترس باشد، داراي درجه متقاعد كنندگي بالاتري است.
تئوري‌هاي اقناع عمدتاً بر اصولي تاكيد مي‌كنند كه حداقل از يكي از سه مكتب اصلي روان‌شناسي، روانكاوي، نظريه يادگيري و رويكرد شناختي نشأت گرفته‌اند (پراتكانيست، 1380)

در روانشناسي فرض بر اين است كه وقتي نگرش شخصي را تغيير دهيم، مي‌توانيم رفتار او را نيز به نحوي تغيير دهيم. بنابراين هرچه بيشتر درباره رفتار بشري بدانيم، بيشتر مي‌فهميم كه چگونه مي‌توان نگرش‌ها را تغيير داد (بينگلر، 1376).

رويكرد روانكاوي به اقناع يك ويژگي منحصر به فرد دارد كه شايد به لحاظ آگاهي عمومي شناخته‌‌ترين تئوري اقناع باشد ولي احتمالاً براي مبلغان حرفه‌اي كمترين استفاده را دارد، تئوري روانكاوي اقناع در اثر بسيار مشهور ونس‌ پاكارد شركت‌هاي تبليغاتي با استفاده از اصول روانكاوي، آگهي‌هايي خلق مي‌كردند كه به نحوي اعجاب‌آوري قوي و موثر بود. در اواسط دهه 1960 بسياري از موسسات تبليغاتي تئوري روانكاوي را به دليل اينكه موثر نيست، كنار گذاشتند (پراتكانيس 1381).

تئوري يادگيري: براساس اين تئوري پيام اقناع هنگامي اقناع‌كننده است كه توسط گيرنده آموخته و پذيرفته شود.

والتر اسكات در سال 1917 به تبليغات‌گران توصيه كرد كه با تكرار (پخش پي‌در‌پي آگهي)، شدت (استفاده از آگهي‌هاي رنگين و بلندآوا)، تداعي (محتواي پيام را با تجارب گيرنده ربط دادن)، ابتكار (متمايز بودن آگهي) و يادآوري، آگهي‌هاي خود را افزايش دهند (پراتكانيس، 1381).

هاولند و همكارانش تئوري يادگيري را به چهار مرحله تقسيم كرده‌اند.

از نظر آنها پيام اقناع‌كننده هنگامي اقناعي است كه در هر يك از مراحل رواني زير به گيرنده پيام پاداش دهد: 1- پيام بايد توجه گيرنده را جلب كند؛ 2- ادله پيام بايد درك و فهم شود؛ 3- گيرنده پيام بايد استدلال‌هاي پيام را بياموزد و آنها را به عنوان حقيقت بپذيرد؛ 4- ما هنگامي براساس اين يادگيري‌ها و اعتقادات عمل خواهيم كرد كه انگيزه‌اي براي انجام آن داشته باشيم.

انتقادات: تحقيقات نشان داد ه است كه يك پيام مي‌تواند حتي بدون برخورداري از برخي از مراحل تئوري يادگيري اقناع كننده باشد. گاه پيام مي‌تواند اقناع‌كننده باشد، حتي در صورتي كه استدلال‌هاي كليدي آن آموخته يا به خاطر سپرده نشود (همان).

رويكرد شناختي: در اواخر دهه 1960 ميلادي رويكرد تازه‌اي اقناع به نام رويكرد واكنش ادراكي در پاسخ به ادعاهاي مطرح شده در مورد تئوري يادگيري پديد آمد. براساس اين نظريه، اقناع گيرندگان منفعل پيام مورد نظر نيست، بلكه جذب شركت‌كننده‌اي فعال در فرآيند اقناع مورد توجه است. عامل مهم تعيين‌كننده در اقناع، افكاري است كه در حين ديدن يا شنيدن پيام اقناع كننده، در ذهن شخص پيدا مي‌شود. به بيان ديگر اقناع به چگونگي تفسير و واكنش گيرنده بستگي دارد (پراتكانيست، 1381).

فنون اقناع

توسل به شوخي يا مسائل جنسي و تكرار گسترده يك پيام بازرگاني از رايج‌ترين فنون اقناع به شمار مي‌آيند. استفاده از شوخي فن رايجي در ارتباط است. نظريه درگيري پايين و نظريه تغيير توجه دو نظريه‌اي هستند كه به رابطه شوخي با اقناع پرداخته‌اند. نظريه درگيري پايين حاكي از اين است كه شوخي نوعي تقويت به وجود مي‌آورد و بنابراين به تغيير نگرش بيشتر منتهي مي‌شود. رويكرد تغيير توجه نيز پيش‌بيني مي‌كند كه شوخي حواس را منحرف مي‌سازد و اين انحراف مي‌تواند با جلوگيري از استدلال مخالف به تغيير نگرش بيشتري ختم شود (تانكارد، 1381).

استفاده از جاذبه‌هاي جنسي فن رايج در تبليغات است. در بسياري از آگهي‌هاي بازرگاني از مدل‌هاي جذاب جنسي استفاده مي‌كنند.

يك فن رايج ديگر تكرار گسترده يك پيام بازرگاني است كه به دلايل متعدد اقناع‌كننده است. گروگمان مي‌گويد: سه بار مواجهه با يك پيام تبليغاتي كافي است تا اثر مطلوب خود را داشته باشد. (تانكارد، 1381).

نظريه‌هاي اقناع

تلقيح: يكي از نظرياتي كه در زمينه اقناع ارائه شده، نظريه تلقيح است. براساس اين نظريه كه توسط مك‌گواير و پاپاجورجيس ارائه شده است، بيشتر افراد باورهايي دارند كه در معرض چالش قرار نگرفته است. هنگامي كه به اين باورها حمله شود ممكن است به آساني تغيير كنند زيرا فرد عادت ندارد تا به دفاع از آنها بپردازد. اين دو محقق براي آزمون اين فرضيه تحقيقي انجام دادند. آنها دو فرضيه را مورد آزمون قرار دادند. فرضيه اول اين بود كه رويكرد حمايتي- در معرض قرار دادن قبلي فرد با استدلال‌هايي كه عقايد اساسي را تأييد مي‌كند- از رويكرد تلقيح - يعني در معرض قرار دادن قبلي شخص با تعدادي از استدلال‌هاي ضعيف و برانگيزنده دفاع كه به عقايد شخص حمله مي‌كند- از جهت ايمن‌سازي اثربخشي كمتري دارد. فرضيه دوم نيز بحث مي‌كرد كه بايد اثر مشاركت انفعالي باشد. آنها مطالعاتي درباره عقايد در فرهنگ آمريكايي انجام دادند. نتايج تحقيقات آنها نشان داد كه عقايد اگر مصون نشوند، خيلي آسيب‌پذير خواهند بود. (تانكارد، 1381).

شرطي شدن كلاسيك نگرش‌ها: نظريه ديگر در زمينه اقناع نظريه شرطي شدن كلاسيك نگرش‌هاست. استاتس نظريه شرطي شدن كلاسيك را در يادگيري نگرش‌ها استفاده كرد. براساس اصطلاحات شرطي شدن كلاسيك محرك‌هاي احساسي را مي‌توان محرك‌هاي شرطي نشده در نظر گرفته و واكنش‌هاي احساسي را استخراج مي‌كنند. آنها استدلال‌ كردند كه نگرش نوعي از معني احساسي براي كلمه‌اي است كه با شرطي شدن كلاسيك تثبيت شده است. پژوهش اين دو محقق تبييني نظري براي برخي از فنون تبليغات فراهم كرد مانند تلطيف و تنوير كه در آن سعي مي شود شخص با انديشه‌اي به كلمه‌اي فضيلت‌دار پيوند داده شود يا اسم‌گذاري كه در آن كوشش مي‌شود شخص يا انديشه‌اي به برچسب بدي نسبت داده شود (همان).

درگيري پايين: نظر متعارف درباره تقدم نگرش بر رفتار در نظريه‌اي كه به ويژه‌ به اثرهاي تبليغات مي‌پردازد، معكوس شده است. براساس اين نظريه كه توسط كروگمان مطرح شده است، افراد پيام‌هاي تلويزيوني را به گونه‌اي متفاوت با پيام‌هاي رسانه‌اي نوشتاري پردازش مي‌كنند. اين نظريه تصديق مي‌كند كه تكرار مواجهه با تبليغ اثري دارد كه به شكل آني مشهود نيست تا اينكه نوعي جرقه رفتاري پيدا شود (همان).

يكپارچگي اطلاعات: يكي از رويكردهاي جديد به نظريه اقناع، نظريه يكپارچگي اطلاعات است. نورمن اندرسون از جمله كساني است كه اين نظريه را پرورانده است. در اين رويكرد فرض بر اين است كه تغيير نگرش نتيجه شيوه اي است كه افراد تمام اطلاعات در دسترس و مرتبط با موضوع نگرش را يكپارچه يا تركيب مي‌كنند. هنگامي كه شخصي اطلاعات جديدي دريافت مي‌كند كه مرتبط با تغيير نگرش اوست، وزن و ارزش آن تغيير مي‌كند. اين وزن عقيده شخصي به درستي آن اطلاعات است. واضح است كه نظريه يكپارچگي اطلاعات در مقايسه‌ با بسياري از مدل‌هاي قديمي‌تر اقناع نقش خيلي فعال‌تري به دريافت كننده مي‌دهد. (تانكارد).

مخاطب و اقناع

در ساليان اخير جهت‌گيري‌هاي جديدي در نظريه‌هاي مربوط به اقناع، صورت گرفته است. تغيير عمده در حوزه نظريه اقناع، دور شدن از نظريه مكانيكي محرك - پاسخ و نزديكي به ديدگاهي بوده است كه به نقش فعال دريافت كننده اعتقاد دارد. بر اين اساس اين نظريات جديد فرايند اقناع زماني روي مي‌دهد كه افراد معني‌هايي كه در فضايي خاص به پيام‌ها نسبت مي‌دهند، دروني كنند. اين رويكرد گاهي تبديل به رويكردي داد و ستدي در مورد اقناع خواننده شده است و بر انتخاب دريافت‌كننده تاكيد دارد (بينگر 1376).

نظريه‌هاي جديد بيان ‌كننده اين امر هستند كه مخاطب فعال است. در واقع ترغيب فرآيندي دو سويه است كه در آن هر دو گروه فرستنده و گيرنده به يك پيام يا رويداد ارتباطي نزديك مي‌شوند و آن را براي پاسخ‌گويي به نيازها به كار مي‌برند. در چنين رهيافتي مخاطب هرگز منفعل نيست، مخاطب فعال است و ترغيب‌كننده‌اي را مي‌جويد كه به نيازهاي او پاسخ گويد. ترغيب‌كننده است كه نيازهاي مخاطب را شناخته و با اتخاذ پيام يا پيام‌هايي به نياز او پاسخ مي‌دهد (كيا و سعيد، 1383).

در كل مي‌توان گفت كه در برابر پيام‌هاي اقناعي واكنش مخاطب به سه صورت ظهور مي‌كند:

1. واكنش در حال شكل‌گيري: اين حالت شبيه يادگيري است. هنگامي كه معلم در مقام ترغيب‌كننده تلاش مي‌كند كه با آموزش نحوه رفتاري را به دانش‌آموز بياموزد و با دادن پاداش به تقويت رفتار مخاطب كمك كند، واكنش در دانش‌آموز شكل گيرد. اگر واكنش‌هاي مخاطب با آنچه مدنظر ترغيب‌كننده است، تناسب داشته باشد، با دادن پاداش شكل‌گيري نگرش‌هاي مثبت در مورد آنچه آموخته مي‌شود، گسترش مي‌يابد.

2.واكنش در حال تقويت: اگر مخاطب خود در مورد يك موضوع نگرش‌هاي مثبت داشته شد، ترغيب‌كننده با يادآوري آنها به تقويت اين نگرش‌ها كمك مي‌كند. ترغيب در جامعه امروز بيشتر از نوع در حال تقويت است.

3. واكنش در حال تغيير: دشوارترين نو ترغيب و اقناع است زيرا به اين مسأله مي‌پردازد كه افراد مي‌خواهند از نگرشي به نگرش ديگر، از حالت خنثي به نگرش مثبت يا منفي، به تغيير رفتار يا اتخاذ رفتاري جديد انتقال يابند. افراد به تغيير تمايلي ندارند يا از آن اكراه دارند. در اين حالت ترغيب‌كننده از يك زمينه ديگر كه قبلاً‌ مخاطب آن را پذيرفته، ربطي به زمينه جديد باز مي‌كند و آنها را به هم مربوط مي‌سازد. به اصطلاح «لنگر» مي‌اندازد.

مطالعات موردي در ايران

يكي از پايان‌نامه‌هايي كه به نوعي به نظريه‌هاي اقناع پرداخته است. پايان‌نامه سعيد ميرشاهي (1383) است كه به بررسي رابطه فرهنگ با تبليغات پرداخته است. وي در پايان نامه «نقش تجاري در باز توليد فرهنگ» به مسأله تبليغات تجاري و معرفي روابط بين‌المتوني تبليغات تجاري تلويزيون به عنوان رويكردي براي خلق معنا و اثرات متقابل تبليغات و فرهنگ پرداخته است. فرضيه اين تحقيق چنين بوده است كه بين نحوه بهره‌مندي از روابط بين‌المتوني در تبليغات تجاري تلويزيون و امثال معاني رابطه وجود دارد. سؤال اصلي اين تحقيق به اين صورت بوده است: «آيا معاني پيام‌هاي بازرگاني كه كالاهاي كم‌دوام و بادوام را تبليغ مي‌كنند، از يكديگر متمايز است. به عبارت ديگر تبليغ كالاهاي كم‌دوام و بادوام هر كدام چه معنايي را از طريق روابط بين‌المتوني منتقل مي‌كند؟» در اينجا منظور از كالاهاي بادوام لوازم خانگي، مصالح ساختماني، وسايل نقليه و مقصود از كالاهاي كم‌دوام مواد غذايي، مواد آرايشي و بهداشتي بوده است.

براي پاسخ به اين سؤال منتخبي از آگهي‌هاي شبكه‌هاي مختلف جمهوري اسلامي ايران و شبكه محلي استان خراسان در فاصله 15 تا 20 شهريور ماه ضبط و از آنها 32 آگهي برگزيده شده است. براي ارزيابي اين آگهي‌ها از تحليل محتواي كمي و كيفي استفاده شده است. واحد تحليل در اينجا يك نماي آگهي بازرگاني بوده كه در مجموع 282 نما در قالب 32 پيام بازرگاني بررسي شده است.

نتايج اين تحقيق نشان داده كه معناي كالاي كم‌دوام از طريق روابط بين‌المتوني بيشتر بار احساسي دارد اما معناي كالاي بادوام بر عقلانيت متمركز است. از آنجا كه بيشتر تبليغات تجاري به تبليغ كالاهاي كم‌دوام اختصاص دارد و اين كالاها هم مفاهيم احساسي را منتقل مي‌كنند، متون تبليغاتي آگهي‌هاي بازرگاني در ايران بيشتر بر احساس مخاطب با بر بعد عقلاني وي تكيه مي‌كنند (ميرشاهي، 1383).

پايان‌نامه ديگري نيز تحت عنوان «بازنمايي هويت زنانه در تبليغات اينترنتي» توسط رويا فرسلون به موضوع تبليغات تجاري به طور كاربردي پرداخته است.

اين پايان‌نامه در پي پاسخ به اين سوال‌ها بوده است: «هويت ارائه شده از نقش‌هاي جنسيتي زنانه و مردانه چيست؟ آيا اين بازنمايي هويت در اينترنت به عنوان رسانه‌اي جديد با ويژگي‌هاي خاص خود تداوم بازنمايي هويتي ساير رسانه‌هاست يا با نمايش هويت جنسيتي جديد فارغ از كيلشه‌هاي نابرابري جنسيتي، منبع جديد هويت بخشي و موجد نگرش‌هايي جديدي به زنان و هويتشان است؟

بدين منظور فرسلون (1384) از پيمايش رسانه‌اي استفاده كرده است كه در آن از ميان عناصر فرايند، تنها به ارتباط بر خود رسانه و محتواي آن تمركز مي‌شود و كاري به فرستنده يا گيرنده ندارد. براين اساس متن رسانه‌اي را به معناي پيام در نظر گرفته كه توسط رسانه اينترنت رمزگذاري مي‌شود. متن رسانه‌اي مي‌تواند شامل نشانه‌هايي مانند تصوير، صدا، واژه و ... باشد. او براي فهم متن از روش نشانه‌شناسي بهره گرفته است. او بر روي سايت ياهو متمركز شده و تيزرهاي تبليغاتي موجود در‌ آن را به عنوان متن رسانه‌اي بررسي كرده است. نتايجي كه از اين پژوهش به دست آمده عبارتست از:

بسياري از تعاملات ميان رسانه و مخاطب در فضاي مجازي با جهت‌گيري جنسيتي همراه است. در واقع مي‌توان گفت امتدادي از استانداردهاي اعتقادي و كنشي محيط واقعي است.
محيط مجازي مستقل از محيط واقعي حركت نمي‌كند بلكه تا حدودي از همان اصول و قواعد دنياي واقعي متأثر است.
در تعدادي از تيزرهاي تبليغاتي شاهد تشابه و برابري هويت جنسيتي زنانه و مردانه هستيم.

نتيجه‌گيري

هر يك از ما در طول بيست و چهار ساعت شبانه‌روز در معرض شديد پيام‌هاي اقناعي تجاري و سياسي هستيم. راديو، تلويزيون، روزنامه، مجله، اينترنت و بوردهاي تبليغاتي موجود در معابر و خيابان‌ها هر يك به طور سازمان‌يافته با پيام‌هاي اقناعي خود مانند تيرهايي ذهن ما را نشانه گرفته و سعي در جذب ما به سوي خودشان هستند. لذا به منظور اجتناب از انفعال و تسليم محض به آنها و در عوض تلاش براي تبديل شدن به مخاطبي فعال، آشنايي با نظريات و تكنيك‌هاي مختلف اقناع و تبليغ در دنياي امروز نه تنها مناسب و به جا بلكه بسيار ضروري به نظر مي‌رسد.

ادامه نوشته

 

 

اشاره: تفاوت تبلیغات با اقناع چیست ؟تشابهات و نقاط اشتراک  آنها با هم کدام است ؟از نظر تعریف تبلیغات نوعی ارتباط است که در آن، پیامدهنده سعی دارد پاسخی از جانب مخاطب در جهت پیشبرد اهدافی معین بهدست آورد.اما اقناع جنبهای دوسویه و متقابل دارد و سعی میکند هم نیازهای پیامدهنده و هم پیامگیرنده را برآورده سازد. با این وجود، تفاوت تعاریف همه ماجرا نیست و برای درک روشن تر از مرزهای این دو مفهوم مشروح بحث را باید در مقاله زیر دنبال کنید. این مقاله از کتاب "تبلیغات و اقناع " نوشته گارث جاوت و ویکتوریا اُدانل انتخاب شده است. دکتر حسین افخمی استادیار دانشگاه علامه طباطبایی این کتاب را ترجمه و انتشارات همشهری آن را منتشر کرده است.

***

تبلیغات از منظر تاریخ، روزنامه‌نگاری، علوم‌سیاسی، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و هم‌چنین به صورت بین‌رشته‌ای مورد مطالعه قرارگرفته است. مطالعه تبلیغات از دیدگاه تاریخی بدین معنا است که روش‌های مبلغان را به صورت وقایع تاریخی و وقایع متعاقب آن‌ها را به صورت تأثیرات احتمالی تبلیغات بررسی کنیم. انجام این‌گونه مطالعات از منظر روزنامه‌نگاری یعنی فهم چگونگی «مدیریت خبر» و یا اطلاعات دستکاری شده، اعمالی که به واسطه آن‌ها جنبه‌های مثبت یک نهاد مورد تأکید قرار گرفته و جنبه‌های منفی آن نادیده انگاشته می‌شوند تا نهاد مذکور آن‌گونه که مطلوب است نشان داده شود.بررسی تبلیغات در پرتو علوم‌سیاسی به معنای تحلیل عقیده مبلغان، هم‌چنین تحلیل چگونگی انتشار و تأثیر آن بر افکارعمومی است. رویکرد جامعه‌شناختی به تبلیغات به معنای بررسی جنبش‌های اجتماعی و تبلیغات متقابلی است که در جهت مخالفت با تبلیغات دیگر انجام می‌شوند. در روان‌شناسی به بررسی تأثیر تبلیغات بر افراد پرداخته می‌شود. برخی از محققان دانشگاهی تبلیغات را به عنوان اندیشه و عمل طبیعی و ذاتی فرهنگ توده‌وار می‌شناسند. مطالعه تبلیغات به عنوان منبع تغذیه عقیده یکی از جدید‌ترین الگوهایی است که در آن بسیاری از این رشته‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند. در این حوزه به بررسی چگونگی ایجاد معناهای جدید به سود عقیده مسلط توسط رسانه‌های جمعی پرداخته می‌شود. پژوهش‌های قوم نگارانه نشان می‌دهند آیا مخاطبانِ تبلیغات، معناهای عقیدتی را می‌پذیرند یا آن‌ها را انکار می‌کنند.

در این مقاله به بررسی تبلیغات به عنوان یکی از اشکال ارتباطات خواهیم پرداخت. نوع دیگر ارتباط یعنی «اقناع» نیز مورد بررسی قرار خواهد گرفت. واژه‌های تبلیغات و اقناع بارها در آثار مربوط به تبلیغات به جای یکدیگر به کار رفته‌اند. راهبردهای حوزه اقناع در تبلیغات نیز به کار برده می‌شوند اما هدف این دو متفاوت است. اتخاذ رویکرد ارتباطی در مطالعه تبلیغات ما را قادر می‌سازد که متغیر‌های ارتباطی آن را جدا کنیم، تا رابطه بین پیام و متن را مشخص کنیم، به بررسی قصدمندی بپردازیم، واکنش‌ها و مسئولیت‌های مخاطبان را بسنجیم و نحوه توسعه ارتباطات تبلیغی را به عنوان یک فرایند ردیابی کنیم.

ما معتقدیم که ارزیابی تبلیغات در متن کنونی باید از هرگونه تعریف ارزشی به دور باشد. اهداف ما عبارتند از: 1) فراهم کردن یک ارزیابی خلاصه از تبلیغات و اقناع، 2)بررسی نقش تبلیغات به عنوان یکی از جنبه‌های مطالعات ارتباطی، و 3) بررسی تبلیغات به عنوان بخشی از نظام‌های اجتماعی، مذهبی و سیاسی در گردونه تاریخ و در زمان معاصر.

تعریف تبلیغات

تبلیغات، به زبانی کاملاً بی‌طرفانه، به معنای انتشار و یا پیشبرد یک عقیده خاص است. تبلیغات در زبان لاتین به معنای «انتشار دادن» یا «پخش کردن» است. در سال 1622 میلادی، واتیکان «مجمع مقدس تبلیغ ایمان در کلیسای کاتولیک رم» را تأسیس کرد. در آن زمان هدف از تبلیغات در کلیسای کاتولیک رم اشاعه ایمان به دنیای جدید و مخالفت با پروتستانیسم بود.

به همین دلیل واژه تبلیغات خاصیت خنثی بودن خود را از دست داد. در استفاده‌های بعدی از این واژه بار معنایی تحقیرآمیزی بدان اضافه شد. وقتی عنوان تبلیغات روی پیامی‌ گذارده می‌شود یعنی آن پیام منفی و نادرست است. لغت‌هایی که بلافاصله به عنوان هم معنی‌های تبلیغات شناخته شدند عبارت بودند از: دروغ، تحریف، نیرنگ، دستکاری، کنترل ذهن، جنگ افزار روانی، شستشوی مغزی و اغراق. با مثالی میزان مخالفت در برابر واژه تبلیغات را نشان می‌دهیم. زمانی‌که جان‌فورد‌، کارگردان افسانه‌ای، به عنوان دریابان نیروی دریایی آمریکا و رئیس شاخه عکسبرداری جنگی دفتر خدمات راهبردی در جنگ جهانی دوم به خدمت مشغول بود، ویراستارش، رابرت‌پریش‌، از وی پرسید: «آیا فیلم وی با عنوان نبرد نیمه راه‌، فیلمی‌تبلیغاتی بود؟» فورد بعد از مکثی طولانی چنین جواب داده بود: «تا زمانی‌که تحت فرماندهی من هستید هیچ‌گاه حق ندارید بار دیگر این لغت را نزد من بیان کنید». فورد واقعاً از نبرد نیمه راه فیلم گرفته بود اما در قسمت‌هایی از فیلم تصاویری از خانواده‌ای قرار داده شده بود که به صورت تلویحی نشان می‌داد حمله به این خانواده حمله به تمام خانواده‌های آمریکایی است. هدف فورد از طراحی این فیلم اقناع مردم آمریکا برای تقویت قاطعیت و ایمان‌شان در زمان جنگ بود، اما با این ایده که فیلم وی نوعی تلقین فکری سیاسی است به شدت مخالفت می‌کرد. طبق تعاریف ما فیلم نبرد نیمه راه یک فیلم تبلیغاتی سفید بود؛ زیرا فریب‌آمیز و یا غلط نبود، منبع فیلم نیز شناخته شده بود، اما این فیلم به ادراک بیننده شکل می‌بخشید و نیت فیلم‌ساز یعنی بدنام کردن دشمن و تشویق میهن‌پرستی آمریکایی را به پیش می‌برد.

مفاهیمی‌چون دستکاری جانبدارانه و یا مدیریت اخبار واژه‌هایی هستند که اشاره به تبلیغات داشته و امروزه فراگیر شده‌اند. این واژه‌ها به یک راهبرد هماهنگ برای کاهش اطلاعات منفی و مطلوب‌سازی اخباری اطلاق می‌شوند که ممکن است برای منافع شخصی مضر باشد. اسپین اغلب در اشاره به دستکاری اطلاعات سیاسی استفاده می‌شود. بنابراین، زمانی‌که منشیان مطبوعاتی و یا کارکنان روابط عمومی‌اخبار را دستکاری می‌کنند از آن‌ها به «دکتر اسپین» یا مشاوران دستکاری اطلاعات تعبیر می‌شود. علاوه بر این، با توجه به همراهی تبلیغات با تاکتیک‌های غیراخلاقی، مضر و غیرمنصفانه معمولاً آن را به صورت «اقناع سازمان‌یافته» نیز تعریف می‌کنند. همان‌گونه که در ادامه این فصل خواهیم دید تبلیغ با اقناع فرق دارد اما هر کجا به سخنانی مشکوک بر می‌خوریم از واژه تبلیغ برای توصیف آن استفاده می‌شود. معتقد است تبلیغات، نوعی اقناع جمعی سازمان‌دهی شده با نیتی پنهانی و استدلالی ضعیف و یا ناموجه است: «تبلیغات عبارت از بازنمایی فعالیت سازمان‌ها و گروه‌های بزرگ است تا افکارعمومی‌ را، در جهت دست‌یابی به منافعی خاص، به خود جلب کنند. در این کار مجموعه‌ای هماهنگ از استنتاج‌های بسته بندی شده و جذاب در مورد پدیده مورد نظر به کار گرفته می‌شود تا هدف و نیت واقعی این اقناع و هم‌چنین ضعف استدلال منطقی آن پنهان نگه داشته شود.»

زمانی‌که واژه تبلیغات بر هدف تأکید دارد، در این حالت با کنترل همراه بوده و عبارت است از تلاشی عامدانه در جهت برقراری موازنه‌ای از قدرت که به نفع تبلیغ‌کننده باشد. تلاش عامدانه ارتباط نزدیکی با یک هدف و عقیده نهادی [رسمی] آشکار دارد. در حقیقت هدف تبلیغات این است که یک عقیده و هدف مرتبط به آن را به مخاطبان منتقل کند. تبلیغ‌کنندگان ممکن است عبارت باشند از: سازمانی دولتی که سعی دارد موج وسیعی از احساسات میهن‌پرستانه در حمایت از جنگ ایجاد کند، گروهی پیکارجو که پیروانش را دعوت به جهاد می‌کند، رهبری نظامی‌که سعی دارد دشمنانش را با اغراق در مورد قدرت ارتش خود بترساند، شرکتی که می‌خواهد وجهه‌ای معتبر از خود ارائه کند تا در نظر مشتریانش مشروع جلوه نماید، یا شرکتی که سعی دارد رقیب خود را بدنام سازد تا محصولاتش دیگر رقیبی نداشته باشند. با یک برنامه دقیق و از پیش طراحی شده نمادها دستکاری می‌شوند و سپس به وسیله این نمادها، منظور و هدف خاصی به مخاطب منتقل می‌شود. هدف تبلیغات این است که نگرش‌ها یا رفتارهای مخاطب تغییر یابند یا تقویت شوند.

محققان تعاریف متفاوتی برای تبلیغات ارائه کرده‌اند. ژاک الول  (1965: xv) تبلیغات را به عنوان یک فن به تنهایی در نظر می‌گیرد (عمدتاً یک نوع دستکاری روانی)، که در جوامع صنعتی «نتایج عینی مشخصی» دارد، چه این تکنیک‌ها توسط کمونیست‌ها یا نازی‌ها استفاده شوند و چه توسط سازمان‌های دموکراتیک غربی. وی تبلیغات را پدیده‌ای جامعه شناختی می‌داند نه چیزی که توسط افرادی با نیات مشخص تولید و یا ساخته می‌شود. اِلول ادعا می‌کند که تقریباً تمام پیام‌های جهت‌دار در جامعه، تبلیغاتی هستند، حتی اگر این جهت‌گیری‌ها ناخودآگاه باشند. وی هم‌چنین بر قدرت و قوه انتشار تبلیغات تأکید کرده و معتقد است از آن‌جایی که تبلیغات دارای تأثیرات لحظه‌ای و آنی است، در نتیجه درک تاریخی فرد را از بین برده و قوه تعمق انتقادی را از وی سلب می‌کند. با این حال الول معتقد است که مردم به تبلیغات نیاز دارند زیرا در جامعه توده‌وار زندگی می‌کنند. وی می‌گوید: «تبلیغات ما را قادر می‌سازد که در حوادث مهمی مانند انتخابات، جشن‌ها و یادبودها شرکت کنیم». به نظر وی حقیقت، تبلیغات را از «اشکال اخلاقی» جدا نمی‌سازد زیرا تبلیغات از حقیقت، نیمه حقیقت و حقیقت محدود استفاده می‌کند. لئونارد دوب در سال 1948 تبلیغات را چنین تعریف کرد: «تلاش برای تأثیرگذاردن بر اشخاص و یا کنترل رفتار افراد در مورد اهدافی که غیرعلمی ‌بوده و یا از بار ارزشی قابل تردیدی در جامعه و در زمانی خاص برخوردار هستند». وی در مقاله‌ای به سال 1989 نوشت: «تعریف قطعی تبلیغات نه ممکن و نه مطلوب است». دوب به علت پیچیدگی مسائل مربوط به رفتار اجتماعی و تفاوت‌های زمانی و فرهنگی از ارائه تعریف برای واژه تبلیغات اجتناب کرد.

هم «الول» و هم «دوب» ایده‌های بنیادینی برای مطالعه تبلیغات ارائه کردند. اما از یک طرف گستردگی تعاریف الول و از طرف دیگر مقاومت دوب در مقابل ارائه تعریف، برخی مشکلات را پدید ‌آوردند. زیرا به نظر ما برای تحلیل تبلیغات ابتدا باید آن را تعریف کنیم. تعریف، شاخصه‌های تبلیغات را نمایان می‌کند و به ما برای تشخیص آن یاری می‌رساند.

در سال 2001 دو روان‌شناس به نام‌های آنتونی پراتکانیس و الیوت آرونسون کتابی در مورد تبلیغات به رشته تحریر در آوردند تا در مورد ابزار و فرایندهای روان‌شناختی تبلیغات به مردم آمریکا اطلاعات بدهند و مردم نیز بدانند چگونه «تأثیر تبلیغات را خنثی سازند». به نظر آن‌ها تبلیغات نوعی سوء‌استفاده از اقناع بوده و چیزی بیش از فریب زیرکانه است. این دو روان‌شناس در مجموعه‌ای از مطالعات موردی که در کتاب‌شان چاپ شده برخی تاکتیک‌های تبلیغات را توضیح داده‌اند که عبارتند از: پنهان سازی اطلاعات مهم، توسل به ابزار غیرمستند، استفاده از مجموعۀ ایده‌های بدون معنی و دیگر راهبرد‌هایی که از منظر اخلاقی مورد سؤال هستند. آن‌ها تبلیغات را چنین تعریف می‌کنند: «تأثیر گذاردن و یا تلقین کردن به توده‌ها از طریق دستکاری در نمادها و روان‌شناسی افراد»، بنابراین بر ارتباطات کلامی ‌و غیرکلامی‌و هم‌چنین بر جذب مخاطب تأکید می‌کنند.

برخی دیگر از محققان بر کیفیت ارتباطی تبلیغات تأکید کرده‌اند. لئوبوگارت (1995) در تحقیقی که در مورد آژانس اطلاعات آمریکا انجام داده است، بر تبلیغ‌کننده به عنوان فرستنده پیام تمرکز می‌کند:

تبلیغات هنری است که استعداد ویژه‌ای می‌خواهد. این هنر کاری علمی ‌و یا مکانیکی نیست. تأثیر گذاردن بر حالات اشخاص نیازمند تجربه، دانش و غریزه «قضاوت در مورد این است که بهترین استدلال برای مخاطبان چیست». هیچ دستورالعملی نمی‌تواند تبلیغ‌کننده را راهنمایی کند. وی باید «صاحب ذهنی قوی، نبوغ، حساسیت، ودانشی وسیع باشد تا بداند مخاطبانش چگونه فکر می‌کنند و چطور واکنش نشان می‌دهند.» (نوشته‌های داخل گیومه از نسخه اصلی تحقیقی شش جلدی است که در مورد آژانس اطلاعات آمریکا انجام گرفته و در سال 1954 چاپ شده است. کتاب بوگارت خلاصه این اثر است. خلاصه این تحقیق در سال 1976 چاپ شد و مقدمه آن در سال 1995 مورد بازبینی قرار گرفت).

محققان، تبلیغات را در نهاد‌های خاصی مطالعه کرده‌اند. آلکس کَری (1997) تبلیغات در جهان شرکت‌ها را چنین تعریف کرده است: «ارتباطاتی که در آن‌ها شکل و محتوای پیام به نحوی طراحی شده‌اند که مخاطبان مورد نظر را وادار سازند حالات و عقایدی را بپذیرند که قبلاً توسط حامیان شرکت انتخاب شده‌اند». نوام چامسکی، در مقدمه‌ای که برای مجموعه مقالات کری نوشته، چنین می‌گوید: «کری معتقد است که قرن بیست و یکم دارای سه شاخصه است که به لحاظ سیاسی نیز اهمیت فراوانی دارند: رشد دموکراسی، رشد قدرت شرکت‌ها، و رشد تبلیغات شرکت‌ها به منظور حفظ قدرت شرکت‌ها در مقابل دموکراسی». کری می‌نویسد: «تبلیغات کسب و کار و روابط عمومی‌نوعی از فعالیت تبلیغاتی‌اند که در مردم‌سالاری‌‌ها رایج هستند... می‌توان گفت که موفقیت تبلیغات کسب‌وکار در اقناع ما به این‌که آزاد از تبلیغات هستیم یکی از بارزترین دستاوردهای تبلیغات در قرن بیستم است».

شون جی. پاری‌ـ‌گیلز (2002)، که تولیدات تبلیغاتی جنگ سرد در زمان ترومن و آیزنهاور رؤسای جمهور آمریکا را مطالعه کرده، تبلیغات را چنین تعریف می‌کند: «پیام‌هایی که دارای راهبردهای خاصی هستند و توسط یک نهاد برای توده‌های مردم ارسال می‌شوند تا عکس‌العملی را که به نفع منبع ارسال پیام است، تولید نمایند»  به گفته وی:

ترومن و آیزنهاور اولین رؤسای جمهوری بودند که تبلیغات را به عنوان یک نهاد رسمی‌در زمان صلح به کار گرفتند. در «جنگ کلمات» تبلیغات به عنوان یکی از مؤلفه‌های اصلی عملیات در سیاست خارجی دولت عمل می‌کرد. فهمیدن تأثیر تبلیغات مترادف است با فهم ابزاری که از طریق آن‌ها پیام‌های آمریکا در جنگ سرد تولید می‌شدند و هم‌چنین فهم تأثیری که این راهبرد‌ها روی بنیان‌های عقیدتی جنگ سرد گذاشتند.

به نظر برتراند تیثه و تیم ثرتون (2000) تبلیغات بخشی از سنت تاریخی دادخواهی و متقاعد کردن بوده است و بنابراین:

شکلی از زبان سیاسی است. با این حال، تبلیغات همیشه در حول مجموعه‌ای از حقایق بیان می‌شود و نمودی از یک منطق خاص را بازتاب می‌دهد. هدف تبلیغ متقاعد کردن، مجذوب ساختن و مغلوب کردن است؛ بنابراین باید متقاعد‌کننده، معتبر و حقیقی باشد... شکل‌گیری واژه تبلیغات نشان دهنده روشی است که جامعه سیاسی، براساس آن در مورد نحوه انتقال پیام‌های سیاسی قضاوت می‌کند. تبلیغات همان‌گونه که روش‌های اجتماع را تعریف می‌کند آن‌ها را گسترش نیز می‌دهد.

ترنس اچ.‌کوالتر (1962) بر لزوم سازگاری مخاطبان تأکید می‌کند: «برای این‌که تبلیغات مؤثر باشد باید دیده شود، به خاطر سپرده شود، فهمیده شود و براساس آن عمل گردد... تبلیغات باید با نیاز‌های ویژه، موقعیت و مخاطبان هدف، انطباق و سازگاری داشته باشد». تأثیرگذاردن بر حالات، پیش‌بینی واکنش‌های مخاطبان، سازگاری با موقعیتِ مخاطبان، هم‌چنین دیده شدن، به خاطر سپرده شدن، و عمل کردن براساس آن از عناصر مهم فرایند ارتباطی هستند.

پراتکانیس و ترنر (1996) کارکرد تبلیغات را بدین صورت تعریف کرده‌اند: «تلاش در جهت کشاندن مخاطب به طرف یک نقطه نظر از پیش تعیین شده، توسط تصاویر و شعارهای ساده، که تفکر را از طریق بازی با تعصبات و عواطف دور می‌زنند.» آن‌ها تبلیغات را از اقناع، براساس نوع نیتی که برای طراحی پیام به کار رفته تفکیک کردند. طبق گفته آن‌ها، اقناع براساس «گفت‌وگو، بحث و بررسی دقیق گزینه‌ها» صورت می‌پذیرد تا «به راه‌حل‌های بهتر برای مسائل پیچیده» دست یافته شود. در حالی‌که «تبلیغات عبارت است از هدایت افکار و دستکاری اندیشه‌های عامه مردم توسط نخبگان». کومز و نیمو (1993) تبلیغ را چنین تعریف می‌کنند: «نوعی ارتباط ضروری و حتمی» و «شکلی اصلی از گفتمان عمومی». آن‌ها تبلیغ را به صورت «استادانه‌ای از تمام اشکال مدرن سخنان فریب‌آمیز» تعریف می‌کنند، یعنی «استفاده از افسون و نیرنگ». رویکرد آن‌ها مانند الول است زیرا آن‌ها نیز می‌گویند: «حجم و پیچیدگی تبلیغات مدرن بسیار وسیع و در حال رشد است، چنان که ما نیز آن را چیزی طبیعی می‌دانیم و بنابراین تفکیک بین این‌که چه چیز تبلیغ است و چه چیز نیست هم اکنون بسیار مشکل شده است». اگرچه توجه اصلی آن‌ها بر تبلیغات سیاسی متمرکز است اما درباره آگهی‌های تجاری و بازاریابی نیز مطالعه کرده‌اند. در کلیات و جزئیات تمام این تعاریف تفاوت‌هایی دیده می‌شود، برخی از آن‌ها شامل قضاوت‌های ارزشی هستند و در برخی دیگر تبلیغات به مثابه اقناع انگاشته می‌شود، اما تقریباً در تمام این تعاریف تبلیغات به عنوان نوعی از ارتباطات در نظر گرفته شده است.

ادامه نوشته